به گزارش هنردستان: مهرداد کوروش‌نیا معتقد است: جایزه ادبیات نمایشی کانون نمایشنامه‌نویسان می‌تواند دو کارکرد مهم داشته باشد؛ یکی معرفی نمایشنامه و نمایشنامه‌نویس به جامعه و دیگری اهدای بسته‌های تشویقی به خالق اثر. 

این نویسنده و کارگردان تئاتر که در سومین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران (1388) نمایشنامه «آواز ستاره‌ها»‌یش در بخش نمایشنامه‌های چاپ شده صحنه‌ای موفق به کسب جایزه شد، در آستانه برگزاری هشتمین دوره این جایزه که پایان آذر به دبیری بهزاد صدیقی برگزار خواهد شد، در مورد این رویداد تئاتری گفت: «جوایزی از این دست در فضای نمایشنامه‌نویسی ما بسیار، بسیار راهگشاست. چرا که از یک سو منجر به معرفی شدن نمایشنامه و از آن مهمتر نمایشنامه‌نویس به اهالی تئاتر و به جامعه می‌شود و از طرف دیگر بُعدِ مادی و معنوی جایزه‌اش می‌تواند در حکم بسته‌ای تشویقی عمل کند.» 

نویسنده و کارگردان نمایش «آخرین‌نامه» ادامه داد: «برخی با ملاک قرار دادن جوایز ادبی و تئاتری خارجی، ایراداتی را بر جایزه ادبیات نمایشی کانون نمایشنامه‌نویسان خانه‌تئاتر وارد می‌دانند اما از نظر من سنجیدن شرایط خودمان با شرایط کشورهای پیشرفته نادرست است. ما در کدام مورد به آن‌چه فرضا در آلمان یا فرانسه می‌گذرد شبیه‌ایم که انتظار داریم شرایط برگزاری جوایز تئاتری‌مان به آن‌ها نزدیک باشد.» 

کوروش‌نیا تصریح کرد: «اگرچه در مواقعی می‌توان از جشنواره‌زدگی ما و تعداد بالای جشنواره‌هایمان انتقاد کرد اما همان‌طور که اشاره کردم کارکرد رویدادی مثل جایزه ادبیات نمایشی معرفی کردن افراد و اهدای بسته‌های تشویقی به آن‌هاست که هر دو کار را هم انجام می‌دهد. تصور کنید جوان مستعدی که فرضا در کهکیلویه و بویراحمد مشغول نوشتن است یا در سیستان و بلوچستان نمایشنامه می‌نویسد، می‌تواند به این جایزه به عنوان یکی از راه‌های دیده شدن نگاه کند.» 

نویسنده و کارگردان «مونس» در مورد اهمیت جوایز نقدی هم تصریح کرد: «نمایشنامه‌نویس کسی است که برای نوشتن هر متن زمانی را، بسته به شرایط گاه کم و گاه زیاد، صرف تحقیق و پژوهش می‌کند. این زمان عموما نادیده گرفته می‌شود و چگونگی  تامین معاش در طول آن نیز مورد توجه قرار نمی‌گیرد. اگر بر فرض محال به نمایشنامه‌نویسی می‌گفتند 50 میلیون به تو می‌دهیم و تو متنی به ما تحویل بده، او با خودش حساب می‌کرد که فرضا می‌تواند بی‌دغدغه 10 ماه از زمانش را صرف نگارش متن کند بی آن که لازم شود نگران چیزی باشد اما وقتی برای هر متن نهایتا دو یا سه میلیون دستمزد می‌گیرد طبیعی است که نتواند وقت زیادی صرف تولید اثرش کند و ناچار باشد زودتر آن را انجام دهد تا به کار بعدی برسد.» 

او ادامه داد: «این جا موضوع، موضوع عرضه و تقاضاست. وقتی تقاضاکننده بهترین شرایط را برای عرضه‌کننده فراهم آورد، طبیعتا او می‌تواند با خیالی آسوده زمانش را صرف تولید کند و بهترین چیز را به تقاضاکننده ارائه دهد اما زمانی که تقاضاکننده چنین نمی‌کند؛ عرضه‌کننده هم ناچار می‌شود کیفیت کارش را پایین بیاورد. وقتی راهکار جذب تماشاگر تقیل می‌یابد به استفاده از امکانات تبلیغاتی گسترده، استفاده از چهره‌های شاخص به عنوان بازیگر، استفاده از اصول سرگرمی‌سازی همچون متن کمدی و موسیقی و استفاده از بَزَک و دوزک‌هایی چون گریم و طراحی صحنه در ابعادی بزرگ، کارگردان هم نمایشنامه را تنها به عنوان پایه‌ای می‌بیند که می‌خواهد این‌ها را بر آن سوار کند، پایه‌ای که از نظر او به خودی خود ارزشی ندارد!» 

کوروش‌نیا افزود: «تاکیدی که از سوی برخی از دوستان‌مان بر اجرا می‌بینیم نباید به معنی بی‌اهمیت بودن متن باشد. نباید فراموش کرد که هر زمان که به شکلی افراطی به سمت شکل‌گرایی می‌رویم به این معناست که مضمون در آثارمان افول کرده است و ما می‌خواهیم جای خالی آن را با چیزی دیگر پُر کنیم. در صورتی که به عقیده من اگر می‌خواهیم آثاری غنی داشته باشیم باید فکری برای تولید نمایشنامه‌های قوی کنیم.» 

او با تاکید بر اهمیت نمایشنامه در یک تئاتر افزود: «نمایشنامه بعد از آن که نوشته و توسط نویسنده‌اش یا شخصی دیگر فرضا در تهران اجرا می‌شود، اگر قوی باشد مانند موجودی زنده به راه می‌افتد و توسط گروه‌های شهرستانی نیز اجرا می‌شود. به این ترتیب جدا از آن که یک بار در حضور خالقش و در شهر محل تولدش روی صحنه می‌رود، بارها و بارها گروه‌های شهرستانی را برای ماه‌های متمادیِ تمرین و اجرا نیز با خود درگیر خواهد کرد. این اتفاقی است که به عنوان مثال در مورد اکثر آثار نویسندگانی چون بهرام بیضایی و اکبر رادی رخ داده است.»

او که چنین اتفاقی در مورد متنی از خودش به نام «آخرین نامه» هم افتاده است، توضیح داد: «به عنوان مثال «آخرین نامه» جدا از دفعاتی که توسط خود من اجرا شد، توسط 70 گروه نمایشی دیگر هم در شهرهای مختلف روی صحنه رفت. این عدد را ضرب کنید در سه یا چهار ماهی که هر کدام از این گروه‌ها صرف تمرین و اجرای این متن کردند تا ببینید یک متن مانند «آخرین نامه» چه مدت زمانی از وقت اهالی تئاتر را به خود اختصاص داده است.» 

نویسنده و کارگردان «قرار» ادامه داد: «از آن سو ارجاع‌تان می‌دهم به تاثیری که فیلمنامه یک فیلم سینمایی از خود بر جا می‌گذارد و از آن سو سطح دستمزدها و جایزه‌ها در تئاتر و سینما که تفاوتی فاحش با یکدیگر دارند. نمایشنامه یک متن ادبی است با ارزش معنوی بسیار بالا که متاسفانه آن طور که باید و شاید مورد توجه قرار نمی‌گیرد.» 

کوروش نیا در پایان گفت: «تولید آثاری غنی از این دست؛ آثاری که بتواند بدون تاریخ مصرف به حیات خود در تهران و شهرستان‌ها ادامه دهد، از مواردی است که باید مورد تاکید قرار گیرد و جایزه ادبیات نمایشی کانون نمایشنامه‌نویسان خانه‌تئاتر می‌تواند یکی از محل‌های معرفی این دست آثار و همچنین محلی برای اهدای بسته‌های تشویقی به تولیدکنندگان این قبیل آثار باشد.»