هنردستان : شازده کوچولو» انیمیشنی فرانسوی است که داستان مشهور آنتوان دوسنت اگزوپری را با داستانی امروزی تلفیق کرده است و فضایی انتزاعی و تخیلی را به تصویر می‌کشد.

«شازده کوچولو» نام انیمیشنی ۱۰۷ دقیقه ای تولید شده در کشور فرانسه است. بسیاری از ما دهه ۶۰ را با آثار خاطره انگیز انیمیشن که از سیمای جمهوری اسلامی پخش می شد به یاد می آوریم.

 

«شازده کوچولو» نام انیمیشنی ۱۰۷ دقیقه ای تولید شده در کشور فرانسه است. بسیاری از ما دهه ۶۰ را با آثار خاطره انگیز انیمیشن که از سیمای جمهوری اسلامی پخش می شد به یاد می آوریم. «شازده کوچولو» که در کشورمان با نام «مسافر کوچولو» به صورت انیمیشن دوبعدی به نمایش درآمد نیز از جمله این سریال ها بود.

این سریال بر اساس کتابی به نویسندگی آنتوان دو سنت اگزوپری نویسنده مشهور فرانسوی که در اواخر جنگ جهانی دوم ناپدید شد، نگاشته شده است. این کتاب سومین کتاب پر فروش قرن شناخته شده است و داستان تخیلی آن راجع به سقوط یک خلبان در میان یک صحرا در آفریقا است. او با پسری عجیب آشنا شده و متوجه می شود او از فضا آمده است و آشنایی او با این پسر باعث رقم خوردن اتفاقات دیگری می شود که ادامه داستان را رقم می زند.

انیمیشن «شازده کوچولو» به کارگردانی مارک آزبرن و با تلفیقی از یک داستان فرعی دیگر ساخته شده است. «شازده کوچولو» با بودجه ۷۷ میلیون دلار تولید شد و توانست در اکران خود به رقم ۹۷ میلیون دلاری دست یابد. تولید این انیمیشن سینمایی محصول همکاری و تهیه کنندگی چندین استودیوی بزرگ تلویزیونی فرانسوی است و می توان آن را بضاعت سینمای فرانسه در زمینه انیمیشن دانست.

از دیرباز تاکنون فرانسه دارای جایگاه خاص هنری در قاره اروپا بوده است. این موضوع جدا از ابتذال آمیخته به هنر در فرهنگ غرب مطرح می شود. انیمیشن در این کشور به صورت جدی دنبال می شود و آثار مهم هنری انیمیشن همچنان در این کشور تولید می شوند که تنها متمرکز بر تکنیک سه بعدی نیست و شامل آثار دو بعدی نیز می شود که بخشی از آنها در جریان جشنواره انیمیشن تهران در اسفند ماه ۱۳۹۵ به نمایش درآمدند.

 

داستان فیلم

داستان راجع به نقد زندگی ماشینی و بی روح امروزی است که در ظاهر زندگی مدرن جای گرفته است. دخترکی کوچک که شخصیت اصلی داستان است و به همراه مادرش زندگی می کند. در داستان خبری از پدر خانواده نیست و مادر خانواده مجبور است برای کسب درآمد و گذران زندگی سخت کار کند. دختر کوچک نیز به تصمیم مادرش تمام تابستان را بدون هیچ تفریحی در یک برنامه بی رحمانه مطالعات قرار گرفته است تا بتواند در آکادمی مشهور ورث قبول شود. آنها بعد از نقل مکان به خانه جدیدشان با پیرمرد خلبان همسایه می شوند و در روز نخست سکونت در محله جدید به دلیل آزمایشات این خلبان برای تعمیر و راه اندازی هواپیمای قدیمی اش و پرتاب شدن ملخ جلویی هواپیما خسارت زیادی به خانه آنها وارد می شود و این موضوع باعث حضور پلیس و تذکر به پیرمرد می شود. او مجبور می شود تا خسارت این کار را بپردازد در حالی که هیچ یک از همسایه ها روی خوش به او نشان نمی دهند.

اتفاق مذکور باعث کنجکاوی دخترک کوچک نسبت به پیرمرد خلبان همسایه می شود در حالی که بدون توجه به برنامه مطالعاتی خویش ادامه می دهد. بعد از مدت کوتاهی او به داخل حیاط پیرمرد سرک می کشد. حیاطی که بر خلاف معماری خانه های خشک و بی روح محله شان دارای طبیعت زیبا و حیوانات بوده و سرسبز است. این نخستین برخورد این دو است. پیرمرد با علاقه شروع به تعریف کردن داستان زندگی خود برای دختر خردسال می کند و رفته رفته این داستان باعث می شود تا او دیگر علاقه ای به اجرای برنامه مطالعاتی نشان ندهد و هر روز پس از رفتن مادرش به سر کار مخفیانه به خانه پیرمرد همسایه می رود تا ادامه ماجرا را بشنود.

داستان راجع به سقوط پیرمرد خلبان در دل صحرای قاره آفریقا در دوران جوانی است. او با پسری آشنا می شود که از سیاره ای کوچک و دور آمده است و رفتاری خاص دارد. پسر کوچک شاهزاده نام دارد و داستان زندگی خود را بیان می کند. او در سیاره خود که بسیار کوچک است صاحب یک گل رز زیبا می شود و به آن عشق می ورزد اما بر اثر اختلاف نظر با او ٬ برای گشت و گذار و تهیه کردن غروب آفتاب برای گل رز مورد علاقه اش از آنجا می رود و مشغول سفر به دیگر سیاره ها و آشنایی با آنها می شود. او با پادشاه که مالک همه چیز است و اداره امور کلی به دست اوست، ملاقات می کند. بعد از آن با مردی کلاه به سر و از خود راضی که تمایل دارد از او تعریف و تمجید کنند و در سیاره ای دیگر تنها زندگی می کند، روبرو می شود. در انتها او با حسابدار و اداره کننده ستاره ها ملاقات می کند که می خواهد حساب و کتاب همه چیز را در دست داشته باشد.

شاهزاده به زمین می آید و با یک مار مرموز آشنا می شود که در قاره آفریقا زندگی می کند. سپس با روباه دوست داشتنی روبرو می شود و تبدیل به دوست صمیمی روباه می شود. خلبان در جستجوی سرمنزلی برای نجات از بیابان با شاهزاده به راه می افتد. او حالا شاهزاده را بیشتر می شناسد و او را مانند پسرکی کوچک دوست می دارد. در توقفگاهی شاهزاده کوچک به خلبان می گوید که وقت رفتن او به سیاره خود فرا رسیده است و بعد از خداحافظی با او از خلبان جدا و ناپدید می شود. اکنون سال‌ها است که خلبان پیر در اندیشه تعمیر هواپیمای خود و سفر به سیاره شاهزاده کوچک و ملاقات با او است.

اما مادر دختر از بازیگوشی و درس نخواندن دخترش مطلع می شود و پای پلیس به ماجرا باز می شود. دخترک مجبور می شود تن به درخواست مادرش بدهد و دوباره برنامه مطالعاتی از سر گرفته می شود. در بگومگو های او و مادرش گریزی به پدر او نیز زده می شود و دخترک می گوید پدرش نیز مانند مادرش همین گونه غرق کار شده و ناگهان از زندگی آنها ناپدید شده است. پدری که هدیه های تولد او به دخترش در بخشی از فیلم دیده می شود که ظاهرا حکایت از طلاق و جدایی او از آنها را دارد. دخترک زیر فشار مطالعه خسته می شود و روزی تصمیم می گیرد تا مخفیانه به همراه پیرمرد و با هواپیما به دنبال شاهزاده بروند اما متوجه می شود که پیرمرد تنهایی به این مسافرت می رود و از این کار بسیار ناراحت شده و رابطه آنها قطع می شود.

دخترک همچنان تحت نظارت مادرش مشغول مطالعه است اما روزی متوجه وخامت حال پیرمرد و انتقال او به بیمارستان می شود. نیمه شب او که افسرده و ناراحت است مخفیانه به منزل پیرمرد می  رود و در می یابد که او هواپیما را برای دخترک آماده کرده است. او به همراه روباه سوار هواپیما می شود و به سفر می رود.

آنها به سیاره مورد نظرشان می رسند اما حالا شرایط عوض شده است و شاهزاده کوچک دیگر کودک نیست و بزرگ شده است و سیاره تحت مدیریت حسابدار به شکل ماشین وار اداره می شود و او تنها کودک این سیاره است. جایی که همه مانند قطعات مکانیکی زندگی و کار می کنند.

تلاش های او باعث یافتن شاهزاده می شود و شاهزاده کم کم به خود می آید و به دنبال ستاره های خود می گردد و این تلاش باعث جدال حسابدار با او و دخترک می شود که در نهایت باعث پیروزی او و فروریختن سیستم بنا شده حسابدار می شود.

شاهزاده با دخترک خردسال و روباه سوار بر هواپیما به دنبال گل رز خود می گردد و او را در حالی می یابد که از بین رفته است اما بقایای گل رز باعث طلوع مجدد خورشید و شروع زندگی می شود تا شاهزاده بزرگسال دوباره کودک شود. دخترک حالا که همه چیز به حالت عادی برگشته است به دنیای واقعی بر می گردد و به همراه مادرش به بیمارستان و عیادت پیرمرد می روند و در پایان مادرش نیز علاقمند به رصد کردن ستاره ها در شب می شود.

نقد و بررسی

در این انیمیشن داستان اصلی که نوشته نویسنده مشهور فرانسوی بوده است در بستر یک داستان امروزی روایت شده و تلاش شده تا توازن میان دنیای اصلی و فرعی یا دنیای خیالی و واقعی حفظ شود. تصویر پردازی و کارگردانی هنری این انیمیشن کاملا غیرهالیوودی به شمار می رود. رویکرد هنری و منظر بصری شاهزاده کوچک با آنچه در آثار هالیوودی مثل «درون \ برون»، «بچه رییس»، «زوتوپیا» و... دیده ایم، متفاوت است. معماری خانه های فیلم بسیار یک شکل و هندسی و منظم است که کنایه از سبک زندگی امروزی و مدرن و در عین حال خشک و بی روح غربی است. طراحی کاراکتر ها نیز بر همین اساس صورت گرفته است و غیر از شخصیت های اصلی سایر شخصیت ها دارای طراحی یکنواخت و مشابه هستند. این امر می تواند ناشی از بودجه ساخت فیلم باشد. تکسچر و شیدینگ این انیمیشن از نظر کیفی عالی نیست اما در اندازه خود مطرح است هر چند امروزه انیمیشن های ساخته شده در این سطح دارای سطح بالاتری از جزییات و زیبایی در طراحی هستند. بخشی از این انیمیشن که روایت کننده سرنوشت شازده کوچولو است به روش استاپ موشن ساخته شده که جذابیت آن را دو چندان کرده است. در کنار این موضوع انتخاب ضعیف صداپیشگان آن و بی سلیقگی در انتخاب صداها نقطه ضعف کار به شمار می رود و به غیر از صدای شازده کوچولو دیگر صداهای به کار رفته هماهنگی و تطابق کمی نسبت به کاراکتر در نظر گرفته شده، دارند.

از محورهای اصلی داستان اهمیت عشق و علاقه٬ نشاط درونی و زنده بودن کودک درون و تنوع در زندگی است. گل رز که مورد عشق شاهزاده کوچک قرار می گیرد استعاره خوبی از این مفاهیم است. همینطور روابط بسیار صمیمی شاهزاده با روباه و دیگر حیوانات فضایی لطیف پدید آمده که با تکنیک استاپ موشن به خوبی نمایش داده شده است.

اهمیت به قوه تخیل و بی توجهی به بایدها یا نبایدهای زندگی ظاهرا از پیام های داستان و انیمیشن است اما جدال فرزند با مادر و مخالفت او نکته‌ای منفی در داستان به شمار می رود که در مقایسه با آثار مشابه هالیوودی وضعیت مناسب‌تری را دارا است. هر چند دخترک از نبود پدرش و ناقص ماندن ساختار خانواده رنج می کشد و تا پایان نیز خانواده او بدون پدر باقی می ماند. در این فیلم نقد بیش از حد والدین در آثار سینمای غرب و تاکید بر تحقق بخشیدن به آرزو و امیال کودکان در سال های گذشته بیش از پیش به چشم می خورد.

فضای انتزاعی درون مایه اصلی انیمیشن «شازده کوچولو» است. انتزاعی که موتور محرکه پیشبرد داستان تا انتها است و برای مخاطبین بزرگسال نیز اهمیت پیدا می کند. سیاره های مختلف که همگی بسیار کوچک هستند و شخصیت های خاصی در آن زندگی می کنند که همگی گوشه هایی از رفتار های بزرگسالانه ما را به صورت غلو شده نشان می دهند تا مخاطب خود درباره شان و رفتار و کردار آنها به قضاوت بنشیند.

با این وجود «شازده کوچولو» از حس زیبایی شناسی درونی برخوردار است که انیمیشن های هالیوود فاقد آن هستند. شاید بتوان تکنیک اجرای انیمیشن های هالیوودی را برتر از «شازده کوچولو» تلقی کرد که در برخی از موارد نیز چنین است اما نمی توان از محتوای خاص و نحوه نمایش درونمایه داستان در این انیمیشن فرانسوی چشم پوشید.