به گزارش هنردستان: در پی بروز زلزله یکشنبه شب گذشته شاهد تخریب منازل بسیاری از هموطنانمان در مناطق غربی کشور بودیم اما از سوی دیگر آثار باستانی و تاریخی مناطق فوق آسیب جدی ندیده اند. به راستی چرا بناهای جدید ما با تلنگری فرو ریخته و آثار قدیمی مقاوم هستند؟

یک شنبه شب گذشته زلزله ای شدید در بیشتر استان های غربی و مرکزی کشور ثبت شد که متاسفانه بر اثر آن شماری از هموطنانمان کشته و زخمی شده و بسیاری از ساختمان ها و مراکز شهری با آسیب هایی جدی رو به رو شدند. موضوعی که در این میان باید به آن توجه کرد، آسیب دیدگی جدی بسیاری از بناهای تازه سازی بود که تنها چند سال از عمر آن ها می گذرد و در این میان تصاویر متاثر کننده ای از تخریب خانه های موسوم به مسکن مهر بر اثر زلزله در فضای مجازی در حال انتشار است که در یکی از این موارد شاهد نشست و فرو رفتن یک طبقه کامل از این ساختمان ها به زیر زمین هستیم.  سوالی که در این میان مطرح می شود این است که چرا از یکسو علی رغم وجود این تعداد از آثار باستانی و تاریخی در ایران و از سوی دیگر زلزله خیز بودن این سرزمین، شاهد مقاومت و استواری ابنیه تاریخی و باستانی دربرابر زلزله هستیم و در عین حال ابنیه جدید که قاعدتا بر اساس روش های نوین و فناوری های مدرن ساخته شده اند؛ به سادگی تخریب شده و با کوچکترین تلنگری فرو می ریزند.

 چرا از یکسو علی رغم وجود این تعداد از آثار باستانی و تاریخی در ایران و از سوی دیگر زلزله خیز بودن این سرزمین، شاهد مقاومت و استواری ابنیه تاریخی و باستانی دربرابر زلزله هستیم و در عین حال ابنیه جدید که قاعدتا بر اساس روش های نوین و فناوری های مدرن ساخته شده اند؛ به سادگی تخریب شده و با کوچکترین تلنگری فرو می ریزند.

بر اساس گزارش های رسمی منتشر شده ، در زلزله شب گذشته 5 اثر تاریخی در استان کرمانشاه آسیب هایی نه چندان جدی دیده اند و در استان های دیگر از جمله آذربایجان شرقی، هیچ یک از آثار باستانی آسیب ندیده اند و حتی در استان ایلام، فقط بنای موزه باستان شناسی ترک خورده است که ساختمانی جدید است. البته در مجموع باید در نظر داشت که سرنوشت هر اثر تاریخی در انتها، نابودی و فنا است و در این میان باستان شناسان و مرمتگران تلاش می کنند تا این موضوع را به تاخیر انداخته و هم اکنون در گوشه و کنار جهان و کشور باستانی ایران شاهد حضور بسیاری از بناهای تاریخی با قدمتی چند صد ساله و حتی چند هزار ساله هستیم که تاکنون در برابر زلزله های متعددی استوار و پابرجا باقی مانده اند.

در حافظه تاریخی سال های اخیر کشورمان زلزله های متعددی رخ داده که شاید از منظر میراث فرهنگی و آثار باستانی؛ مخرب ترین آن ها زلزله بم و زلزله قزوین هستند که منجر به تخریب ارگ تاریخی بم و برج های خرقان شدند. از این دو مورد که بگذریم در مقام مقایسه آثار باستانی و آثار معماری جدید می توان به جرات ادعا کرد که آثار تاریخی با قدمتی چند صد ساله به مراتب موفق تر و استوار تر هستند.

همزمان با این زلزله در شبکه های مجازی صحبت از خراب نشدن آثاری مانند طاق بستان بر اثر زلزله شدید اخیر پیش آمده که از نظر علمی مقایسه درستی نیست زیرا در این مقایسه باید در نظر داشت که برخی آثار باستانی از جمله طاق بستان، نقش رستم و نقش رجب را نمی توان با آثار معماری و سازه های تاریخی مقایسه کرد زیرا این آثار در حقیقت کاربری سازه نداشته و باید آن ها را سنگ یا صخره نگاره محسوب کرد. از سوی دیگر اما بناهای تاریخی از قبیل گنبد سلطانیه با عظمتی بسیار زیاد و طراحی معماری منحصر به فرد خود در برابر ده ها زلزله مقاومت کرده و خم به ابرو نیاورده است.

گنبد سلطانیه ، بزرگ ترین گنبد آجری دنیا و آرامگاه سلطان محمد خدابنده یا اولجایتو است. ساخت این بنا در سال 703 هجری آغاز شد و در سال 713 هجری به پایان رسید.

پلان این بنا هشت ضلعی است و در دو طبقه ( همکف ، طبقه های اول و دوم ) و یک سردابه با کاربری آرامگاه ساخته شده است. آرامگاه سلطان محمد خدا بنده دارای هشت ایوان ، هشت مناره و  هشت ورودی بوده که در متون تاریخی به ابواب البر (درهای بهشت) مشهور بوده  و اکنون تنها یک ورودی آن باقی مانده است . از بخش های دیگر این مجموعه می توان به  گنبدخانه ، تربت خانه و سردابه اشاره کرد. از جمله ویژگی های فنی این بنا می توان به ارتفاع 45 متری و قطر دهانه گنبد 25 متری آن اشاره کرد که تنها روی نیم متر پی بنا شده و طی 7 سده ای که از ساخت آن می گذرد، نشستی متوازن داشته و با توجه به موقعیت جغرافیائی خود، در برابر ده ها زلزله مقاومت کرده است که از آن جمله می توان به زلزله های رودبارو قزوین در سال های اخیر اشاره کرد.

نمونه دیگری که از آن به عنوان یکی از شاهکارهای معماری یاد می شود، منار جنبان است که نه تنها در برابر زلزله های متعددی مقاومت کرده است، خود نیز قابلیت ویژه ای دارد. نکته قابل توجه در این بنا حرکت مناره ها است که با حرکت دادن یکی ، دیگری نیز حرکتی محسوس دارد . حرکت مناره ها به گفته سعید نفیسی در کتاب آثار تاریخی اصفهان  در نظر استادان فن خیلی عجیب نیست و چنین بیان کرده اند که این کیفیت در تمام مناره ها موجود است با این تفاوت که در این بنا چون مناره ها سبکتر و باریکتر هستند ، حرکت آن ها محسوس تر است  و در ضمن کلاف های چوبی که در بالا و پائیین هر یک از مناره ها به کار رفته ، نیز عامل موثری در تسهیل حرکت مناره ها به شمار می رود .

راجع به حرکت مناره ها صحبت فراوان است ولی احتمالاً  به حقیقت نزدیک تر باشد اگر بگوییم که این بنا را به قصد حرکت مناره ها از روز اول نساخته اند، بلکه پس از ساختن مناره ها در طرفین ایوان ، که به نظر اساتید فن ، مدتی بعد از ساختن بنا ایجاد شده ، حرکت مناره ها به وجود آمده است. چیزی که بیشتر موجب شگفتی است آن است که نه تنها در موقع حرکت دادن یکی از مناره ها مناره دیگر هم حرکت می کند ، بلکه این حرکت به تمام نقاط این ساختمان منتقل می گردد  به طوری که اگر لیوان آبی را بر روی سنگ قبر عمو عبدالله قرار دهیم و سپس مناره ها را حرکت دهیم ، در سطح آب لیوان حرکت محسوس است .    

در روایات و مستندات تاریخی به حرکت مناره ها  در بناهای دیگری نیز که در این دوره ساخته شده اند اشاره شده است . به طوری که از نوشته های جهانگردان بر می آید ساختمان های متحرک مشابه منار جنبان ، در نقاط دیگر هم دیده شده است . از آن جمله  ابن  بطوطه سیاح معروف مغربی که در سال 725 هجری قمری به عزم جهانگردی از وطن خود طنجه ، خارج شده ، در ذکر عمارات  شهر بصره چنین می گوید :

 «در نزدیکی شهر ، عمارت مرتفعی دیده ام که گفتند مسجد جامعی است که به علی ابن ابی طالب  نسبت داده اند . که هر هفته یک روز اهالی شهر در آن نماز جمعه می خوانند . روزی  به نماز جمعه در مسجد حاضر شدم . صحن بزرگی داشت که با سنگریزه های سرخ مفروش بود و قرآن خلیفه سوم ( عثمان بن عـفـان ) در آن جا قرا ر داشت . در گوشه های این مسجد صومعه های چندی است که یکی را صومعه متحرک ، یعنی جنبان می خوانند . با چند نفر بر پشت  بام آن محل رفتم . در گوشه های بام ، رکن هائیی ـ مناره های کوچک ـ بود که در آن ها چوب ضخیمی میخکوب کرده بودند که گوشه ای برای دست گرفتن داشت . یک تن از اهل بصره همان چوب را گرفت و ........ آن را سخت تکان داد و سطح بام به حرکت در آمد . بعد از آن من همان چوب را گرفتم .......... منار باز هم بام به جنبش آمد . و..... »

ابوالقاسم محمد بن محمد بن جزی کلبی از معاصرین ابن بطوطه که سفر نامه او را گردآوری کرده است ، چنین می گوید :

« در شهر برشانه ( از قرا شهر بزرگ اشبیلیه . ـشهر  سویل کنونی در اسپانیا ـ در کنار الوادی الکبیر )   از بلاد اندلس یکی از صومعه های مسجد بزرگ آن را دیدم که در موقع تکان دادن به جنبش می آید  بی آنکه حرفی گفته یا دعائی خوانده شود . من خود بر بام آن صومعه رفتم و جمعی نیز با من بودند چوب هایی را که در موقع تکان دادن می گیرند در دست گرفتم و تکان دادم ، چنان به حرکت درآمد که من به ایشان اشاره کردم که از جنباندن دست بردارند . 

( به نقل از سعید نفیسی . با اندکی تصرف از رحلة ابن بطوطه چاپ مصر . جلد یک . صفحه 127 الی 128 )

همانطور که از مطلب بالا مشخص است، نوع استفاده از بست های منعطف و تیرهای چوبی سبب شده است تا این بناهای تاریخی در برابر حرکت و شوک های ناشی از آن مقاومت کرده و در نتیجه زلزله نتواند به آن ها آسیب برساند. حال نکته مهمی که باید کمی بیشتر درباره آن تامل کرد، این است که چرا امروزه با توجه به پیشرفت های علمی و در دسترس بودن فناوری های مدرن، ساختن بناهایی که در برابر زلزله به طور استاندارد مقاومت کرده و تخریب نشوند، موضوعی دور از دسترس بوده و با هر زلزله کوچک و بزرگی شاهد تخریب این آثار و سازه ها هستیم. چگونه معماری فاخر و قدرتمند ایرانی امروز تبدیل به معماری بی هویتی شده است که با کوچکترین تلنگری تخریب شده و فاجعه به بار می آورند. قطعا پاسخ این سوال، نبود امکانات و فناوری نیست و به سادگی می توان سازه های معماری را به طور استاندارد و با مطالعات زمین شناسی و عدم ساخت و ساز در مناطق پر خطر اجرا کرد، اما اینکه چرا این اتفاق مهم رخ نمی دهد، سوالی است که باید بیشتر درباره پاسخ آن اندیشه کرد.