Back to Top

موقعیت هفت‌نفره بی سر و ته

منتشر شده در سه شنبه, 11 خرداد 1395 23:10 چاپ

 هنردستان: رضا آشفته/ آرتیگوشه از آن دست نمایش‌هایی است که به دلیل نوع برداشت از وضعیتی که در آن ادغام و تلفیق بین دنیاهای متضاد انجام شده است به نوعی می تواند یک وضعیت پسامدرن داشته باشد.

از آن سو نیز درآن هفت موقعیت تک نفره به هم پیوند می خورد که البته سر و ته هم ندارد چون این تعداد می تواند بی‌شمار هم باشد اما در اینجا هفت تابلو در نظر گرفته شده است که از تلفیق این قصه‌ها و روایت‌ها بشود یک نمایش از دل آن بیرون کشید و این مهم نیز به تماشاگر واگذار شده است که خودش این دستاویز را به نتیجه و تعبیرات دلخواه سمت و سو دهد و در این مسیر که پازل هایی به کل موزاییک وار در کنار هم واقع می شود که دو سوی این ماجراها ایران و یونان باستان واقع شده است.

 

ادامه مطلب...

چشم‌اندازی روشنگرانه در ابعاد وسیع تالار وحدت

منتشر شده در سه شنبه, 15 دی 1394 23:31 چاپ

هنردستان/ رضا آشفته: در نمایش خاطرات و کابوسهای یک جامه دار از زندگی و قتل میرزاتقی خان فراهانی، بیش از هر چیزی طراحی و میزانسن است که به چشم می آید. دکتر علی رفیعی همواره در ایجاد فضا، تصویر و ترکیبهای تاثیرگذار یکی از بهترین ها در تاریخ تئاتر ما بوده است. به بیان بهترچشم نوازی آثارش مثال زدنی است.

زمانی که کلاوس پیمان، کارگردان آلمانی، در جشنوارۀ بیستم تئاتر فجر، نمایش ریچارد دوم را اجرا کرد؛ برای ما تماشاگران ناآشنا با تئاتر روز دنیا آشکار شد که چگونه می شود در تالار وحدت با آن ابعاد ژرف و وسیع، کاری را بست که در آن همه ابعادش پر شود و همه جایش به چشم بیاید. بعد از آن خالی ماندن این تالار از چنین اجرایی شد آرزویی دور از ذهن تا اینکه علی رفیعی در سال 87 شکار روباه را به صحنه آورد که می توانست تداعیگر چنین تاثیری در ابعاد کلان باشد. نمایشی با تصاویر درشت و قابل نفوذ که هنوز برای خیلی ها یک تاثیر ماندگار است. این بار هم با نمایش خاطرات و کابوسهای یک جامه دار… این مهم به گونه ای دیگر و حتا کمی فراتر از شکار روباه چشمگیر شده است. البته به این نمایش می توان در مورد متن مخالفتهایی کرد و در نقد بعضی از بازیگران مطلب نوشت اما در مورد طراحی و میزانسن با توجه به دامنۀ تاثیر و کارآیی اش باید گفت که این نمایش در ابعاد تالار وحدت چشم اندازی زیبایی را رقم زده است.

 

ادامه مطلب...

پیشنهادی برای تئاتر خصوصی

منتشر شده در سه شنبه, 24 آذر 1394 23:43 چاپ

  هنردستان: رضا آشفته/ نمایش در بارانداز نوشته و کار کاوه آهنین جان با آنکه در نگاه اول برگرفته از یک فیلم سینمایی به همین نام از الیا کازان است اما در واقع برداشت آزادی است که در تلفیق با قصۀ خون آشام (دراکولا) سمت و سوی دیگری گرفته است و به نوعی تبدیل به اثری مستقل شده است.

یک بندرگاه که در آن مافیایی فاسد همچون مجموعه ای از خون آشامان به جان و زندگی مردم افتاده اند و آنان را تا نابودی مطلق تحت فشار قرار داده اند و در این شهر بی قانون هیچ دادرسی نیست مگر خود مردم آگاه شوند که تا خرخره در فساد غرق شده اند و اگر نجنبند در این غرقاب از بین خواهند رفت.

 

ادامه مطلب...

«متاستاز»؛ چشم انداز امید

منتشر شده در جمعه, 13 آذر 1394 23:51 چاپ

 هنردستان: رضا آشفته/ نمایش متاستاز از شیوه ی ترکیبی و تلفیقی بهره مند است تا که بتواند مخاطبش را به یک مسالۀ درمانی آگاه سازد. شاید هم خود شیوهای درمانی است و شاید هم چشماندازی از شور و امید است؛ به این امید که بشود در کنار بیماران سرطانی برای مبارزه با آن جنگید و برای درمان و داوام زندگی امیدوار شد. از این منظر هنر موجود در متاستاز  کاملا کاربردی است. اما در آن تلفیقی از شیوۀ تئاتر روایی منسوب به مشرق زمین، رقص هندی و مشارکت و برخورد زنده و کارکردی مخاطب در بدنۀ آن لحاظ شده است.

علی اصغر دشتی پیوسته در حال آزمون و خطاست و برای همین هم بی گدار به آب نمی زند؛ هر چند برخی او را به شکست یا توقف محکوم کنند چون او پیوسته مسیر خود را طی طریق می کند و می داند که چه سر مقصدی دارد. شاید برخی او را پسامدرن تلقی کنند و برخی دیگر او را بیرون از قواعد جاری و متعارف بشناسند اما به هر تقدیر نمایش علی اصغر دشتی همواره مورد توجه و التفات همگان واقع شده است. این تنها یک دلیل دارد و آن هم جوهرۀ هنری و زیبایی شناسانه ای است که در تک تک آثارش جاری و ساری بوده است.

 

ادامه مطلب...

باغ آلبالوی دگرگون شده

منتشر شده در چهارشنبه, 04 آذر 1394 00:00 چاپ

هنردستان: رضا آشفته/ باغ آلبالوی آنتون چخوف این بار از نگاه نویسندۀ ایرانی و اجرای آتیلا پسیانی به صحنه می­ آید بنابراین دیگر کاری نمی­توان به آن شاهکار جهانی آفریده شده در سال 1904 م. داشت چون این مُهرِ بر اساس باغ آلبالو، ما را متوجۀ التفاتی دگرگونه به آن متن خواهد کرد که در خوانش و نگرۀ دیگری در ایران قرن بیست و یکم تولید شده است.

اینکه ایرانی­ ها متون دیگران را بازنگری می­ کنند جای بسی خوشحالی است اما مشروط بر آنکه بدانیم آیا می­ توان با این تغییر در نگاه و ایجاد زاویۀ دید تازه مخاطب ایرانی را متوجۀ نکتۀ تازه­تری در متون دیگران کرد یا خیر؟! چنانچه اکبر زنجانپور مخالف با دراماتورژی در متنِ معاصران است و اگر تغییر و تحولی را هم در آنتون چخوف به وجود می­آورد ناخواسته و در شکل و شمایل اجراست.

 

ادامه مطلب...

صفحه7 از8