«آوای فاخته»؛ یک رمان واقعگرایانه خوب کارآگاهی از نویسنده هری پاتر!

عباس کریمی عباسی

«آوای فاخته» درباره کورمون استرایک؛ یک کاراگاه خصوصی شکست خورده در شغل و عشق است که پیش از این پلیس نظامی در خاورمیانه بوده و بعد از این که یک پایش را در افغانستان از دست می دهد از ارت بیرون می آید. وی که در ابتدای داستان با نامزد پولدارش به هم می زند چون جایی را ندارد در دفتر کارش اقامت می کند در حالی که بدهی سنگینی دارد و برای همین اولین کار محوله را که پول خوبی برایش دارد قبول کرده و در پرونده قتل یک مانکن را که پلیس عقیده دارد خودکشی کرده غرق می شود.

اگرچه پیرنگ کار ما را یاد داستان هایی از همت، چندلر، مک دونالد، چیس و نظایر آنها می اندازد رولینگ با هوشمندی ای که دارد پای مصنوعی استرایک را وسط می کشد تا داستانی متفاوت از یک کاراگاه خصوصی علیل ارائه کند ضمن این که با خلق شخصیت های فرعی نظیر خواهر و شوهر خواهر استرایک که معمولا در داستان های کارآگاهی جایی ندارند سعی می کند تا شخصیت پردازی گسترده تر و کاملتری از همتایان خو ارائه دهد به طوری که با ایجاد ریتمی فرعی توسط پای مصنوعی این عضو به صورت شخصیتی مجزا در می آید که خواننده نگرتن سرنوشتش می شود.
پرداخت شخصیت ها به صورتی واقعگرایانه موضوعی است که باید اعتراف کنم قبل از خواندن کتاب فکرش را هم نمی کردم و به دلیل سابقه فانتزی نویسی رولینگ ذهنیت کتابی در حد آثار نویسندگان زن پلیسی‌نویسی چون دوروتی سایرز یا نیائو مارش را داشتم. رولینگ شخصیت پردازی بسیار خوبی دارد و با خواندن کتاب احساس می کنید استرایک را سالهاست که می شناسید و با رنج هایش زندگی کرده و با شادی هایش خندیده اید. ضمن این که طنز خاصی که این شخصیت در اظهار نظرهایش دارد داستان را برای شما جذابتر می کند:
“استرایک به زور لبخند زد و برایش دست تکان داد و بعد، سیگاری روشن کرد و غرق در این اندیشه شد که تصور لوسی از همدردی، به طور ناخوشایندی مانند برخی از روش های بازجویی بود که در گوانتانامو به کار می بردند!” ص 351 پ آخر
داستان از سویی از توصیفات روانشناسانه ای که رولینگ در جهت شخصیت پردازی بهتر در خدمت می گیرد بهره برده است. نمونه زیر روانشناسی درستی از مردهاست که کمتر نویسنده زنی تاکنون به آن توجه داشته است:
“استرایک بنا بر خستگی و کج خلقی اش رابین را نیز در کمال بی انصافی مشمول دلخوری عمومی اش از زن هایی کرد که گویی نمی توانستند مردی را به حال خود بگذارند و آرامشش را بر هم نزنند…” ص 357 پ سوم
نکته دیگری که باید در کتاب به آن اشاره کرد ترجمه دقیق و برگردان خوب ویدا اسلامیه است که خواندن کتاب را لذتبخش تر می کند و دیالوگهای محاوره ای که کمتر در ترجمه کتابها دیده می شود حالتی صمیمی و واقعگرایانه تر به کتاب می دهد.

۰ دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?