نقدی بر «اتاق» لني آبراهامسون؛
اتاقی که از خودش بیرون می‌رود

      علی ناصری – هنردستان/ فيلم سينمايي «اتاق» داراي ايده اي جذاب است كه مي توان بار دراماتيك بالايي به آن تزريق كرد. زنداني بودن مادر و فرزندي 5 ساله به نام جك مدت پنج سال در يك اتاق كه موقعيتش در ابتدا مشخص نيست توسط مردي كه گويا پدر جك است براي مخاطب جذاب است اما نكته اي كه بيش از هر چيز اهميت دارد فضاسازي درست است تا مخاطب بتواند چنين مسئله عجيبي را باور كند.

فيلمساز براي فضاسازي مناسب به خوبي تلاش كرده و توضيحاتي نسبتاً كافي در ابتداي فيلم درباره زنداني بودن جك و مادرش در اتاق به مخاطب ارائه مي كند كه مخاطب علاوه بر پذيرش ماجرا با شرايط جك و مادرش همراه مي شود اما طولي نمي كشد كه فيلم به شدت غرق در احساسات مي شود و فيلمساز سانتيمانتال كه تلاشي براي فضاسازي در جهت غمناك بودن فيلم نكرده فضاي غمگين «اتاق» به مخاطب منتقل نمي شود.

photo_2016-03-30_15-01-14

شخصيت مادر دلسوز و مهربان است، جك پسر بچه اي كنجكاو و ماجراجو است كه مي تواند براي مخاطب قابل قبول باشد اما عصبانيت و رفتار خشن نيك پير نسبت به مادر و جك باورپذير نيست و فيلمساز براي چنين رفتاري از سوي نيك دليلي در كليت فيلم قرار نداده است.

از طرفي شخصيت نيك پير در ميانه فيلم فراموش شده و فيلمساز عاقبت مشخصي براي او در نظر نگرفته است و اين مسئله يكي از مشكلات اصلي فيلم است چرا كه مخاطب به شكل رابطه نيك و جري پي نمي برد و جك نيز در ادامه چيزي از نيك نمي گويد كه ديگر كاراكترها بخواهند اين شخصيت را پيدا كنند و فيلم براي نيك نيز سرنوشتي مشخص تأيين كند.

«اتاق» را مي توان به دو بخش تقسيم كرد. بخش اول اين فيلم در اتاق مي گذرد و بخش دوم مربوط به اتفاقات بيرون از اتاق مي شود. بخش اول «اتاق» داراي جذابيتي است كه در بخش دوم از بين مي رود و فيلم به طور كلي از ريتم افتاده و به شعارپردازي دست مي زند به گونه اي كه شعارهايي چون «زندگي در دنياي واقعي سخت تر است» مي پردازد و قصه جذابي كه در فيلم شكل گرفته بود را كنار مي گذارد و به شكلي غلط فيلم تلاش دارد كه فلسفي باشد.

در اتاق دوربين سر در گم است و فضاي اتاق به خوبي به مخاطب معرفي نمي شود و با طراحي صحنه و نورپردازي فضايي سرد به فيلم حكمفرما است اما پس از خروج از اتاق نور وارد فضا مي شود و در فضاي خانه هر چند كه صميميتي وجود ندارد گرمايي احساس مي شود كه در اتاق وجود نداشت. در حاليكه وابستگي جك به اتاق خلاف اين فضا را مي خواهد نشان دهد و بهتر بود كه فيلمساز فضاي اتاق را براي مخاطب كه قرار است با جك همراه شود گرم و صميمي تر مي كرد تا در سكانس پاياني كه قرار است مخاطب دچار احساسات شود با فضاي فيلم بيشتر همراه مي شد.

 بازي بازيگران را مي توان قابل قبول دانست و همگي بازيگران از جمله جك كه بازي در نقش اصلي را به دوش داشته از پس ايفاي نقش شان برآمده و شخصيت جك را كه در مرحله شناخت دنيا قرار مي گيرد به خوبي ساخته اما فيلمساز كه مي توانست بيش از اين شخصيت جك را دنبال كند و جذابيتي دو چندان را به فيلم ببخشد دست به اين كار نزده و بيشتر براي مضاميني فلسفي تلاش كرده است.

با توجه به اينكه مسير پيشروي قصه براي مخاطب مشخص نيست، كمتر كسي مي تواند پايانبندي «اتاق» را حدس بزند اما با توجه به اينكه فيلم به شكلي سانتيمانتال به اتمام مي رسد فيلمساز مي توانست پايانبندي بهتري براي اين اثر در نظر بگيرد.

به طور كلي «اتاق» اثري است كه در ساختار دچار ضعف است و نتوانسته مضموني را كه مي خواهد در فرم به مخاطب ارائه دهد اما تلاش فيلمساز براي ارائه مضمون و محتوا در فرم قابل تحسين است چرا كه لني آبراهامسون براي بيان مضامين فيلمش دست به شعار نزده ولي در فرم نيز ضعيف عمل كرده است.

«اتاق» مي توانست با حذف سكانس هايي اضافي و اضافه كردن بخش هايي كوتاه به آن تبديل به فيلمي نيمه بلند و قابل قبول شود كه مضمون مورد نظر را نيز به مخاطب منتقل مي كرد.

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?