گفتگوی اختصاصی هنردستان با یک هنرمند نقاش
احتمایی: در بازار بی‌هویت نقاشی عصای موسی هم معجزه نمی‌کند/ دنبال فراموش‌نشدن در خود هستم

هنردستان: متاسفانه بعضی از آثار کنونی که در بازار هنر خرید و فروش می شود بیشتر جنبه تجارتی دارند و هنری بدون اصالت و ارزش هستند که تنها عده ای سودجو از نا آگاهی و عدم شناخت افراد استفاده کرده و هنر نقاشی را هنری بازاری و بی ریشه معرفی می کنند.

هنردستان: مصطفی زبرجد/ هنر نقاشی از دیرباز هوادارن و هنرمندان بساری را جذب خود کرده است. در این میان استعدادهای قابل توجهی از گذشته تا کنون در نقاط مختلف جهان در این هنر شناخته شده و برای مخاطبان به الگو تبدیل شده اند. در کشور ما ایران نیز هنرمندان زیادی در این عرصه مشغول فعالیت هستند که علاوه بر استعدادهای مختلف به فعالیت در عرصه نقاشی نیز می پردازند و همواره وامدار نقاشان مشهور داخلی و خارجی علاوه بر خلاقیت خود در خلق یک اثر هستند. یکی از هنرمندان در عرصه نقاشی سارا احتمایی است. این بانوی هنرمند که از اوان کودکی به نقاشی پرداخته دارای مدرک کارشناسی در رشته طراحی صنعتی از دانشگاه الزهرا، کارشناسی ارشد مرمت و احیا بناهای تاریخی از دانشگاه علم و صنعت است و علاوه بر فعالیت در عرصه شعر، نویسندگی و بازیگری به طراحی لباس و طراحی داخلی مشغول است.

سارا احتمایی

وی همچنین مقام نخست مسابقات نقاشی استان خوزستان، مقام نخست رشته ژیمناسیک در خوزستان، دریافت لوح افتخار از چندین جشنواره تئاتر خوزستان در رشته بازیگری، مقام نخست مسابقات علمی سه دوره استان خوزستان و لیدر افتخاری کاخ سعد آباد را در کارنامه کاری و هنری خود دارد. با وی گفت و گویی به شرح زیر داشته ایم.

photo_2016-01-07_18-24-49

رشته هنری شما چیست و چند سال است که در این عرصه به فعالیت مشغول هستید؟

رشته تحصیلی من طراحی صنعتی و رشته هنری ام نقاشی است.البته بنده نقاشی را به صورت تجربی آموختم اما باید متذکر شوم که حدود 4 ماه در سن 10 سالگی تحت آموزش نقاشی قرار گرفتم و بعد از آن تا 18 سالگی به صورت جدی به این هنر پرداختم. تا امروز کمابیش در این هنر فعالیت دارم که به صورت گسترده رنگ روغن ابزار کارم است و همچنین تکنیک آب مرکب و خودکار را در کنار آن انجام می دهم.

نقاشی های شما بیشتر به چه شکل است و به دنبال چه چیزی در آثارتان هستید؟

در تمام تابلوهای من زن حرف اول را می زند که باید گفت گرایش من برای به تصویر کشیدن آن کاملا ناخوداگاه است. هنرمند در ثبت هنر خود اعم از موسیقی، شعر، داستان و به تصویر کشیدن اندیشه خود به صورت تئاتر، فیلم و نقاشی به دنبال به نمایش گذاشتن بخشی از خودآگاه او و بخشی از شخصیت، آموزه ها و تجربیاتش است که رفتارهای اجتماعی را تحت سیطره خود دارد و گاهی به دنبال به تصویر کشیدن بخش دیگری از خود است که کمتر مجال پرداختن به آن را (به سبب عدم توانایی در بروز احساسات و حتی ابراز هر آنچه که مخالف احساس است که به صورت کل به اشتباه نام منطق را بر آن می گذاریم و یا عدم آزادی در بیان اندیشه) دارد.بنابراین زن در آثار من نیز وجه کنار گذاشته شده ای از زندگی اجتماعی است که درگیر آن هستم یا بهتر بگویم با به تصویر کشیدن آن به دنبال فراموش نشدن در خود هستم.

photo_2016-01-07_18-20-43

چه رنگ هایی را در نقاشی بیشتر دوست دارید و دلیل آن چیست؟

رنگ های تند را دوست دارم چرا که رنگهای زرد، نارنجی و قرمز عدم تعادل نهادینه شده در من را به تعادل می رساند و گرایش من را به آنچه که عام و اکثریت به آن توجه،علاقه یا به نوعی ادراکی از آن ندارند را می رساند. نمی خواهم بگویم که به دنبال متفاوت بودن هستم اما همیشه می گویم کلاغها دسته جمعی حمله می کنند اما عقاب به تنهایی. پس اگر عده زیادی گفتند که راه درست سمت راست است من حتما سمت چپ را انتخاب می کنم، حال درست یا غلط، حرف بنده نیست، تنها نوع نگاه من به دنیاست.

کدام سبک را در هنر نقاشی می پسندید؟

به جهت طغیان و عصیانی که در خطوط به تصویر کشیده در سبک اکسپرسیونیسم وجود دارد این سبک را می پسندم. برای تعریف باید گفت که اکسپرسیونیسم در سال 1911 تا 1935 برای بیان حالات تند عاطفی، عصیانگری علیه نظامات ستمگرایانه حکومت ها، مقررات غیر قانونی کارخانه ها و مواردی از این دست نقاشان را به استفاده از رنگ های تند و اشکال معوج و خطوط زمخت که عدم آرامش بخشی و چشم نوازی و تعادل را به دنبال داشت تشویق کرد.

به نوعی می توان گفت سالهای بی حاصل جنگ جهانی اول و به دنبال آن سالهای صدمه دیده بعد از جنگ که تنها دستاورد آن کشتار، تخریب و آوارگی بود را باید پایه های پیدایش و رشد این سبک دانست. در ایران مکتب تبریز که همزمان با مکتب سونگ در چین است را اکسپرسیونیست هنر ایران و چین می نامند. من هم که فرزند جنگ هشت ساله ایران هستم، شرایط، ویژگیها و فراز و نشیب های این جنگ نوع نگاه، اندیشه و جهان بینی من را ساخت و سبب بلوغ فکری و هنری من شد.

نقش کاردک در آثارتان از چه جایگاهی برخوردار است؟

با توجه به اینکه نقش کاردک را در سبک امپرسیونیست تکنیکی، به جا و در عین حال کامل کننده پردازش رنگ ها و نمایش مهارت نقاشان می دانم سعی می کنم از این تکنیک در آثارم تا جایی که لطمه ای به اثر نزند و در عین حال به بیان احساس و زیبایی در اثر کمک کند استفاده کنم که البته با تمرین های مکرر سعی در کسب مهارت بیشتر در این زمینه به صورت تکنیکی و فنی دارم.

photo_2016-01-07_18-12-44

چه وقت هایی بیشتر به نقاشی می پردازید؟

صبح تا ظهر و بعضا شب. بهترین نتیجه را زمانی می گیری که انرژی و نور کافی داشته باشی. صبح به دلیل خواب شب و پشتت سر گذاشتن دغدغه ها و مسائل روزِ گذشته، فضای ذهنی آماده تر و ایده آل تری را برای نقاشی دارم و عملکردم رضایت بخش تر است.

خلق یک اثر چه فرایندی را طی می‏ کند و هنر نقاشی را در این روزها چگونه می بینید؟

نقاش بعضا به صورت ناآگاهانه و تصادفی از یک شی، واقعه، رمان، فیلم و حتی لحظه زود گذر که بخشی فراموش شده از زمان می شود و به زبان ساده آنچه که منبع الهام آن باشد تاثیر می گیرد و آگاهانه آن را خلق می کند. هر گاه فکر و آگاهی، ثبت بخشی از زمان و بیان حقیقتی از تاریخ در پشت آن باشد یک اثر جاودانه تر می شود. متاسفانه بعضی از آثار کنونی که در بازار هنر خرید و فروش می شود بیشتر جنبه تجارتی دارند و هنری بدون اصالت و ارزش هستند که تنها عده ای سودجو از نا آگاهی و عدم شناخت افراد استفاده کرده و هنر نقاشی را هنری بازاری و بی ریشه معرفی می کنند البته در کنار آن عده ای اهل فن، آگاه و هنر شناس هم وجود دارند که به اثری واقعی زندگی می دهند، حال باید دید کدام کفه از این ترازو سنگین تر است.

پیوند بین آثار و ارکان آن کمتر مورد توجه قرار کرفته است و هویت در نقش ها و حتی مهارتِ قلم جایش را در این آشفته بازار هنر گم کرده و عصای موسی را هم اعجازی نیست.

آخرین اثری که خلق کردید؟

آخرین اثرم 9 ماه پیش تمام شد. این تابلو تصویر زنی است که نور، نیمرخِ صورتِ او را روشن کرده و نوع رنگ های استفاده شده در آن تند و مکمل هستند و درعین اینکه تعادل را به اثر هدیه می کنند از تضادها و تفکرات مشوش او سخن می گویند.

photo_2016-01-07_18-12-52

مکتب هنری در ایران؟

خروج از مکتب های کهنه تر و ورود به دنیای مدرن مقدماتی می خواهد که در اروپا مرز بین قرون وسطی و دنیای مدرن را انقلاب رنسانس متصل کرده است که این شامل انواع هنرها اعم از ادبیات، معماری و حتی صنعت است اما راجع به نقاشی در ایران که بحث مورد نظر ماست در دوره قرون وسطی به کامل ترین و زیباترین وجه ممکن هنر مینیاتور را داریم که نه تنها با ورود به دنیای مدرن کامل تر نشد بلکه به فراموشی هم رفت در این میان باید به دنبال حلقه گمشده ای بود که هرگز پیدا نشد و هنر نقاشی ایرانی در دنیای مدرن هنوز به جستجوی پدر و مادر خود می گردد. به دور از تمام این نواقص و معایب، محاسن، اصالت یا عدم اصالت و هر آنچه که گفتیم باید این نکته ذکر شود که هنر باید در خدمت بشریت باشد و بس.

ویژگی های سارا احتمایی؟

روحیه من کاوشگرانه است و نسبت به گذشته و پیوند آن با آینده، کشف بدیهیات و ناشناخته ها مطالعه دارم (همین روحیه بود که باعث شد دوران کودکی خود را به کندن زمین به امید کشف دایناسور یا کشف پی های شهری باستانی در باغچه، پشت خانه و در طبیعت به نوجوانی برسانم). وجه مهربان و فداکار من همیشه در حال جنگ با دیکتاتور درون من است، میل به فرمانروایی و ریاست از کودکی با من بوده است که این سالها با نوشته هایم خودی نشان می دهند و از این رو همیشه در پایان شعرهایم حکمی را به قطعیت صادر می کنم.

عاشق مصر، مصرشناسی، سمبل و سمبل شناسی هستم. این کشور برای من معمای بزرگی است که همیشه در حال حل آن هستم.

photo_2016-01-07_18-12-29

سمبل ها چه جایگاهی در زندگی سارا احتمایی دارند؟

اعتقاد من به سمبل ها ریشه ای و در من متولد شده است و در من خواهد ماند. برای من هرچیز یا حتی هر کلمه ای ریشه ای دارد که کشف پیوند آن با لحظه تولد، از یک طرف و لحظه تولد آن در زبان ها، تمدن ها و فرهنگ های دیگر از طرف دیگر، یکی از دلبستگی های من است. با توجه به تحقیقات من که بالطبع کامل نبوده هر آنچه سال ها دیده ام و خوانده ام که تنها بخش کوچکی از این کهکشان دانش است می توانم بگویم 80 درصد ریشه ها و سمبل ها را در مصر یافته ام. باید بگویم من یک دانشجوی ابتدای راه هستم که اگر ده ها بار دیگر هم زندگی کنم باز هم به دنبال کشف و یاد گرفتن در این مبحث خواهم بود.

با توجه به اینکه شما اهل ادبیات هم هستید نیازهای به تصویر کشیدن در نقاشی و ادبیات را چگونه می بینید؟

نیازهای ابتدایی نقاشی، رنگ، قلم، مداد و سطحی که بتوان بر آن نقش زد هستند . الان زمان آن نیست که خودمان رنگ ها را از اکسیدهای طبیعی فلزات بسازیم و حتی اگر هم باشد پرهزینه تر از رنگ های موجود در بازار است. متاسفانه یا خوشبختانه شرایط اینگونه است اما قلم و کاغذ ارزانترین وسیله ای است که می توان خط را با آن ثبت کرد و این یعنی کشیدن خط در خلق تصویر گرانتر از کشیدن خط در بیان آن است.

حال هی بنویسیم و کتاب بدهیم. ارزان است و گناه از هیچ کس نیست. دلم برای ادبیات ایران می سوزد. در حال حاضر به نگارش مجموعه کتابی با موضوع نقش اسطوره ها و تاریخ تمدن مشغولم که نگاه متفاوتی به این موضوع دارد. مبحث زبان شناسی و ارتباطش با ژنتیک و نژاد در آن به بحث کشیده می شود. در حال حاضر از 320 تا 330 منبع استفاده کرده ام و به جهت گستردگی موضوع به مجموعه ای بیش از ده جلد فکر می کنم بنابراین نمی توان زمان دقیقی برای اتمام نگارش آن تعیین کنم.

photo_2016-01-07_18-20-57

رابطه مذهبی و تاریخی در هنر چگونه است؟

مذهب در نقاشی های انسان های اولیه حرف اول را می زده است. با نگاهی به آثار اولیه انسان های دوره نوسنگی که درون غارهایی مثل آلتامیرا در اسپانیا، لاسکو در فرانسه، و سه برادر در ایران خلق شد می توان این حقیقت را نظاره گر بود. به مرور زمان شیوه بیان در آثار هنری متفاوت شد. ما در بزرگترین دوره مذهبی جهان که از قرن 11 تا 15 میلادی را شامل می شود شاهد بهترین آثار در معماری، نقاشی و ادبیات هستیم. مذهب تنها معمایی است که همیشه بهترین سوژه در خلق ماندگارترین، زیباترین، تاثیر گذارترین، تحسین برانگیزترین و مرموزترین آثار هنری جهان بوده است و همچنان خواهد بود.

اگر بخواهید هنرمندی را معرفی کنید چه کسی را ترجیح می‏ دهید؟

داوینچی علاوه بر مهارت بالای طراحی و نقاشی، به دلیل علاقه شخصی به تحقیق در مذاهب خاص و اسرار پیدایش، پیوند و ارتباطشان به یکدیگر که در آثار او وجود دارد هنرمند مورد علاقه من است. البته این هنرمند پزشک، کالبدشناش و اولین طراح صنعت نیز بوده است. صدها سال قبل از برادران رایت او اولین مدل از دستگاهی که امروزه هواپیما می نامیم را ساخت که طرح اولیه هواپیمای برادران رایت به طرح او نزدیک است.

علاقه ها ی شما در ادبیات چه کسانی هستند؟

در ادبیات در حوزه شعر نگاه متفاوت و عارفانه و نوع بیان فیلسوفانه و استعارات شاعرانه سهراب سپهری را خیلی دوست دارم همچنین بین شاعران غیر ایرانی نظر شخصی من این است که شکسپیر شاهکار کامل است. الکساندر دوما و تولستوی را بستار زیاد مطالعه می کنم زیرا نثر کامل، هنرمندانه و زیرکانه شان را در بیان استادانه داستانی خیالی و ارتباط آن در یک واقعه مهم تاریخی به نحوی مستند جلوه می کند و ما را در مورد واقعیت یا خیال نویسنده به اشتباه می اندازد. واژه عشق را در ادبیات نمی پسندم و از واژه هایی که متن را به لطافت بی خاصیت نزدیک می کنند متنفرم.

photo_2016-01-07_18-21-06

فرهنگ در نگاه سارا احتمایی چگونه است؟

نوع نگاه، زبان، نوع زندگی و اندیشه مذهب و فرهنگ را می سازد در حالی که سالها بر این باور بوده ایم که نژاد را جغرافیا می سازد اما باید گفت که ریشه های نژاد و ژنهای اولیه را در زبان باید جستجو کرد. به بیان ساده تر نژادهای مشترک زبان های مشترک دارند و زبان های مشترک فرهنگ های مشترک را می سازند.

غیر از نقاشی و شعر به چه چیزهایی علاقه دارید؟

کتاب خوب و سفر خوشحالم می کند.

حرف پایانی شما؟

در جهانی که هست، نیستی نمی گنجد و مرگ، نیستی نیست، زندگی و مرگ در هم تنیده اند و همه هست هستند و نیستی را نمی توان در هستی جای داد. باید از خود شروع کنیم و خود را خوب بشناسیم و بعد جامعه را به سوی خوبی ببریم. راکد بودن انسان را ناامید می کند.

۰ دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?