مالی سویینی نوشته براین فری یل (ترجمۀ حنید احیاء) و کار مرتضی میرمنتظمی؛
تجربۀ اشراقی

رضا-آشفته رضا آشفته – هنردستان/ مالی شویینی نمایشی دربارۀ تجربۀ اشراقی است که در آن هیچ تصمیم و ارادۀ قبلی برای چنین تجربه ای وجود ندارد، بلکه بر حسب پیامدها و پیشامدهاست که چنین سرنوشت محتومی بر مالی سویینی که سی و هفت سال تجربۀ نابینایی دارد تحمیل می شود.

مالی سویینی، زنی که بسیار شاداب و خوشبخت است در کنار همسرش فرانک اما یکباره تصمیمی گرفته می شود که چشمهایش را عمل کنند و دکتر چشم پزشک هم اطمینان خاطر می دهد که از پس این مهم برمی آید. اما این عمل به ظاهر موفقیت آمیز به تدریج و در فاصلۀ کوتاه با خود نابینایی دگرگونه ای را به همراه دارد که در واقع این حس و حال روشنگرانه و متافیزیکی است و باید که تجربۀ شهودی او از جهانی دیگر را مد نظر قرار داد که دیگر حس و حال این دنیایی ازش سلب می شود و برای همین پرده ای حایل می شود بین او با همسرش و پزشکش و او به تنهایی در مبلمانی سیر آفاق و انفس می کند.

15041

این اجرا باید دو وجه داشته باشد که بشود به باور و القاگری موثری رسید. یکی وجه مادی است که در آن انسان مادی با تمام نیازمندی هایش در ساحت زندگی شناسانده می شود. در اینجا اصل لذت بردن عاملی اساسی برای همۀ روابط، پیوندها و زیستن هاست چنانچه که در روایتهای سه گانه که این سه آدم از خود و دیگران و زندگی پیرامونی شان تعریف می کنند در همه این حالتها نیازمندی یا ساحت مادی دربرگیرندۀ رکن اساسی زندگی است. اینها به ضرورت  نیاز مادی است که حتا وارد رابطۀ عاشقانه می شوند و با ضرورت درک مادی است که حاضر می شوند عمل چشم را انجام دهند چون دیدن و تماشای آنچه در پیرامون ماست که لذتی هم به همراه دارد، باز یک نیاز مادی است. انسان مادی هوس آلود می خواهد از آنچه می بیند، می خورد، می خوابد و… لذت  ببرد! این لذت مادی است و ماهیت وجودی انسان را بر مبنای غریزه  تعریف می کند که این غریزه وجه مشترک انسان با حیوان است و نمی تواند وجوه متعالی و ساحت دگرگونۀ انسانی را پیش رویش قرار دهد.

در دنیا انرژی و تکاپو بالاست و همه چیز با ضرباهنگ تند و شتابنده پیش می رود اما در فراسوی آن همه چیز آرامش غریبی می یابد و انگار دیگر جای حوصله ای برای تحرک بدنی نیست و اگر هم تحرک و پویایی شامل انسان می شود فراذهنی است و این سیر آفاق و انفس است که درکی شهودی و تجریدی است که با المان ها و نشانه های مادی و دنیوی قابل درک و لمس نخواهد بود.

109717_1464146140_1000_667

میرمنتظمی که کارگردانی تجربه گراست و به دنبال آزمون و خطاست؛ به نظر می رسد آینده قابل تاملی خواهد داشت اما فعلا دارد خود را می یابد و آن نشانه های کارکردی که باید با آنها بتواند تئاترش را سمت و سو بدهد، در حاب بازیابی است. به همین دلیل در وجه مادی و ساحت زمینی موفق است و بخش عمده ای از کارش با نشانه های قابل درک روایت می شود و این تصاویر تجانس قابل درکی را پیش رویمان قرار می دهد که چه فضا و چالشی در حال شکل گیری است و این سه آدم چرا باید روایتگر زندگی شخصی شان باشند. اما در بخش دیگری از کارش که ما را باید به دنیا دیگری پرتاب می کرد و در واقع تاثیرگذاری اش هم در همانجا اتفاق خواهد افتاد، می شود گفت ناموفق است. روایت تا جایی که منجر به عمل می شود قابل درک است اما دنیای پس از عمل که حال و هوای مالی سویینی را دگرگون می کند چندان موفق نیست چون کدها و نشانه هایی وجود ندارد که ما را به عالم متافیزیک سوق دهد. این جهان دیگر باید سوار بر کلیت اثر نمایشی شود و از ابتدا کدهایی باید باشد که ما راآماده کند که چنین مواجهه ای صورت بگیرد. چنان که در اکثر کارهای امیررضا کوهستانی چنین درک شهودی به واسطۀ بیرون رفت از جهان مادی و ایجاد آن حال و هوای متافیزیکی و یکی شدن با عالم تجرید ممکن می شود. حتا در کارهای جلال تهرانی هم این نوع تئاتر شهودی قابل درک است. مثال های ایرانی می آورم که بدانیم چنین تجربیاتی با همۀ غریب بودنش با نمونه های روشنی در ایران ما شکل گرفته است و نمونه های طراز اولش در سطح جهانی را می شود در آثار آلفرد ژاری، آنتونن آرتو، یرژی گروتفسکی، یوجینیو باربا، آرین منوشکین و مانند اینها دریافت کرد. البته در تئاتر شرق و در تعزیه ما چنین وجه شهودی و پیوستگی با دنیای دیگر قابل لمس است.

بازیگران هم مابین این موفقیت و عدم موفقیت بلاتکلیف می مانند چون هر سه پیش از تجربه های درخشانی از تک گویی نمایشی را در کارهایشان ارائه کرده اند اما اینجا به یک دامنه ی تاثیرگذاری قابل درک نمی رسند با آنکه همه چیز دارد خوب پیش می آید و هر یک به نوعی دارد در جلا بخشیدن به نقش کوشش را می کند چنانچه صابر ابر در پرداخت فرانک از او فرد ساده لوح و با مزه ای می سازد. عباس جمالی در ارائه نقش چشم پزشک که آدمی خودخواه و کم مایه است و در عین هوش بالا و نیروی فراوانی برای انجام کارهای خارق العاده دارد، درست بازی اش را پیش می آورد. حتا الهام کردا باز هم با همان روند نقش پردازی هم هوایی دارد حضورش را به رخ می کشد اما او هم به یک بازتاب غایی نمی رسد و انگار هر سه در جایی معلق اند. برای همین زیبایی بازی شان نمایان نخواهد شد.

در وجه مادی بازی با ماهی سه عمل متفاوت به خود می گیرد چنانچه پزشک ماهی را از آکواریوم می گیرد و آن از دستش بر زمین می غلتد. مالی سویینی ماهی را در آغوش می گیرد و نوازشش می کند و فرانک ماهی را تکه پاره و تمیز می کند! یعنی سه کنش متفاوت که در آن ساحت جهان دیگر در رفتار مالی سویینی مشهودتر است چون با ماهی رابطۀ عاطفی می گیرد اما آن دو مرد به نوعی برای لذت بردن و خوردنش دست به اقدامات موثر می زنند. به هر تقدیر این نشانه پیش از آغاز آن اتفاق بزرگتر است و باید پس از آن هم چنین تصاویری نگاه ما را معطوف به کشف نکات برجسته ای می کرد که هدف از اجرای این متن دقیقا پرداختن به چنین حال و هوایی است.

 پرده سفید حایل بین زن و دو مرد فقط یک تفکیک است و این وجه تمایز باید که با نوعی ترفندها و تمهیدات حال و هوای دیگری که در واقع حال و هوای مالی سوینی است، ارائه می کرد. متاسفانه پس از این کارگردان مشق و آزمون و خطایش را انگار رها کرده است برای همین آنچه باید منعقد نمی شود. نشاندن الهام کردا بر راحتی و خیره شن به نور نمی تواند آن تصویر غایی باشد و این همان کلیشه ای است که نمی تواند بیانگر عالم متافیزیک باشد. چنانچه در آغوش گرفتن ماهی و گریستن چنین حل و هوایی را بیشتر تداعی می بخشد. یعنی ایجاد تصاویر برجسته چنین امکانی را فراهم می کرد که به خود بباورانم که الان این زن چرا باید از دنیا و ادهایش ببرد و حالش این طوری غریب و متفاوت به نظر آید. این درک شهودی و عارفانه است که این زن را به حال و هوای عجیب و غریب سوق داده است اما ازنمودش در بخش نهایی ین نمایش به چشم نمی آید!

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?