ستوان اینیشمور نوشته مارتین مک دونا و کار محمدحسن معجونی
خشونت

رضا آشفته

ستوان اینیشمور نمایشی ضد خشونت است و برای چنین مفهومی با استناد به واقعیت های تلخ و تراژیک ایرلند معاصر به گوشه ای از رویدادهای مربوط به استقلال طلبی مبارزان و ضد استعمارگران انگلیس اشاره می شود که در واقع نقد و نظر مارتین مک دوناست. او نویسنده ای است که نسبت به هر فعل و عمل مساله ساز و مشکل داری اعتراض می کند؛ فرقی هم نمی کند که این گروه مبارزان ارتش آزادی خواهی یا آزادی بخش ایرلند می خواهد باشد یا هر گروه مبارز چریکی و تروریستی که در جهان است چون بر پایۀ خشونت نفع طلبی می کنند، اشکال بر آنان وارد است چنانچه امروز داعش گروه ضد انسان محسوب می شود و انگار با اجرای ستوان اینیشمور ما شاهد جنایاتی در همین گروه هستیم. آنچه مک دونا نوشته در همۀ جهان تعمیم پذیر است و شامل هر نوع خشونتی خواهد شد.

مک دونا بر آن است که در روابط خانوادگی و دوستانه و همشهریانه آنچه باعث اختلاف و فاصله و خشونت شده است بررسی کند. برای آنکه دلایلی برای این خشونت تدارک دیده باشد مسالۀ اصلی مردن و از بین رفتن یک گربه است که در نهایت مرگ 4 مرد را به دنبال خواهد داشت.

او خانواده را که باید محل عاطفی ترین روابط باشد بستر رویدادهای تلخ و ناگواری قرار می دهد که بیشتر از هر موقعیت دیگری مخاطب را تحت تاثیر قرار می دهد. در اینجا جنگ و بلوا از کوهستان و جنگل به خانۀ پدری پاتریک (سعید چنگیزیان) کشانده می شود، هدف برهم ریختن روابط خانوادگی، به دلیل شدت یافتن شقاوت بین آدمهاست. انگار آدمها به هر انگیزه ای به سمت خشونت می روند، آنگاه این خشونت دامن گیر خودی ها حتا در حد خانواده هم خواهد شد. به هر تقدیر انسان در مدار به قاعده عواطف است که می تواند ابراز عشق و دوستی کند و اگر غیر از این باشد باید تردیدی نکرد که خشونت شکل ویرانگرش را تا نزدیک ترین روابط هم پیش خواهد برد.

مک دونا مدنظرش انسان است برای همین هم استتعمارگری چون انگلیس را نقد می کند و هم آزادی طلبی چون ارتش های آزادی بخش و آزادیخواه ایرلند را. او نمی خواهد از گروه و دسته و تفکری جانبداری کند که در آن اشکال عمده ای برای برهم ریختن نظم انسانی وجود داشته باشد. مک دونا از دل این همه خشونت به دنبال راه یافتن به انسان است که نمونۀ بارزش کودکی چون دیوی (هوتن شکیبا) است که هیچگاه از خشونت پیروی نمی کند. او روروک دارد و موهای بلند که البته پاتریک آنها را هم سر انتقام گرفتن کوتاه می کند! بقیه تابع خشونتند یا اگر هم نباشند به گونه ای آغشته به آن هستند مثل جویی (مازیار سیدی) که از کشتن گربه هراسان و بیزار است و حتا او باعث لو رفتن ماجرای کشتن گربه پاتریک توسط گروه تروریستها می شود. در آنجا حتا دختری چون مئرید (به­آفرید غفاریان) نیز خشن و بی رحم است که در نهایت موجبات کشتن سه مرد را فراهم می کند و سر آخر هم خودش قاتل پاتریک خواهد شد چون گربه اش را کشته است. بعد از مرگ گربه پاتریک پدرش دانی (رضا بهبودی) دیوی را مقصر می داند و ازش می خواهد که یک گربۀ سیاه به جایش بیاورد که آن را به پاتریک جای گربه اش بیندازند. اما دیوی هم چون گربه نمی یابد، گربۀ خواهرش مئرید را می آورد و با واکس سیاه آن گربۀ زرد را رنگ می زنند که شبیه گربۀ پاتریک باشد. پاتریک هم متوجۀ این تقلب می شود و در جا با شلیک گلوله ای گربۀ بیچاره را می کشد. پیش از اینها گروه تروریستی گربۀ پاتریک را کشته تا او به خانۀ پدریش برگردد و پاتریک را به قتل برسانند. پاتریک با شلیک گلوله های تفنگ بادی مئرید که کریستی (نوید محمدزاده) و دو دوستش را کور می کند، و این فرصتی طلایی است که پاتریک را برهاند که آنها را با شلیک گلوله های اسلحه اش از پای دربیاورد. حالا به تلافی پاتریک هم ابراز دوستی و ازدواج می کند به مئرید و هم درجۀ ستوانی به او اعطا می کند که در ارتش آزادیبخش ایرلند شرکت کند که آرزویش همین است. اما با پی بردن به مرگ گربه اش بی پروا با شلیک گلوله ای پاتریک را از پای در می آورد. مئرید همچون پاتریک نمونۀ خشن انسانی است که آنچه خلاف خود می داند ویران می کند. در اینجا هیچ منطق و عواطفی حاکم نیست. همه سرد و بی روح همدیگر را از پای در می آورند. جهان بی رحمی است و مرگ سرنوشت محتوم و غیر ارادی افراد است.

پایان نمایش در دل این مرگ و کشتار یک کمدی مضحک است چون که گربۀ پاتریک طبق عادت همیشگی به دنبال عیش و نوشش رفته و از قضا گروه تروریستی به اشتباه گربۀ دیگری را جای آن کشته است. حالا دانی و دیوی می خواهند او را از پای درآورند که پای آن چهار مرد کشته شده اند.

نمایش ستوان اینشمور تراژدی- کمدی است و در آن پست و بلند رویدادها با مرگ یک گربه به دست تروریست ها آغاز می شود که پایان بخش آن سه قتل از تروریستها و در نهایت قتل خود پاتریک قهرمان این نمایش است. همۀ این لحظات تلخ و دردناک است؛ چه مرگ دو گربه و چه مرگ چهار انسان. انگار همه قضایا طوری پیش می رود که این کشتارها به انگیزۀ استقرار خشونت اتفاق بیفتد. جامعۀ خشن به هیچکس و هبچ چیز رحم نخواهد کرد. ما چون از نزدیک در خاورمیانه همیشه این بحران خشونت و کشتار را لمس می کنیم خواندن و دیدن چنین متنی برایمان بسیار عادی است و برای ما انگار یک عادت است که در نبودنش دچار حیرت می شویم. شاید هم رسانه ها به دلیل اخبارپراکنی از زشتی و قبح کشتار انسانی کاسته باشند و دیگر هیچکس منقبض و افسرده از این کشتارها نخواهد شد.

بازیگران بیشتر از هر عنصری کارآمدی خود را در شکل گیری ستوان اینیشمور نشان می دهند. بازیهایی که باید بتوانند در نقطه ای متمرکز شوند که بیانگر اتفاقی باشند. آن اتفاق یک فضای گروتسک است که در خندۀ هولناکی ملحوظ است و لذتی تلخ و جانکاه نصیب مخاطبان نمایش خواهد شد که با خنده و لبخند از پس کشتارهای بی مورد و بیهوده بگذرند.

رضا بهبودی مسلط بر نقش است و پدری را بازی می کند که خود هم آلوده به خشونت بوده و در بچگی مادرش را زده است. اما حالا او هم از خشونت بیزار است و از پاتریک می هراسد. سعید چنگیزیان خشونت را به وقیحترین شکل ممکنش بازی می کند. او می داند که نباید جدیت خود را بکاهد پس با تاکید بر آن موفق تراست که بخنداند! اما خنده ای تلخ که متبلورکنندۀ خشونت است. هوتن شکیبا بازی کمدی تری نسبت به بقیه دارد شاید به دلیل نقش عاطفی و خالصی است که بازی می کند. نوید محمدزاده خوب پیش می رود اما نکتۀ تازه ای در بازی اش دیده نمی شود. بقیه نیروهای جوانی هستند که هر یک به نوعی توانسته اند گلیمشان را از آب بکشند و حتما حضور محمدحسن معجونی در این هدایتگری درست و درمان کارساز بوده است. حتا درخشش چهرۀ جوانی چون به­آفرید غفاریان در نقش مئرید شناسای حرکتهای درست آموزشی است که می تواند بازیگران را بر معیارهای درست بازی متکی بر بدن آگاه سازد.

طراحی صحنه معجونی هم مینی مالیستی است و همه چیز را به کم ترین شکل کاهش می دهد که در واقع فرصت های بیشتری برای تحلی رفتار بازیگران ممکن شود. یک سطح شیبدار و یک سقف که نمایانگر جاده ای است و یک خانه که به اختصار نمایان شده است. حالا در این فضای به نسبت خالی رفتار بازیگران است که برجسته و برجسته تر خواهد شد.

۰ دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?