رمبراند، نگارگر دوران طلایی

کار رمبراند در نخستين سالهاي فعاليت هنريش در آمستردام، از شيوه کار روبنس و ديگر نقاشان هلندي پيرو کاراوادجو مانند هونتهورست متآثر بود. مثلاً در تابلويي چون شام در امائوس که به حدود ۱۶۳۰ مربوط مي‌شود، موضوع را با درام برجسته‌اي – با ايجاد تضادي شديد ميان نور و سايه – شبيه‌سازي مي‌کند، و حتي از شيوه مأنوس نقاشان همعصرش استفاده مي‌کند و منبع نور را پشت يک شکل مانع قرار مي‌دهد.
به سبب ژرف نگري در درون آدمي، قدرت تخيل، توانايي فني و کثرت و تنوع آثارش، يکي از برجسته ترين هنرمندان اروپايي به شمار مي‌آيد بعلاوه او چاپگر و رسام نيز بود و در حدود سيصد باسمه از وي به جا مانده‌است نخستين هنرمندي بود که اهميت پرداختن به رنگ، نور و اسلوب رنگاميزي را برابر با اهميت انتخاب موضوع دانست هدف او کاوش در دنياي درون آدمي بود، خواه در تکچهره‌هايي که از خودش و ديگران نقاشي مي‌کرد، خواه در متون مذهبي که به تصوير کشيد کاربست اسلوب تدرج ملايم رنگسايه‌ها – از قهوه يي خاموش تا سفيد تابناک – به او امکان داد تا حالت رواني متغير آدمي را بنماياند، که آن را روانشناسي نور ناميدند در آثارش، نور و سايه به آرامي و با ظرافت در هم مي‌آمي‌زند، شکلها را آشکار و پنهان مي‌سازند، و کليتي بصري سرشار از سکوتي روحاني و تعمقي فيلسوفانه پديد مي‌آورد.
ذوق هنري رمبراند شيوه‌هاي گرافيک، از جمله گراوور تيزابي را نيز دربرمي گيرد. در اينجا نيز او در ميان سرآمدان قرارمي‌گيرد و شانه به شانه آلبرشت دورر، استاد بزرگ و گراوورساز اصيل مي‌سايد. گراوور تيزابي که در نخستين سالهاي سده هفدهم تکميل شده بود سريعاً دنبال گرديد، چون در مقايسه با حکاکي، به مراتب سروسامان پذيرتر بود و در کشيدن طرح، آزادي بيشتري به هنرمند مي‌داد. در گراوورسازي تيزابي، يک لوح مسين را با لايه‌اي از موم يا روغن شفاف مي‌پوشاندند و سپس طرح يا تصوير را با يک سوزن يا قلم گراوورسازي يا هر ابزار نوک تيز ديگر روي آن مي‌کشندو لايه روغني مزبور را در نقاط پيوسته طرح يا تصوير از روي لوح مسين مي‌زدايند ولي برشي در سطحش ايجاد نمي‌کنند.
اين لوح، آنگاه در ظرفي پراسيد فروبرده مي‌شود؛ اسيد، بخش‌هاي بي روغن شده فلز را مي‌خورد و به بيان ديگر، همان کاري را انجام مي‌دهد که قلم کنده کاري در شيوه حکاکي انجام مي‌دهد. نرمي لايه روغن، به هنرمند گراوورساز، در مقايسه با هنرمند حکاک چوب يا فلز که مستقيماً روي سطح مقاوم چوبي يا فلزي کار مي‌کند، آزادي بيشتري مي‌دهد. بدين ترتيب، پيش از اختراع ليتوگراف (درسده نوزدهم)، گراوورسازي تيزابي، آسان ترين شيوه در هنرهاي چاپي و شيوه‌اي بود که طراحي و چاپ ظريف ترين خط و رنگ را ميسر مي‌ساخت. اگر رمبراند هيچ‌گاه نقاشي نکرده بود باز به علت باسمه‌هايي که چاپ کرده بود هنرمندي نامدار مي‌شد، همچنان که در دوران زندگي خود چنين بود. چاپ و فروش باسمه از منابع اصلي درآمدش بود و او غالباً در لوح‌هاي فلزيش تجديدنظر مي‌کرد تا بتواند ويرايش يا نسخه تازه‌اي از هر باسمه يا گراوور به بازار هنر برساند.

درتصوير زير مرحله يا نسخه چهارم گراوور سه صليب او را نشان مي‌دهد.

سه صليب-۱۶۵۳
برای مطالعه ی شرح زندگینامه ی این نقاش، کلیک کنید.
۰ دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?