نقدی بر نمایش رؤیای شب نیمۀ تابستان با طراحی و کارگردانی مصطفا کوشکی
رویایی عاشقانه و فانتزی

رضا آشفته

هنردستان/ رضا آشفته:

رؤیای شب نیمۀ تابستان از کمدی های جذاب ویلیام شکسپیر هست که همچنان در گذر زمان اقتدار اجرای اش را نگه داشته و می تواند به انحای مختلف اجرا شود چنانچه در تالار مستقل تهران نیز باقر سروش بر اساس این متن توانسته یک اقتباس در خور تامل را به تماشا بگذارد و البته شاید بهترین دلیلش برای این اقتباس همانا کوتاه شدن متن اصلی است و همچنین بشود زبان ساده تری نسبت به زبان پر طمطراق ترجمه ها برایش در نظر گرفت که به زبان کوچه و بازار مردمان روزگار ما جذاب و شنیدنی باشد.

در این نمایش دنیای واقعی در آمیزش با جهان افسون و جادو، درگیر با جن و پری خواهد شد که این هم از جاذبه های کمدی بودن متن است که ترس ملیحی را به واسطۀ درگیر شدن با جنها نمایان خواهد ساخت. برای ورود به بحث، مروری بر خلاصۀ نمایش متن اصلی از شکسپیر را یادآوری می کنیم که در ادامه به پردازش و تغییرات متن در اقتباس باقر سروش بپردازیم:

 هرمیا که لیزاندر را دوست دارد، ازدواج با دمتریوس را که پدرش اژه برای همسری وی در نظر گرفته رد می کند. دمتریوس و هلن همدیگر را دوست دارند. مطابق قانون آتنی، هرمیا اگر در مهلت چهار روزه ای که دارد از امر پدرش اطاعت نکند، محکوم به مرگ خواهد شد.

هرمیا همراه لیزاندر به یک جنگل پناه می برد، اما هلن و دمتریوس نیز به آنها ملحق می شوند.

شب است؛ اوبرون پادشاه «الف»ها و زنش تیتانیا با هم نزاع کرده اند. اوبرون با همدستی پوک جن، در گوش زنش که خوابیده، شیرۀ گلی را می ریزد که خاصیتش این است که او را عاشق نخستین موجود زنده ای می کند که هنگام بیدار شدن ببیند. برای آشتی دادن هلن و دمتریوس، اوبرون به پوک دستور می دهد که همان شیره را در گوش دمتریوس نیز بریزد. پوک به اشتباه لیزاندر را جادو می کند. اوبرون که متوجۀ اشتباه همدستش می شود، دمتریوس را نیز افسون می کند و سپس اوضاع درهم و برهمی به وجود می آید. تیتانیا، هنگام بیدار شدن، با دیدن یک خر (که صنعتکار آتنی است در پوست خر) عاشق او می شود. اگر اوبرون، تیتانیا را از افسون رها نکند، و اگر به فرمان شاه، پوک با یک گیاه جادویی احساسات چهار جوان را مجددا به نظم و روال عادی برنگرداند؛ پیچیدگی اوضاع تا بی نهایت ادامه پیدا خواهد کرد.

سرانجام اژه سر می رسد و در ماجرا شرکت می کند، و همه چیز برای عشاق سرگردان به خوبی و خوشی به پایان می رسد. (لکلرک و د سولیر، 1381: 167-166)

بنابراین اینکه چه اتفاقاتی در آن لحاظ شده است اولین نکته اش پادشاه (محمد صادق ملک) است که با نامزد آمازونی اش در حال احترام ویژه به ماه هستند که بنا بر سنت یونان باستان تا ماه کامل نشود اینان مجاز به برگزاری مراسم ازدواج نیستند. از یک سوی زن آمازونی (آزاده صمدی) دیگر صبرش سرآمده از آن آیین احترام که باید حول محوری بگردند و سلام بر ماه بفرستند. همچنین شاه اوبرون (هومن کیایی) و تیتانیا (خاطره حاتمی) همچون پوک (علیرضا کی­منش) جن گرفته شده اند و در آنجا بعد از نزاع اوبرون به دنبال دختری به نام سوگلی (غزل شجاعی) است که در اختیار تیتانیا است. همچنین آن مرد در پوست خر، مردی در نظر گرفته شده که سر در طبل (سجاد باقری) دارد. اما دیگر شخصیتها همان روال متن اصلی را دارند و هرمیا (روشنک گرامی)، لیزاندر (مجید نوروزی)، دمتریوس (شهروز دل افکار) و هلن (نازآفرین کاظمی) در همان وضعیت عشق و ناعشقی گرفتار آمده اند و تحت سیطرۀ جنها دمتریوس و لیزاندر به هلن عشق می ورزند و از عشق به هرمیا و رقابت بر سر آن دل می کنند.

در اجرا نیز سعی شده است این موقعیت کمدی که در آن همان روال کمدی اشتباهات ویلیام شکسپیر اجرا می شود، مخاطب را درگیر هیجانها و ماجراجویی های عاشقانه گرداند و انگار همه احساس می کنند چون این عشاق برای نجات خود از گردونۀ تلخ جدایی و مرگ سر از جنگل در بیاورند و سر آخر با توجه به اینکه عروس آمازونی شاه جنها را وادار به جادوی ماه می کند که چند شب زودتر کامل شود، پادشاه آتن را وادار به عروسی زودرس می کند و به پاس این شادمانی است که او می تواند از توبیخ و تنبیه هرمیا دست بردارد و به ازدواج او به دلداده اش لیزاندر تن دهد و به همچنین متریوس نیز با هلن ازدواج می کند.

شاید لزومی بر این اقتباس یا بازنگری بوده است که این کمدی در زمانۀ اکنون معنا پیدا کند و درواقع بشود سازگاری متن و آدمهایش را با روحیۀ مردمان امروز منطبق کرد اما نباید از آن لحن زیادی فاصله گرفته می شد. در این نوع کمدی که دربرگیرندۀ اندیشه پیرامون عشق است که بدون ملاحظات طبقاتی و امور وضع شدۀ دنیوی اتفاق می افتد. این خود حس و حال زیبایی است که در متن رؤیای شب نیمۀ تابستان تجربه می شود و در اقتباس فعلی انگار که این لحن کمرنگ شده و شوخی با عشق برجسته تر شده باشد.

شاید دومین نکته که حال و هوای کمدی را در نمایش رؤیای شب نیمۀ تابستان تحت الشعاع خود قرار می دهد، تند شدن ریتم در یک سوم فینال است که بسیار شتابزده می نماید که زمان اجرا را به کمتر از 90 دقیقه برساند، در اینجا نیز  باید ضرباهنگ بر پایۀ حس و حال کمدی شکل بگیرد که با عشق همه چیز ختم به خیر می شود و عشق هم ضمن هیجانی بودن اما با دقیق شدن و عواطف کُند شونده اشخاص را مواجه می کند که همین باعث می شود آرامش درونی (تمپو) بیشتر شود و بنابراین باید که این یک سوم پایانی کمی کندتر به تماشا در آید که هدف القای عشق حقیقی است و این حس و حال باید که بر حال و هوای کمدی و ایجاد خنده بچربد و چیرگی عشق بر کمدی است که پیروزی اشخاص را رقم خواهد زد و این خود هدف غایی هر نوع کمدی است.

در هر حال مصطفا کوشکی در مقام کارگردان توانسته در ایجاد آغاز و بدنه که به شرح و بسط رویدادها و توصیف اشخاص منجر می شود موفق عمل کند و این دخل و تصرف ها نیز بُعد تازه ای به اجرایش بخشیده است و در حقیقت کمدی شیرینی بر آن حکم می راند. بازیگران نیز هر یک به نوعی انرژی لازم را برای انجام چنین امری به دل اجرا می آورد. شاید بالاترین انرژی از هومن کیایی و علیرضا کی منش باشد که توانسته اند جنها رابا فانتزی جذابی به اجرا درآورند. بعد عشاق که در گرما و جوش و خروش دیگر خواهی در لباس نمی گنجند. البته وجوه کمدی در رفتار و منش و فیگورها و ایستادن ها  بخاستن ای شهروز دل افکار بیشتر نمود دارد و انگار او خیلی راحت این وجه تمایز را نسبت به دیگران ایجاد می کند که یک کمدین است و در سه چهار اثری که از او دیده ایم خیلی امیدوارانه می شود این پیشرفت را ملاحظه کرد که در آیندۀ نزدیک شاهد یک کمدین خلاق در صحنۀ تئاتر خواهیم بود.

در طراحی هم سعی شده که یک فضای فانتزی و خلاقه رفت و آمدهای بی شمار و پر از هیجان بازیگران بر مبنای نقش هایشان را ممکن سازد بنابراین سوراخ های متعدد در کف صحنه و سقفش پیش بینی شده که تقریبا متناسب با تحرک بسیار اجراست و فرصت مناسب را برای حضور بازیگران مهیا می گرداند.

 

منبع:

د سولیر، کریستف و گی لکلرک، ماجراهای جاویدان تئاتر، برگردان نادعلی همدانی، تهران، نشر قطره، چ نخست، 1381.

 

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?