مقاله بازیگری
سیستم بازیگری استانیسلاوسکی

هنردستان: کنستانتین الکسی یف در سال 1863 در مسکو متولد شد . پدر او ” سرگئی ولادیمیر – وویچ ” بوده است . فضای خانوادگی اش همیشه در دغدغه تئاتر بود . اولین گروهی که تشکیل داد ” انجمن الکسی یف ” نام داشت .

در سال 1885 نام مستعار استانیسلاوسکی را برای خود برگزید . ابتدای کار بازیگری اش تقلید از بازیگران بزرگ بود ، بعدها اما متوجه شد بازیگری باید خلاقه باشد . وی همیشه نظرات انقادی داشت و معتقد بود هنرپیشه باید مفسر عالی ترین احساسات بشری و رهبر و مربی تماشاچی باشد . دوره بلوغ هنری خود را بعد تاسیس انجمن هنر و ادبیات به همراه دوستانش طی کرد .

کنستانتین الکسی

پس از آشنایی اش با ” نمیروویچ دانچنکو” در سال 1897تئاتر ” مخات ” تئاتر هنر آکادیم مسکو را پیش بردند که تازه تاسیس بود و تراژدی تاریخی ” تزار و فئودور ایوانوویچ ” اثر تولستوی را روی صحنه می برند . گرایش های اولیه وی تعمق روی آثار چخوف و ناتورالیسم بود . از اجراهای او می توان به : مرغ دریایی ، دایی وانیا و باغ آلبالواشاره کرد . استانیسلاوسکی غیر از تئاتر با آوازه خوان های جوان هم اپرا اجرا می کرد . و در تکامل یافتن اپرای روسی و سنت های دموکراسی این مکتب نقش تاثیر گذاری داشت . در سال 1936 وی لقب هنرمند خلق شوروی را گرفت و در سال 1937 ، جلد اول کتاب ” کار هنرپیشه روی خود ” را آماده کرد .
فعالیتهای مداوم استانیسلاوسکی و سیستم او باعث تحولات گوناگون در تئاتر شد و تاثیر عمیقی بر تکامل هنر نمایش قرن بیستم گذارد . مجموعه آثار علمی و ادبی وی هشت جلد است که عبارتند از : زندگی من در هنر ، کار هنرپیشه روی خود در مراحل مختلف ( دو جلد ) ، کار هنرپیشه روی نقش ، مقالات ، سخنرانی ها ، بخش ها و نامه ها ( 4 جلد )
وی را پایه گذار علم تئاتر معاصر می دانند .استانیسلاوسکی در سال 1938 در سن 75 سالگی در گذشت .

سیستم استانیسلاوسکی بر پایه فرهنگ دموکراتیک تئاتر روس ایجاد شده و تاریخ ایجاد آن از مسیر هنری تئاتر مسکو ( مخات ) تفکیک ناپذیر است . این سیستم ابتدا سیر آزمایشگاهی را طی کرد و بعدها با ایده های رئالیستی ، ماهیت نظریه زیبایی شناسی سبک خود را تکمیل کرد . در واقع هدف و کوشش هنری و تجسسات خلاقه استانیسلاوسکی معطوف به ایجاد اولین ” تئاتر عقلانی ، اخلاقی و اجتماعی” را داشته باشد . در این سیستم استانیسلاوسکی کلیه عناصر روانی و جسمانی طبیعت هنرپیشه و نیز ارتباط و عکس العمل آنها در جریان فعالیت عملی و هنری بررسی شده است .

اساس فن آموزش وی ، رعایت دقیق قوانین ارگانیسم طبیعی و زنده بشر است . او هدف خود را از ایجاد “سیستم ” خلاقیت هنری چنین بیان می دارد :
” برای اینکه سیمای صحنه یی از لحاظ هنری قانع کننده باشد ، هنرپیشه نباید موجودیت خود را روی صحنه به نمایش بگذارد ، بلکه باید واقعا روی صحنه خود موجودیت یابد ” به عبارتی نمایش ندهد ، زندگی کند . وی سیستم خود را به دو بخش تقسیم کرد : کار هنرپیشه روی خود و نقش .
فرق اصلی سیستم استانیسلاوسکی با تمام سیستم های کهنه ی تئاتری که قبل از او وجود داشته اند در این است که بنای سیستم های کهنه ی تئاتری را آموزش نتایج خلاقیت تشکیل می داد . در صورتی که سیستم استانیسلاوسکی بر مبنای آشکار کردن دلایل درونی نقش که باعث ایجاد نتایج نهایی و مختلف برونی سیما می شود استوار شده است .
خلاصه دروسی که وی به بازیگران می آموخت به شرح زیر است :
با عشق و ایمان حرفه ی خود را دنبال کرده و اعتماد به نفس به دست آورید .
جسارت را در خود بیدار کنید .
احساس ، اندیشه ، کلام ، تصویر ذهنی معنوی او ، باید نشانی از حقیقت داشته باشد تا وارد ریتم زندگی هنری شوید .
هیچ چیز نباید مانع رشدتان شود .
بازیگر منعکس کننده گنجینه های روح انسانی ست ، پس باید قادر باشد قلبش را به روی همه ناملایمات بگشاید .
بدترین دشمن پیشرفت تعصب است ، چون راه تکامل را سد می کند ، در هنر تعصب یعنی عقیده یی که پشتیبان تلقی ذوقی هنرپیشه نسبت به کار خود باشد ، باید با این تعصب مبارزه کرد .
بکوشید از هنرپیشه خلاق تبدیل به هنرپیشه مقلد و مزدور نمایش نشوید
راستگویی وظیفه بازیگر است .
از معایب سیستم استانیسلاوسکی نیز می توان به نکات زیر اشاره کرد :
خطر کلیشه و تکرار : بازیگر باید به لحاظ جسمی ، روحی ، فن بیان ، فن بدن ، در سلامت و آمادگی کامل باشد . زیرا ابزار بازیگر ارگانیزم جسمانی و رفتار اوست .
بازیهای خیالی: بازیگری که خود باشد اما مرگ و پری و روح را بتواند به تصویر بکشد .
بازیهای مغایر با نقش : هر بازیگر به شیوه ی خود عمل می کند و مغایرت نقش و زندگی اش را پنهان می کند .
بازیگری مضر : آنقدر از نقش الهام بگیری که زندگی ات به مخاطره بیفتد .
بازی واقعیت : دخل و تصرف رنگ کمی در دنیای بازیگری استانیسلاوسکی دارد و طبیعت گرایی حاکم است .
بازیگری بدون دخل و تصرف : بازیگری که حتی ب بازی طبیعی ، فیلمنامه و نمایشنامه را تغییر دهد .
بازیگری به روز : با توجه به نیازهای متنوع روز باید نقش بازآفرینی شود .
بازیگری چارچوبی : سیستم استانیسلاوسکی چون تحت چارچوب است ذهن بازیگر را محدود می کند .
اندیشه فردیت در مقابل اندیشه جمعی : وی همه چیز را برای بازیگر در سیستم خود جمعی می بیند در صورتی که اگر آنالیز گردد هر بازیگر می تواند طبق نظر خود نقش جدیدی ایفا کند .
بازیگری کلیشه یی : نمی شود طبق گفته ی استانیسلاوسکی ، هم بازیگر خودش باشد ، هم نقش جدیدی خلق کند .
بازیگری به شیوه طبیعی : تمامی سرشت جسمی و روحی هنرپیشه باید بر آنچه در روح نقش جریان دارد تمرکز کند .
بازیگری و تغییر شخصیت : اگر قرار باشد هنرپیشه هر چیز نو و تازه یی را به جزئی از ارگانیک در طبیعت ثانوی خود قرار دهد ، شخصیت واقعی خود را پس از مدتی تغییر نخواهد داد ؟
با توجه به تغییر نیازها در زمان فعلی این سیستم باید دچار تحول شود . شاید راهی جدید برای بازیگری باز شود . این سیستم به گفته ی بعضی نویسندگان معاصر دوره استانیسلاوسکی ، مختص افراد نخبه و مستعد است .
پایان

هدیه رحمت نژاد

 

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?