میزگرد هنردستان با عوامل «پدر آن دیگری»/ 2
صمدی: عشق‌های مثلثی در سینما ساخت فیلمم را طولانی کرد/ کریمی: بعد از کسب تجربه وارد بازیگری شدم

هنردستان: بعد از اینکه قرارداد نگارش را با فارابی بستیم با تهیه کنندگان بخش خصوصی صحبت کردیم اما آن زمان فضای عشق‏ های دختر، پسری و مثلثی بسیار داغ بود و تهیه‏ کنندگان ترجیح می‏ دادند از این راه زودتر به سرمایه خود برسند.

هنردستان: مصطفی زبرجد/ این روزها «پدر آن دیگری» روی پرده سینماهاست. فیلمی که خانواده های ایرانی را با خود همراه کرده است و آنها پس از دیدن فیلم تماشای آن را به دوستان و آشنایان پیشنهاد می کنند. فیلمی که هنوز روی پرده است.
قسمت اول میزگرد ما با عوامل «پدر آن دیگری» از نظرتان گذشت. اینک قسمت دوم این گفت و گو را در ادامه می خوانید.

کار با اقای صمدی چطور بود و از تجربه های خودتان بیشتر صحبت کنید.

سعید کریمی: من سینما را با آقای صمدی شروع کردم آن زمان هنوز نسبت فامیلی با هم نداشتیم . الفبای سینما را از آقای صمدی و البته با یک نگاه و فرهنگ خاص یاد گرفتم . سینمای ما این روزها متاسفانه به سمت لمپنیزم و رفتارهای ناهنجار گرایش پیدا کرده است. من خوشحالم که از ابتدای کارم سینما را با آقای صمدی شروع کردم و بیشتر از خود سینما اخلاق سینما را از ایشان آموختم اینکه به عنوان یک انسان چطور کار کنیم تا بتوانیم یک انسان هنرمند باشیم.

????????????????????????????????????

موضوع فیلم تا چه میزان شما را ترغیب کرد که در کنار کار دستیاری در این فیلم به عنوان یک بازیگر هم ایفای نقش کنید؟

کریمی: من کارم از ابتدا بازیگری و بعد دستیاری بود. در دانشگاه رشته تئاتر خواندم و قبل از آنکه عضو خانه سینما باشم عضو خانه تئاتر هستم. زمانی که صحبت این کتاب شد در سال 83 یا 84 بود که همه این کتاب را خواندیم و احساس کردیم که می‏ شود روی این کتاب کار کرد. خود آقای صمدی آن زمان برای اولین بار پیشنهاد آن را داد که اگر خواستیم این کار را بسازیم رامین را من بازی کنم و نقش فرشته را بنفشه بازی کند. ما هم به واسطه اینکه هر دو تحصیل کرده ی بازیگری و در دانشگاه همکلاس بودیم و کار تئاتر می‏ کردیم قطعا دوست داشتیم این کار را کنیم ولی خودم همیشه از اینکه دو کار بازیگری و دستیاری را با هم انجام دهم پرهیز می‏ کردم چون هر دو کار بسیار سختی است. بیشتر پیش آمده بود مثلا زمان سریال شهرآشوب قرار بود یک نقش خوب را بازی کنم اما واقعا آنچنان حجم کار دستیاری زیاد بود که در نهایت به این نتیجه رسیدم که بازی نکنم بهتر است و بعد از آن هم هر بار پیش می‏ آمد از انتخاب آن اجتناب می‏ کردم و یکی از دو کار را ترجیح می‏ دادم. وقتی پیش تولید «پدر آن دیگری» شروع شد احساس کردم دیگر تجربه‏ ام آنقدر زیاد شده است که بتوانم بازیگری و دستیاری کارگردان را از هم تفکیک دهم. بنابراین وقتی آقای صمدی مجددا پیشنهاد کار را به بنده داد ابتدا با خودم کلنجار رفتم و دیدم شدنی است چون رامین نقش بلندی نیست، سکانس های مستقلی دارد، لوکیشن های بازی کم پرسناژ است و خوشبختانه تیم کارگردانی هم تیم بسیار خوبی بود مخصوصا بهنام اعلمی که در مقاطعی که من بازی داشتم پوشش کامل را می‏ داد و باعث شد این کار سخت و پر استرس با نتیجه قابل قبول و خوشحال کننده برای من همراه باشد.

بازی کنار بنفشه صمدی با توجه به رابطه همسری تا چه میزان به ایفای نقش شما کمک کرد؟

کریمی: قطعا بسیار کمک کرد. ما اولین بار نبود که با هم بازی می کردیم، در تئاتر بارها مقابل هم بودیم و این باعث شده بود که شناخت کافی از هم داشته باشیم و این شناخت باعث می شد حال و هوای نقش و دیالوگها را مال خود کنیم. آقای صمدی به ما این اجازه را داده بود که سکانس‏هایی که با هم بازی داشتیم دیالوگها و جنس آن متعلق به خودمان شود تا از دهان ما درست خارج شده و عاریه ای نباشد. قطعا شناخت ما از هم و تجربه های ما در سال 75 که فیلم در آن روایت می شود به ایفای نقش کمک کرد. من و همسرم متولد دهه 50 هستیم و آن زمان در 17، 18 سالگی بودیم و فضای آن دوران را دیده بودیم که قطعا اطلاعات زیادی به هم می‏ دادیم تا درنهایت آن چیزی که مد نظر آقای صمدی بود برآورده شود.

شما در مقام دستیار کارکردان در انتخاب بچه ها به ویژه شهاب که نود درصد بازی او با صورت است چگونه کمک نمودید؟

 کریمی: حدود دو ماه قبل از اینکه پیش تولید رسمی کار را شروع کنیم من و بهنام اعلمی که دستیار من بود در آموزشگاههای رسمی و در قالب دعوت به دفتر، حدود 400 بچه را دیدیم، از میان بچه ‏ها تست‏هایی که مدنظر آقای صمدی در طول فیلم بود در گزینش‏ ها رعایت ‏کردیم و مسئولیتها و بازی را برای تست از آن‏ها خواستیم. این بچه‏ ها بازیگر نبودند و ایفای نقششان غریزی بود و ما باید بازی آن‏ها را هدایت می ‏کردیم. این تست‏ها گرفته شد، غربال شدند و در مراحل مختلف در نهایت به 40 نفر رسیدند، این تعداد نهایی را با آقای صمدی دیدیم و در نهایت پنج بچه برای نقش شهاب انتخاب شدند و آقای صمدی گفتند مهدیار عزیزی انتخاب درست‏ تری است. قرار حضوری گذاشته شد و تست‏های تکمیلی‏ تر که مد نظر آقای صمدی بود گرفته شد. مثلا از هر بچه می‏ خواستیم گرسنگی یا عصبانیت را بدون حرف زدن با صورت به مادرش نشان دهد. تلاششان را می‏ کردند و ما اصلاحشان می‏ کردیم، به آنها کدهایی می دادیم و در این میان مهدیار عزیزی چون باهوش بود به سرعت خواسته ما را می‏ فهمید و در نهایت برای نقش شهاب انتخاب شد. سخت ترین گزینه بود . در سال 84، 85 هم که قرار بر ساخت این فیلم بود و ما می‏ خواستیم بازیگر انتخاب کنیم، مد نظر ما علی شادمان برای برادر بزرگتر و ارسلان قاسمی برای نقش پسرعمو بود اما چون این پروسه طول کشید آنها سنشان بالا رفت و نشدنی بود و همیشه دغدغه ما این بود که بازیگر نقش شهاب را چگونه پیدا کنیم چون محور قصه شهاب است و اگر هرجا لنگ می‏ زد فیلم لنگ می‏ زد، خوشبختانه این زمان گذاشتن و گشتن نتیجه داد. از سوی دیگر تکلیفمان مشخص بود و می‏ دانستیم چه می‏ خواهیم و اینکه فیلمنامه کامل بود و تسلط بر رمان داشتیم. من رمان را چندین بار خوانده بودم و با وجود اینکه چیزهایی از رمان در فیلمنامه نبود اما به واسطه خواندن آن نسبت به شهاب شناخت داشتم و در مورد اینکه سراغ چه گزینه ای برویم دفعات متعدد با هم حرف زده بودیم. بنابراین با مشخص بودن تکلیف پس از انتخاب شهاب با عوامل دیگر قرارداد بستیم.

چرا پروسه ساخت «پدر آن دیگری» از سال 83، 84 تا کنون طول کشید؟

صمدی: بعد از اینکه قرارداد نگارش را با فارابی بستیم با تهیه کنندگان بخش خصوصی صحبت کردیم اما آن زمان فضای عشق‏ های دختر، پسری و مثلثی بسیار داغ بود و تهیه‏ کنندگان ترجیح می‏ دادند از این راه زودتر به سرمایه خود برسند که بعدها فهمیدند اشتباه کردند که خیلی دیر شده بود. از سوی دیگر سریال شوق پرواز پیشنهاد شد که چهار سال مشغول ساخت آن بودیم. در سال 93 دیدم گزینه اصلح من برای ادامه کارم «پدر آن دیگری» است.

 

????????????????????????????????????

نگارش فیلمنامه چند ماه طول کشید؟

صمدی: نگارش این اثر چند دوره داشت که یک دوره آن را نوشتم که در چند روز بود و تحویل فارابی دادم، بعد از آن یک بازنویسی کردم منتها فارابی اشکالاتی می‏ گرفت که می‏ شد گوش نکرد اما من را به فکر وا داشت که اگر این ایرادات ترمزی جلوی قصه شود بهتر است که در جهت رفع اقدام کرد. سعید کریمی پیشنهاد داد که نگاه تازه ‏ای از بیرون بیاوریم که رمان و فیلمنامه را بخواند و او بنویسد که یک دوره کوتاهی کامبوزیا پرتوی نگارش آن را شروع کرد ولی نتوانست ادامه دهد چون تعهد دیگری داشت و کار خودش شروع شد و عذر خواهی کرد. آقای مهکام پیشنهاد شد که ایشان آمدند و بازنویسی کردند که مرا راضی نکرد و قانع نشدم اما از میان آنچه که نوشته بود من چند مورد را دست‏چین کردم و گفتم اینها بد نیست. بیس فیلمنامه برای خودم بود اما مواردی را از آقای مهکام اضافه کردم. فارابی گفت یک مشاور روانشناس کنار شما باشد، این در حالی است که خود کتاب کاملا روانشناسی شده است اما گفتیم حرف شنیدن ادب است. از آنجا که خانم صنیعی ایران نبودند تا از خود ایشان مشاوره بگیریم فارابی دکتر حاتمی رو معرفی کردند که مرد نیک، با سواد و منعطفی است. ایشان فیلمنامه را خواندند، نظرشان خیلی پیچیده نبود، گفتند که خیلی چیزها رعایت شده است. من معمولا با عوامل اصلی قبل از شروع دورخوانی دارم که ایشان در آن جلسه حضور پیدا کردند، ایرادی نگرفتند و صحت کار را تایید کردند. وقتی فیلم را هم دیدند تایید کردند. در مقطعی هم ایشان به زمان بازنویسی فیلمنامه اضافه کرد که زمان نگارش طول کشید. من اعتقاد دارم که کاری که خودم قرار است بسازم کسی مثل خودم نمی‏ تواند بنویسد چون فیلمنامه نویسی بلدم و سیمرغ آن را گرفته ام. چون قرار است ساخت من باشد و امضای من پای اثر است قطعا دلسوزتر از هر کس دیگری خواهم بود. هیچ کس مثل من این رمان و اتفاقات آن را سطر به سطر در قالب فهرست در نیاورده و راهکار جلوی خود نگذاشته که چگونه موضوعات را بچیند که به سریال یا حرف اضافه تبدیل نشود و در یک فیلم تمام حرف و پیام به مخاطب منتقل شود.

کریمی: نگارش حدود نزدیک به یک سال شد و در نهایت فیلمنامه اصلی که شکل گرفت و بازیگران و عوامل اصلی انتخاب شدند به صورت اجرایی آن را دورخوانی کردیم و 10 تا 15 درصد هم با ارائه و تبادل نظرات اصلاح شد و در نهایت فیلمی که می‏ بینید فیلنامه ‏اش شکل گرفت.

یدالله صمدی «شوق پرواز» با «پدر آن دیگری» از نظر کارگردانی و مسیر راه و فاصله ای که بین دو فیلم گذشته در کار و ارتباط با شما چه تفاوتی کرده است؟

کریمی: قطعا در فاصله چهار سال از «شوق پرواز» تا «پدر آن دیگری» اعتماد بیشتری به من کردند دست من را در نظر دادن، کار با بازیگران و پیش بردن کار باز گذاشتند و از این بابت همیشه قدردان و شاگردشان هستم.

????????????????????????????????????

شما در فیلم هر زمان که به خانم صمدی می‏ رسیدید هیجان زده و خندان بودید و در سالن باعث خنده مخاطب می شد. ابتکار این هیجان و خنده چگونه شکل گرفت؟

 کریمی: در تمرین ‏هایی که با هم کردیم خیلی به روش‏های مختلف فکر کردم تا اینکه به این رسیدم که وقتی به فرشته می‏ رسم الکی خوش باشم و هر بار با سوت صدایش بزنم. خیلی فکر کردم که چه چیزی از جنس بچه‏ های آن دوره پیدا کنم. بالاخره ما در آن دوران حجب و حیایی داشتیم و جنس ارتباطات دختر و پسر مثل امروز افسار گسیخته نبود. آدم‏ها الان با هم راحت هستند. شکل همه چیز فرق کرده است. در این فیلم دختر و پسر که با هم راحت قرار می‏ گذارند باز هم در قرار حجب و حیا را رعایت می‏ کنند و هیجانی بود که به جهت فضای آن زمان، محدودیت ها و ممنوعیت ها بود، بخشی از این هیجان به جهت ترس از این بود که دستگیر نشوند. برای این هم فکر، تمرین و مرور بسیار کردم و مطمئن بودم که مخاطب پس نمی‏ زند چون به چشم این فضا را بین دوستان و در جوانی خودم دیده بودم و کار اغراق شده ای نبود که برای تماشاچی به خصوص بچه های آن نسل باور پذیر نباشد .

۰ دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?