گفتگوی اختصاصی هنردستان با قلقلی؛
لاسمی: جای بازی کردن اسباب‌بازی می‌فروشم!

هنردستان: فرهنگسازی برای جوان بیست و پنج ساله فایده ای ندارد. فرهنگسازی باید از بچه چهار ساله شروع شود که اگر پدر و مادر کمربند ایمنی خود را در هنگام رانندگی نبستند او تذکر دهد.

 

هنردستان:مصطفی زبرجد/ به سراغ مردی رفته ایم که همیشه با طراوت و احساس پاک کودکانه از درون جعبه جادویی پذیرا و میزبانش بودیم و پس از سال ها غیبت در قاب تلویزیون این بار اما او با همان احساس پاک و صمیمی پذیرا و میزبان ما بود. کسی که بچه های دهه شصت با ایما و اشاره های او و با بی زبانی او روزها را شب کردند و بسیار آموختند با این تفاوت که این بار برای اولین بار صدای قلقلی ایران را می شنیدیم و او با صدای گرم خود از سوالات ما استقبال کرد. در زیر گفت و کوی صمیمی ما را با شهرام لاسمی؛ قلقلی ایران میخوانید.

 

چرا قلقلی را دیگر در قاب تلویزیون نمی‌بینیم ؟

چهار سال و نیم است که فعالیت تلویزیونی ندارم. چند روز پیش به شبکه دو رفتم،خلوت،ساکت و بدون هیاهوی سابق و سالهای پیش تولید،انگار خاک مرده ریخته بودند.همه اتاقها بسته و هر کسی در اتاق خود مشغول کار خود بود در حالی که در گذشته اتاق ها باز و شبکه دو شلوغ بود و تهیه کننده ها برای تولید هیاهو داشتند و سازمان برای تولید بودجه می گذاشت اما در حال حاضر اسپانسر در تولید نقش اصلی دارد.

به نظر شما کیفیت برنامه‌های سیما در حال حاضر چگونه است؟

همانطور که کشور به سمت مصرف گرایی می رود و به جای تولید به مصرف گرایی به ویژه از چین رو آورده ایم برنامه های تلویزیونی نیز به این سمت رفته و از ماهواره ها تقلید و مصرف می‏ کنند.علاوه بر تولید پایین، در میزان اندک کنونی برنامه ها نیز کارشناسی وجود ندارد واین برنامه ها فقط برای پر کردن آنتن است در نتیجه شاهد نقص در برنامه های سیما هستیم.

DSCF2847

برای حفظ الگوها و برندهای تربیتی و فرهنگساز مثل قلقلی باید چه کرد؟

حفظ کردن برندها مخصوصا وقتی تلویزیون کاراکتری را پرورش داده و روی آن کار کرده،آنتن داده و نتیجه گرفته و بچه های یک نسل با آن بزرگ شدند دیگر کار ساده ای است .برای حفظ آن کاراکتر که گوشه نشین شده باید به دیدار او رفته،و جویای مشکلات او اعم از مالی و غیر مالی شوند و برای برنامه سازی مجدد استخدامش کنند.

الگوهای امروزی مثل عمو پورنگ را نسبت به گذشته و در ادامه راه چقدر موثر می‌دانید؟

الگوهایی مثل عموپورنگ تلاش خود را برای جذب مخاطب می کنند و موفق بوده اند،اما این که در برنامه سازی بتوانند مسائل اجتماعی را مطرح کنند دست کارگردان یا تولید کننده است که از بازیگر خوب بازی بگیرد و به همان نسبت یک کارگردان در بازی بد بازیگر نیز تاثیر دارد، در واقع این تولید کنندگان هستند که باید و می توانند برنامه ای تاثیرگزار بسازند.

تفاوت بچه‌های امروز با بچه‌های دهه شصت در چیست؟

در گذشته و در زمان جنگ با وجود اضطراب و جنگ و موشک‌باران بچه ها با شخصیت ها ارتباط برقرار می‏ کردند. از سوی دیگر ماهواره ها و شبکه های اجتماعی و تکنولوژی های امروزی نبود و تنها سرگرمی آنها دو شبکه یک و دو بود و برنامه هایی که دوست داشتند می‏ دیدند. من بارها با آدم هایی برخورد کردم که می‏ گفتند ما از مدرسه به خانه می رفتیم که برنامه شما را ببینیم. آن زمان کارتونی به نام تنسی تاکسیدو پخش می شد که یک دانشمندی به نام آقای ووپی شخصیت آن بود.وقتی در کمد خود را باز می‏ کرد موضوع برنامه مثلا باران را به کودک نشان ‏و به وجود امدن آن را به او توضیح می داد که بچه یاد می گرفت و در ذهنش می ماند اما امروز دیگه چنین برنامه هایی نمی‏ بینیم و به قهقرا رفتیم.

آینده تلویزیون ایران را چگونه می‏‌بینید و آیا راهی که در حال طی کردن است نتیجه خوبی خواهد داشت؟

جواب من برای ادامه تلویزیون ایران فقط سکوت است چرا که چند سالی است روند بدی طی می‏ کند، مگر این که اتفاق خاصی بیفتد تا شرایط خوبی شکل بگیرد.

آیا مردم هنوز قلقلی را به یاد دارند و نگاهشان به او چگونه است؟

باید تشکر کنم از مردم که به من محبت دارند به ویژه تمام دهه شصتی ها که من را همیشه مورد لطفشان قرار می دهند.شاید بچه های نسل امروز من را نشناسند و ارتباط نگیرند اما بچه های دهه شصت که من رسالت خود را برای آن ها انجام دادم در زمان جنگ و بعد ازآن درس خود را از من گرفتند. در حال حاضر مسئولین باید به فکر فرهنگ سازی برای بچه های امروزی باشند تا از کاراکترهایی که دوست دارند فرهنگ و آداب اجتماعی را یاد بگیرند و الا از پدر و مادر و راه های دیگر به سختی یاد می‏ گیرد.

DSCF2860

در حال حاضر شهرام لاسمی کجاست و به جه کار مشغول است و چرا؟

در 52 سالگی با مشکلات مالی بسیار زندگی می‏ کنم و در عین اینکه کارهای زیادی بلد نیستم کارهای زیادی هم بلدم که انجام نمی دهم برخلاف افرادی که کارهای زیادی مثل خالی کردن زیر پای دیگران را انجام می دهند و جای آنها را می‏ گیرند. در عوض این کارها آمده ام و در شهر رامسر به اسباب بازی فروشی مشغولم چرا که در ارتباط با کودکان است و من آنها را دوست دارم و از سوی دیگر با این فعالیت از چهار سال بیکاری تهران خلاص شده تا مشکلات مالی را حل کنم که البته این مشکلات مالی هم چنان وجود دارد.

حرف پایانی شما برای مردم و مسئولین چیست؟

امیدوارم شرایط کنونی بهتر شود و بودجه ای هم برای فرهنگ کشور گذاشته شود. هیچ چیز مثل فرهنگسازی از زمان کودکی نیست.فرهنگ‏سازی برای جوان بیست و پنج ساله فایده ای ندارد. فرهنگسازی باید از بچه 4 ساله شروع شود که اگر پدر و مادر کمربند ایمنی خود را در هنگام رانندگی نبستند او تذکر دهد. اول یاد بگیرد و بعد آزاد باشد که نظرش رو بدهد و پدر و مادر به حرف او گوش دهند. وقتی پدر و مادر سرشون در گوشیست به آنها تذکر دهد. متاسفانه ابتدا شبکه اجتماعی وارد بعد فرهنگسازی می شود و تازه می فهمند چه اتفاقی افتاده است. فرهنگسازی نمی شود که افراد راه درست استفاده را انتخاب کنند که این وضعیت باید اصلاح شود.

۰ دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?