ماتیلدا

نام کتاب: ماتیلدا
نویسنده: رولد دال
ترجمه: شهلا طهماسبی
ناشر: مریم ـ وابسته به نشر مرکز 
 
مامان، بابا، من  با شما نمی‌آم
«رولد دال» نویسنده‌ی بزرگی‌ست و به اندازه بزرگی‌اش،محبوب کتاب‌خوان‌ها.گرچه بیش‌تر برای بچه‌ها می‌نوشت اما بعید می‌دانم میان بزرگ‌ترها کسی از خواندن کتاب‌های او استقبال نکند.این نویسنده نروژی‌تبار انگلیسی،کتاب‌های بسیاری برای مخاطبان کم‌سن و سال نوشته که همه‌ی آنها بارها در  اغلب کشورهای جهان تجدید چاپ و حتا برخی از آنها به فیلم‌های مشهور در عالم سینما تبدیل شدند. مثل دو فیلم معروف «چارلی و کارخانه‌ی شکلات‌سازی» و «آقای روباه شگفت‌انگیز»، ولی در میان انبوه کتاب‌هایی که از این نویسنده‌ی دوست‌داشتنی به یادگار مانده، کتابی هست که خواندن آن می‌تواند تاثیری مشترک و نگرشی عمیق در ذهن و روح هر خواننده ایجاد کند و به شخصه معتقدم خواندن آن برای همه و بخصوص بزرگ‌ترها لازم است.رمان «ماتیلدا» اثری یک‌سره احساسی و درگیرکننده است درباره‌ی دختر باهوش و استعدادی به همین نام که در خانواده‌یی بی‌بند و بار متولد شده؛جایی که کسی کم‌ترین توجه‌یی به او ندارد و به جای تشویق، مدام تنبیه و تحقیر می‌شود. وقتی کسی نیست با ماتیلدا حرف بزند و بازی کند، او باید چه‌طور سرش را گرم کند؟ پدر بدذات و خلاف‌کار او صبح تا شب مشغول کلاه‌گذاشتن سر این و آن است تا پول بیش‌تری به جیب بزند و مادر بی‌مِهر و مسوولیتش هفته‌یی پنج روز را در خانه دوستانش به بازی «دَبِلنا» می‌گذرانَد و یک برادر بی‌خاصییت و معمولی که در زندگی بیش‌تر دنباله‌روِ پدر است تا آن‌که همراه مهربانی باشد برای خواهرش. با این همه ماتیلدا زرنگ‌تر از این حرف‌هاست که در این خانه‌ی جهنمی سرش کلاه برود.او به دلیل استعداد ذاتی‌اش،وقتی فقط یک‌سال و نیمه است به‌راحتی حرف می‌زند و برای آن که اوقات مفیدی را بگذراند،جای شیطنت و فضولی‌های رایج در سن دخترکوچولوها، به روزنامه و مجله‌ها سرک می‌کِشد و خواندن و نوشتن یاد می‌گیرد و این آغاز علاقه‌ی ماتیلدای نازنین به کتاب است.علاقه‌ی او تا جایی پیش می‌رود که در چهارساله‌گی تند و بی‌غلط کتاب می‌خواند و هر روز اشتیاقش برای خواندن بیش‌تر می‌شود. تلخی ماجرا این‌جاست که نبوغ ماتیلدا از سوی والدین نادیده گرفته می‌شود و او از همان خردسالی،استقلالی ناخواسته اما لذت‌بخش را تجربه می‌کند.گرچه در این مسیر، بخت با او یار است.اگر آشنایی او با خانم «فِلْپس» معجزه نیست، پس چیست؟ او به مدد بانوی مهربانی که مسوول کتاب‌خانه‌ی نزدیک به محل سکونت ماتیلدا است، به دنیای ناتمامی از بهترین کتاب‌های دنیا دست می‌یابد و ظرف شش‌ماه، مهم‌ترین آثار کلاسیک جهان از جمله «اولیور توییست»،«غرور و تعصب»،«پیرمرد و دریا»، «مزرعه‌ی حیوانات»،«خوشه‌های خشم» و «جین اِیر» را از نویسنده‌گانی نظیر چارلز دیکنز، جین آستین، ارنست همینگوی،جورج اوروِل،جان اشتاین‌بک و شارلوت برونته می‌خوانَد.کودکی که از جانب پدر و مادرش رانده می‌شود،از سوی جهان فرا خوانده می‌شود.از این‌پس خوش‌بختی و خوش‌شانسی همه‌جا همراه ماتیلداست. با آن‌که این دخترکوچولو هنوز راه دشوار و پُرپیچ و خمی در پیش دارد،ذره‌یی احساس ترس و نومیدی نمی‌کند و به خوبی می‌داند پایان شب سیه، سپید است.رولد دال در این رمان جذاب و خواندنی، همان زبان طنز بخصوص خود را به کار بسته و ماجراهای بامزه‌یی برای پیش‌برد داستان به نفع قهرمان یکه و تنهاش رقم زده.نویسنده، ماتیلدا را وا می‌دارد تا والدین بدجنسش را بترساند و در معرض تمسخر دیگران قرار بدهد تا کمی دلش خنک بشود و انتقام بی‌توجهی او را به خواسته‌هاش پس بگیرد اما ماتیلدا خبر ندارد از چه نیروی فوق بشری برخوردار است و با تکیه بر آن می‌تواند چه سعادت بزرگی برای خود رقم بزند.او گمان می‌کند با ورودش به مدرسه،اوضاع بهتر می‌شود و از تنهایی درمی‌آید،ولی در مدرسه غول بی‌شاخ و دم بزرگ‌تری در انتظار ماتیلدا و هم‌کلاسی‌هاش است؛دوشیزه «ترانچ بول»، مدیر مدرسه،زن خشن و بی‌رحمی است که به شدت از بچه‌ها تنفر و وحشت‌ناک‌ترین رفتار را با آنها دارد.قهرمان کتاب از او نیز هراسی ندارد.کسی که پیش از این توانسته از پس پدر نفرت‌انگیزش بربی‌آد،لابد می‌تواند این زن را هم شکست بدهد. جالب آن‌که او تنها دانش‌آموزی است که می‌تواند ترانچ بول عظیم‌الجثه و سنگین‌وزن را، نه تنها زمین بزند،که برای همیشه از مدرسه فراری بدهد.این وسط یک شخصییت محبوب دیگر هم هست که البته بیش از آن‌که توجه خواننده را به عنوان یک قهرمان به خود جلب کند،حمایت و دل‌سوزی‌اش را می‌طلبد و او دوشیزه «هانی»، معلم بیش از حد حساس و مهربان بچه‌های مدرسه است؛ دختری که راز اندوه‌ناکی در سینه دارد و کسی نمی‌تواند به او کمک کند جز … بله، مثل همیشه «ماتیلدا».
 bookimg_220_2784
بار تربیتی و آموزشی کتاب در نکته‌هایی است که خالق اثر در برخوردها و دیالوگ‌های روزمره ماتیلدا با بزرگ‌ترهای اطرافش گنجانده.او دختر بسیار فهمیده، متین و مودبی است.خوب می‌داند که نباید فقر دوشیزه هانی را به روی او بی‌آورد و چیزی بگوید که باعث خجالتش بشود.هم‌چنین می‌داند از نیروی اعجاب‌انگیزش چگونه و در چه راهی استفاده کند که نتیجه‌ی مثبتی در بر داشته باشد. با وجود این‌که رولد دال سعی کرده در کتابش ماتیلدا را دختری مظلوم و معصوم نشان بدهد که ازسرِ تصادف با شیوه‌ی خاص دیالوگ‌نویسی‌اش برای او، موفق به این امر شده و حتا در لحظه‌هایی اشک خواننده را درمی‌آورَد اما اغراق در پلیدنمایی شخصییت دوشیزه ترانچ بول و در مواردی بهره‌بردن از تخیل و فانتزی در قصه، سبب شده داستان در برخی فصل‌ها افت اندکی داشته باشد و از جذابییت و تاثیرگذاری شروعش فاصله بگیرد. هرچند پایان‌بندی شاه‌کار و در خاطرماندنی کتاب، سبب جبران آن دست‌اندازهای کوچک روایی می‌شوند.فصل آخر کتاب با عنوان «خانه‌ی تازه» شادی بزرگی در دل خواننده می‌آفریند و فرجامی را ترسیم می‌کند که گویی او از آغاز رمان منتظرش بوده.اینجا نقطه‌ی اوج داستان است؛ جایی که ماتیلدای قهرمان برای نخستین‌بار به خود اجازه می‌دهد با خواست والدینش مخالفت کند و برای خودش و آن‌گونه که دوست دارد و گمان می‌کند برای او بهتر است،تصمیم بگیرد.او ترجیح می‌دهد جای این‌که با پدر و مادرِ تحت تعقیبش همراه بشود،نزد دوشیزه هانی‌ـ‌که حالا دیگر به یاری ماتیلدا،فقیر هم نیست‌ـ بماند و البته می‌شود حدس زد والدین ماتیلدا نیز از این پیشنهاد چندان بدشان نیاید.مادر ماتیلدا خطاب به شوهرش می‌گوید:«قبول کن هَری.حالا که خودش این‌طور می‌خواهد، برای چی ما مخالفت کنیم؟ یک نان‌خور کم‌تر».کتاب ماتیلدا با تصویرگری‌های زیبای «کوانتین بلیک»، نقاش همیشه‌گی آثار رولد دال، مزین شده و شهلا طهماسبی با زبانی شیوا و روان، متن داستان را به فارسی برگردانده است.احمدرضا حجارزاده

۰ دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?