گفت و گوی اختصاصی هنردستان با مجید درخشانی
مجید درخشانی آهنگساز و نوازنده تار کشورمان از سال های آغازین فعالیت هنری اش تا به امروز می گوید

هنردستان: موسیقی را با یک ساز دهنی شروع کردم و به اصطلاح گوشی ساز می زدم خیلی هم تقلا کردم که بروم و این کار را اصولی یاد بگیرم ولی حتی یک استاد در شهر ما نبود

فعالیت خود را از کجا آغاز کردید؟
اولین کنسرت های ما در سال 1358 بوده و اولین کنسرت تکنوازی خودم هم در کانون چاوش بود که ماهیانه برگزار میشد، اوایل انقلاب به همراه گروه شیدا و استاد لطفی کنسرتهایی را در تهران داشتیم، مثل ” ایران ای سرای امید” که با خوانندگی آقایان شجریان و ناظری بود. بعد ها چون در ایران امکان برگزاری کنسرت نبود به آلمان مهاجرت کردم و در ایران فعالیتی نداشتم. در آن سالهایی که در آلمان بودم بالای هزار کنسرت در اکثر کشورهای دنیا و بعد از برگشتم به ایران در خیلی از شهرستان ها اجرا داشتیم و اولین کنسرت مهمم با گروه خورشید بود که سی نفر از نوازندگان موسیقی ایرانی را جمع کردیم و این اولین بار بود که با یک چنین ترکیبی اجرا می کردیم و بیشتر آهنگ های خودم بود که سرپرستی هم کردم.
لطفا بفرمایید از چه سنی شروع کردید و اساتیدتان چه کسانی بودند *
من استاد زنده زیاد نداشتم چون یکسری از اساتید بودند که من از آثارشان استفاده کردم .از آثار درویش خان و نی داود استفاده می کردم و در آهنگسازی هم از کارهای گلهای روح الله خالقی ، وزیری، محجوبی کارمی کردم و از آنها واقعا استفاده کردم. بعد که مدتی در هنرستان بودم از اساتیدی چون آقای فرهت، خانم برکشتی ،فریوسفی ، وارطان و خانم توفیق که از استاتید من بودند استفاده کردم و بعد در دانشگاه استاد اصلی من آقای لطفی بود . ابتدا ساز اصلی من تار بود ولی درکنارش سه تار هم میزدم و تمرکز اصلی من در بحث آهنگسازی است.
*چه کسی عامل شنیده شدن صدای ساز شما بود؟
زمانی که جوان بودم برای اولین بار آقای شجریان قبول کرد کارهای مرا بخواند و استقبال از این آلبوم اتفاق مهمی در زندگی من بود. می توانم بگویم به واسطه حضور استاد شجریان مجموعه آثارم به گوش بخش وسیعی از مردم رسید. همزمان با فعالیت در گروه خورشید با گروه آوا همکاری می کردم و چند سال پیش هم که گروه شهناز را تشکیل دادیم.
* از زندگی با اساتید دیگر،اگر خاطره ای دارید بفرمایید.
استاد لطفی که استاد مستقیم من بودند و از سال 1355 در محضرشان بوده ام و خیلی به ایشان نزدیک بودم، همیشه بخاطر کارهایی که ایشان انجام دادند و توانستم راه پیدا کنم به دنیای حرفه ای موسیقی مدیون شان هستم. یکی دیگر از اساتیدی که من همیشه از اخلاق و رفتار و منش شان درس گرفته ام استاد هوشنگ ظریف بود، البته هیچوقت امکان شاگردی شان میسر نشد ولی همیشه مریدشان بودم و هستم. این را هم بگویم که در اوایل کار آهنگسازی در سی و چند سال پیش از تجربیات استاد حسین علیزاده استفاده زیادی کردم، ایشان بهترین راهنما و مشوق من بودند و من از این طریق توانستم وارد کار آهنگسازی بصورت حرفه ای بشوم.
*در مورد سیر حصولی موسیقی تان بگویید که چگونه به این جا رسیده اید؟
یادم است که در شش سالگی موسیقی را با یک ساز دهنی شروع کردم و به اصطلاح گوشی ساز می زدم خیلی هم تقلا کردم که بروم و این کار را اصولی یاد بگیرم ولی حتی یک استاد در شهر ما نبود به همین خاطر تصمیم گرفتم برای اینکار به تهران بیایم و اصولی یاد بگیرم ولی باید دیپلم میگرفتم به همین امید درس میخواندم تا دیپلم بگیرم و به تهران بیایم.شاید حدود ده سال انتظار کشیدم تا بتوانم به این خواسته برسم و حرفه ای موسیقی یاد بگیرم و از طریق نقاشی این عملی شد چون کنکور نقاشی دادم بعد از دیپلم و قبول شدم و دانشجوی نقاشی شدم. در حینی که دانشجوی نقاشی بودم از کلاسهای موسیقی هنرستان موسیقی و کلاسهای خصوصی استیدی مثل استاد لطفی شروع کردم و ظرف یکسال توانستم خودم را به مرحله ای برسانم که کنکور موسیقی هم قبول شدم.
*از آشنایی تان با آقای لطفی بفرمایید.
یکی از برادران من که تار میزد شاگرد آقای لطفی بود ولی چون شاگردشان بودند نمی توانستند از استاد برای من وقت بگیرند تا بالاخره از طریق یکی از دوستان که با اقای لطفی آشنا بودند ،توانستم خدمتشان برسم.استاد هم وقتی داستان مرا شنیدند و اینکه چقدر انتظار و سختی کشیده ام از دل و جان مایه گذاشتند و در سالهای زیادی که نزدشان بودم هرگز از من شهریه نگرفتند و مرا آموزش دادند .
از نظر شما این نوع موسیقی چه تاثیرات دیگری می تواند در جامعه داشته باشد؟

موسیقی، هنری است که نیاز طبیعی هر انسانی است، هر جای دنیا، موسیقی خودش را دارد، در ایران هم در هر منطقه اش که بروید موسیقی خاص خودش را دارد و می بنید که در موسیقی فولکلور ایرانی موسیقی چقدر با زندگی مردم عجین است حال نوحه خوانی، اذان گفتن ، شادی ، سورنا دحل لرستان یا موسیقی عاشقانه که بخش عمده ای از موسیقی ما را تشکیل می دهد .موسیقی رزم در خراسان و لرستان در همه ابعاد زندگی ما وجود دارد.
یک موسیقی دان اگر بتواند حسی که دارد را همانگونه که رسیده است را به شنونده منتقل کند قطعا آن حس و آرامشی را که دارد شنونده هم پیدا می کند و تاثیرش در روح و روان جامعه و اخلاق جامعه مثبت می شود و یک موسیقی بد هم می تواند آدم را به جاهایی ببرد که از نظر فرهنگی ناخوشایند است.
در مورد نظر مردم در سال های اخیر نسبت به موسیقی ایرانی بفرمایید*
خیلی در این سالها به آدم ها برمی خوردم که مرا می شناختند و این برای یک هنرمند خوشایند است من واقعا دو سه سال پیش خیلی مایوس شده بودم که مردم دیگر این نوع موسیقی را نمی خواهند و دیگر کار نکنیم ولی در برخورد با همین آدم ها در کوچه و خیابان متوجه شدم که مردم این نوع موسیقی را می خواهند و اگر نمی خواستند این همه استقبال نمی کردند.
*برای حفظ موسیقی اصیل ایرانی و از بین نرفتن آن چه اقداماتی باید برای نسلهای بعد انجام شود؟
یک بخشی که شنیداری است و از کودکی می شنویم و آن نقش اصلی را بازی می کند و سلیقه آدم را می سازد، آموزش درست در محیطی که کودک رشد کرده است انجام می شود و خود بخود در شخصیتش هم تاثیر میگذارد و بعدا در هنرستان و دانشگاه باید روی این مساله کار کند و موسیقی دیگر و موسیقی ایرانی را از قدیم بشناسد، مثل شاعری که باید شعرای قدیم را بشناسد. من فکر میکنم اگر نسل جدید موسیقی قدیم را اول بشناسند و بعد بیایند کار کنند قطعا یک آدم هایی مثل استاد علیزاده از بین شان پیدامی شود.

حمید محمدی بیدمشگی

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?