نسیم ادبی بازیگر سریال «شهرزاد» در گفتگو با هنردستان مطرح کرد

 

 

هنردستان: سریال شهرزاد این روزها خوش می‌درخشد، اما در کنار شخصیت‌ شهرزاد و قباد که نقش‌های اصلی این سریال هستند، شخصیت‌های دیگری هم حضور دارند که هرچند نقششان کوتاه است اما به یاد ماندنی هستند. از جمله این شخصیت‌ها می‌توان به حمیرا، خواهر شهرزاد اشاره کرد که هرچند در بسیاری از قسمت‌ها حضورش کوتاه است اما به یاد می‌ماند. حسادت خواهرانه او با شهرزاد و لجبازی‌هایی که دارد در کنار مهربانی و دلسوزی خواهرانه‌اش ماناست. ایفاگر این شخصیت کسی نیست جز نسیم ادبی، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون که نقش‌های ماندگاری از خود به جای گذاشته است. او می‌گوید: وقتی حسن فتحی بازی در سریال شهرزاد را به من پیشنهاد داد، قصد داشتم خودم را دراین نقش محک بزنم، اما بازی روی لبه تیغ بود. چرا که باید به عنوان یک شخصیت برای مخاطب باورپذیر می‌شد نه تیپ. همیشه سعی می‌کنم کارهایم متفاوت باشد، به همین علت نیز نقش‌های مختلفی بازی می‌کنم تا به کشف و شهود برسم و ببینم از چه راهی می‌توانم به کاراکتر اصلی برسم و آنچه که بیننده می‌بیند جان نقش باشد نه بازی. ادبی که در سال 94 با کارگردانان جوان عرصه تئاتر و سینما کار کرده است و همواره هم خوش درخشیده است معتقد است باید جوانان را حمایت کرد و این کار را با جان و دل هم انجام داد. به بهانه حضور او در سریال «شهرزاد» و همچنین فیلم «چهارشنبه» به کارگردانی سروش محمدزاده با این بازیگر و کارگردان عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون به گفتگو نشستیم :

نسیم ادبی

چه شد که به این پروژه پیوستید و ایفاگر نقش حمیرا شدید ؟

سر نمایش «عامدانه، عاشقانه،قاتلانه» آقایفتحی آمدند و کار را دیدند. در آن نمایش من نقش شهلا جاهد را بازی می‌کردم. در انتهای نمایش آقای فتحی گفتند تصمیم دارند این نمایش را سینمایی کار کنند و این بحث خیلی نو بود . بعد از شش ماه من رفتم دفترشان و به من پیشنهاد بازی در نقش حمیرا را دادند. حمیرا، نقش دختری بود که خواهر بزرگ شهرزاد است و در سن پایین او را شوهرش دادند به مردی که قبلا ازدواج کرده بود. این زن عشق را نمی‌شناسد ولی مهربانی هم دارد. از آنجایی که نقش متفاوتی بود، قبول کردم و خودم را محک زدم . به قول آقای فتحی نقشی است که خیلی لبه تیغ است . حمیرا به راحتی می‌توانست به تیپ تبدیل شود واین برای سریال یک  خطر بزرگ بود . در عین حال قرار بود این زن و شوهر مزه کار هم باشند، چرا که کار به اندازه کافی سیاه و پر از کدورت هست و عشق و تنفر باهم و در کنار هم نمایش داده می‌شود. بنابراین نیاز بود حمیرا و هوشنگ بامزه باشند و بار این بخش از سریال را بردوش بگیرند. از آنجایی که آقای فتحی در نگارش وکاربرد ضرب‌المثل‌های ایرانی درکارهایشان سرآمد هستند بنابراین این اصطلاحات بسیار از زبان حمیرا شنیده می‌شود. در کل می‌توانم بگویم حمیرا نقش مشکلی بود و اصولا نقش کوتاه بازی کردن سخت است. چون باید در مدت زمانی کوتاه شخصیت را معرفی کنی، از سوی دیگر باید به عنوان یک شخصیت نه تیپ باور پذیر باشی.

به عنوان ایفاگر این نقش چه کار کردید که حمیرا تا این اندازه خوب نشسته و وقتی نگاه می‌کنیم برایمان باورپذیر است ؟

اصولا در نقش‌هایم چه در تئاتر و چه در مدیوم‌های دیگر برایم مهم است که  نقش‌هایم شبیه هم نباشند. همیشه سعی می‌کنم کارهایم متفاوت باشد، به همین علت نیز نقش‌های مختلفی بازی می‌کنم تا به کشف و شهود برسم و ببینم از چه راهی می‌توانم به کاراکتر اصلی برسم و آنچه که بیننده می‌بیند جان نقش باشد نه بازی. با اینکه حمیرا از خود واقعی من خیلی دور بود ولی با کمک و راهنمایی آقای فتحی توانستم به آنچه که جان نقش است برسم و مردم حمیرا را باور کردند . آقای فتحی همیشه می‌گوید هر وقت مخاطب از نقش تو بدش بیاید  یعنی تو به عنوان بازیگر موفق بوده‌ای.

این انتخاب برای کارهای بعدی شما مشکل ایجاد نمی‌کند ؟

خیر، این برمی‌گردد به اینکه من چطور انتخاب کنم. من امسال فیلم سینمایی «چهارشنبه» را هم داشتم  که کاملا متفاوت با سریال «شهرزاد» است. در این فیلم من نقش زنی را دارم که حتی نمی‌تواند فریاد بکشد. ولی وقتی یک نقش را خوب بازی می‌کنی، تا از آن قالب بیرون بیایی طول می‌کشد. مسلما انتخاب‌های بعدی سخت‌تر است و باید نقش جدید نسبت به کار قبلی متفاوت باشد .

چقدر حضور کاراکتر حمیرا در قسمت‌های بعدی این سریال پر رنگ‌تر می‌شود ؟

حضور کاراکتر حمیرا و هوشنگ پررنگ‌تر می‌شود و در حقیقت ابعاد متفاوت‌تری از آنها می‌بینیم و شخصیت‌ها کامل‌تر می‌شود و تخت و یکدست نیستند. احتمال اینکه فاز دوم سریال ساخته شود بسیار است چرا که در این 25 قسمت قصه تمام نشده است. خوشبختانه فیلمنامه مکتوب و آماده‌ایی دارند ولی آقای فتحی ترجیح دادند این بیست و پنج قسمت در فاز اول منتشر شود و بعد وارد فاز دوم شوند و قسمت‌های بعدی ساخته شود. خیلی از شخصیت‌ها در فازدوم شکل درست‌تری می‌گیرند .

فکر می‌کردید شهرزاد تا این اندازه مورد استقبال قرار بگیرد ؟

می‌دانستیم که موفق می‌شود اما نه تا این اندازه. شهرزاد شبیه درد عمومی شده در جامعه و اتفاق خوبی است و اینکه همه منتظرند دوشنبه بشود و سریال را بخرند و ببینند اتفاق خوبی است و این حتی در کشورهای دیگر هم دیده می‌شود.

خود سریال که جذابیت دارد ولی فکر می‌کنید موسیقی و آهنگ‌های محسن چاووشی چقدر توانست در جذب مخاطب به این سریال کمک کند؟

قطعا تاثیر دارد. موسیقی و تصویر لازم و ملزوم هم هستند. کارگردانی درست، متن بسیار قوی و بازی‌های خوب، فیلمبرداری، طراحی لباس و صحنه همه در سر جای مناسب خود قرار دارد. یک سریال باید همه چیزش یکدست باشد تا مورد توجه قرار بگیرد. به همان نسبت هم موسیقی  درست، که با صدای محسن چاووشی که بعد سال‌ها کار جدید و متفاوتی خواند، این گردونه تکمیل شد. تبلیغ دهان به دهان مردم نیز دراین میان بسیار تاثیر داشت. کلا کار کردن با آقای فتحی را دوست دارم چون از دل تئاتر برخاسته‌اند و جنس بازی‌های تئاتری را خیلی خوب می‌شناسند. به همین دلیل کارهایشان ریشه قوی دارد. امیدوارم همه بازیگرها یکروز جلوی دوربین آقای فتحی قرار بگیرند.

شما سال‌هاست در عرصه تئاتر فعال هستید. این دوفضای تئاتر و تصویر و تفاوت مدیوم‌ها را چگونه می‌بینید ؟

من عاشق تئاتر هستم، این را تا آخر عمر هم خواهم گفت. امکان ندارد اگر تئاتر درجه یکی پیشنهاد شود، تصویر کار کنم. من در حین کارسریال شهرزاد، اجرای تئاترهم داشتم و آقای فتحی بسیار با من همکاری کردند. آقای سلطانی و  خانم فریبا متخصص همه سر تئاتر بودند ولی هماهنگی‌ها موجب شد ما اصلا در این زمینه نگران نباشیم. تئاتر همیشه برایم حرف اول را می‌زند. کارکردن در تئاتر مانند این است که شما باید دبیرستان بروید تا به دانشگاه برسید . در واقع در تئاتر است که گروهی کار کردن را یاد می‌گیریم. یاد می‌گیریم که اگر سر صحنه اتفاقی افتاد همکاری کنیم، یاد می‌گیریم بازیگری و کار هنری بچه بازی نیست، یاد می‌گیریم احترامی برای خودمان باید قائل باشیم. تئاتر به من کمک کرد در تصویر موفق باشم  وبرایم مانند کلاس درس بود. من سر سریال « حلقه سبز» آقای حاتمی کیا برای ایشان تست دادم و به این موضوع هم افتخار می‌کنم. متاسفانه امروز بازیگرها نمی‌آیند تست بدهند. بگذارید به نکته‌ای اشاره کنم، من درحال حاضر در کلاس‌های فیلمسازی مدرسه «هیلاج» زیر نظر آقای امیر شهاب رضویان درس می‌خوانم و اگر لازم باشد بارها تست می‌دهم و  از این موضوع هیچ ابایی هم ندارم.  ولی بچه‌ها امروز با گذراندن یک دوره کلاس‌های بازیگری دیگر نمی‌روند تست بدهند و فکر می‌کنند این کارگردان‌ها هستند که باید به سراغ آنها بروند، درحالی که یکی از کارهای مهم بازیگری تست دادن است. تئاتر جای چشم و ابرو و قد و قواره نیست . فقط یکبار است و باید به درستی انتخاب کرد. الان مرزی بین تئاتر و سینما وجود ندارد و خوشبختانه در جشنواره بیشترین جوایز را بچه‌های تئاتر دریافت کردند.

چقدر به کارگردانی تئاتر علاقمند هستید ؟

چون من عاشق بازیگری روی صحنه‌ام  وقتی در اتاق نور به عنوان کارگردان حضور دارم واقعا حالم بد می‌شود و دوست دارم جای بازیگری که درحال بازی روی صحنه است باشم . من کار « چشمهایی که مال توست » را وقتی کارگردانی می‌کردم بهاره رهنما بازی می‌کرد و از این که نمی‌توانستم روی صحنه حضور داشته باشم حالم بد بود . سختم است از بیرون نظاره‌گر صحنه باشم .

فکر نمی‌کنید کارگردانی تئاتر شما را پویاتر می‌کند ؟

بیشتر فیلمسازی را دوست دارم. برای همین هم به خودم جرات دادم بروم کلاس فیلمسازی . شش ماه بود که می‌خواستم بروم این دوره‌ها را سپری کنم  اما این فرصت فراهم نمی‌شد. زمانی هم که رفتم به مدرسه هیلاج امیر شهاب رضویان به من گفت کاری ندارم چقدر کار کرده‌ای وچقدر شناخته شده هستی، باید کار کلاسی بیاوری و مانند هنرجویان دیگر تلاش کنی ما باید همه اتودها را بسازیم  و فکر می‌کنم در حال انجام کار بزرگی هستم . به همین دلیل هم می‌گویم بچه‌های بازیگری باید دوره ببینند.

متاسفانه پس از این که دوره‌ها تمام می‌شود شکافی پیش می‌آید تا هنرجو یا فارغ‌التحصیل بخواهد وارد فضای کاری شود …

این در مورد همه رشته‌ها صدق می‌کند و فقط مختص به تئاترنیست. بعد از یک مدتی به بیکاری می‌خورید و باید خودتان را نشان دهید تا بتوانید به جایگاه مورد نظر برسید . من درآموزشگاه آقای تارخ تدریس داشتم و خیلی برخورد داشتم با دانشجویانی که می‌آمدند برای بازیگری. بعضی‌ها بسیار به این حرفه عشق دارند و بعضی می‌خواهند سریع جلوی دوربین بروند. این هدف خیلی مهم است و کار ساده‌ایی هم نیست. درست است که می‌گویند بعد از کار در معدن، بازیگری  دومین کار سخت است چرا که باید سختی بکشید و ممارست داشته باشید. علاقمندان بازیگری باید از کارهای صحنه‌ای  کوچک شروع  کنند و باید بپذیرند که از صفر باید وارد این عرصه شوند. خوشبختانه الان اتفاق خوبی که افتاده، این است که ما بسیار سالن‌های تئاتر داریم. چه اشکالی دارد یک همپوشانی وجود داشته باشد و بچه‌ها با هم همکاری داشته باشند. هنرجویان بازیگری مقابل دوربین هنرجویان فیلمسازی قرار بگیرند و اتود بزنند تا هم ایراد کارهای خود را ببینند و زاویه‌های خوب و بدشان را بشناسند هم این که با فضای کاری فیلمسازی آشنا شوند، این اتفاق متاسفانه در دوره ما نبود.

خب به نظر شما که به صورت آکادمیک هم دراین رشته تحصیل کرده‌اید سیلابس‌های درسی ما در فضاهای آموزشی چقدر به روز هستند ؟

من در دانشگاه هنر و معماری بازیگری خواندم و ورودی سال 1375 بودم. امروز شما همسو با اطلاعات روز می‌توانید قدم بردارید و علم کاملا به روز است اتفاقی که در گذشته وجود نداشت، مازاد از دانشگاه باید بسیار کتاب بخوانید. کلاس‌ها و دانشگاه تنها هل می‌دهند بقیه راه را خود فرد باید انتخاب کند و پیش برود. شما  نمی‌توانی بگویی استاد خوب نداشتم، پس خوب نشدم . ما بازیگرهایی داریم که تحصیلات آکادمیک نداشتند ولی تجربه کرده‌اند و بسیار هم موفق هستند. وقتی من سال 1372 کار تئاتر را شروع کردم با کار « تنبور نواز » هادی مرزبان برای اولین بار به روی صحنه رفتم، در آن نمایش تمام اساتید بازیگری مثل آقای تارخ و پرستویی بازی می‌کردند . من در آن نمایش تنها  از این سمت صحنه می‌رفتم آن سمت و امروز افتخار می‌کنم که کارم را از اینجا شروع کردم چرا که اینها شناسنامه کاری من است و من را ساخته تا امروز بتوانم دراین جایگاه بایستم . تحصیلات آکادمیک لازم است ولی کافی نیست. من همیشه به دوستان جوان توصیه می‌کنم بسیار تئاتر ببینند چرا که بسیار تاثیرگذار است.

نسل شما چقدر از بچه‌هایی که تازه وارد این عرصه شده‌اند حمایت می‌کند ؟

هر حمایتی که از دستم برآید انجام می‌دهم. من شروع کردم با بچه‌های باران ، نمایشنامه خوانی کردن و معرفی‌شان کردم به بچه‌های فیلمسازی تا برایشان بازی کنند. من شخصا هر حمایتی لازم باشد با جان و دل  انجام می‌دهم.

تا حالا تصمیم نداشتید کار کارگاهی بکنید ؟

چرا خیلی دوست دارم . ولی بچه‌های نسل جدید انگارما را در حد خود نمی‌دانند. جوری برخورد می‌کنند که انگار بهتر از ما هستند و این کمی آدم را آزرده خاطر می‌کند .

در اختتامیه جشنواره تئاتر فجر وقتی رفتید روی سن تا لوح تقدیر خود را بگیرید، صحبتی که داشتید بیشتر از هرچیز حس دلخوری را در ذهن تداعی می‌کرد…

به نظر من اصولا این سیستم داوری غلط است. در تئاتر باید یک کم فرق داشته باشیم . من در خانه تئاتر هم این موضوع را مطرح کردم. چرا باید اولین کار یک کارگردان جوان به عنوان برترین کار آن جشنواره معرفی شود. به نظرم درجشنواره تئاتر نیز باید یک بخش مانند بخش نگاه نو در جشنواره فیلم فجر گذاشته شود و کار کارگردان‌های تازه کار در آنجا دیده شود. متاسفانه تمام بخش‌ها در تئاتر یکی شده است، در بخش بین‌الملل می‌آیند کار یک کارگردان خارجی را با یک کارگردان ایرانی، یکی می‌کنند و این درست نیست چرا که  نمی‌شود این دو را با هم  مقایسه کرد. مساله من با داوری در این است که بیایند روند کاری آن فرد را بررسی کنند، ببینند چقدر تا الان رشد کرده است. به نظرم باید یک مقدار در سیستم داوری نگاهمان را تغییر دهیم .

شما در جشنواره فیلم فجر امسال با فیلم «چهارشنبه»، حضور داشتید چقدر نقشی که دراین فیلم ایفا کردید ما به ازای بیرونی دارد؟

نقشی که دراین فیلم داشتم یک تیپ است که در جامعه از آن بسیار می‌بینیم. در خانواده‌های ایرانی از این جنس زن‌ها  زیاد است که طلاق می‌گیرند و مجبور هستند بر گردند به خانه پدری و آنجا زندگی کنند. این دختری است که پدرش را در یک شوخی ساده در عروسی از دست داده و عروسی از هم پاشیده است و سال بعد مادرش را از دست داده و برادر بزرگی که فقط می‌آید و می‌رود و برادر کوچکی که بسیار سرکش است. و دو خواهری که در این خانه فقط رنگ دیووارها را دیده‌اند و حبس شده‌اند در گذشته خودشان. در واقع این نقش رنگ خواهری دلسوز و دردمند را دارد. زمانی که با آقای سروش محمدزاده صحبت می‌کردم، گفتم احساس می‌کنم این دختر اصلا داد نمی‌زند، جیغ نمی‌زند و زجرش در خودش است. حتی در سکانس پایانی خودش را بیرون نمی‌ریزد و همین درونی بازی کردن نقش را بسیار سخت کرد.

سروش محمدزاده اولین کار کارگردانی خود را با ساخت فیلم «چهارشنبه» پشت سر گذاشت . برای شما ریسک نبود وقتی پیشنهاد بازی دراین فیلم را به شما داد ؟

این به همان حمایتی که گفتم بر می‌گردد . من در تئاتر سال گذشته با دو کارگردانی کار کردم که کار اولشان بود . یکی مهدی برومند و یکی خانم مریم جلالیان با آن همه اتفاقاتی که برای کارش افتا . آقای برومند کار اولشان بود و من رفتم برایشان بازی کردم، آن نمایش در سالن باران که خیلی جذب تماشاگر نداشت در آن زمان به روی صحنه رفت و نمایش مریم جلالیان هم که با شروع آن همه اقدام به بیانیه دادن در خانه تئاتر کردند در حالی که اجرا در تالار وحدت برای یک کارگردان کار اولی  ربطی به ما بازیگرها نداشت و بر می‌گشت به سیاست‌های تالار وحدت. اما من به عنوان بازیگر،می‌خواستم حمایت کنم . چرا نباید بازی کنیم ؟ اتفاقا ما باید برویم  و از این دوستان جوان حمایت کنیم . کاری نداریم با آوردن بازیگرهای چهره که درست بود یا نه . اما این حق ماست که بازی کنیم . من در کار کامیار صالح پور هم بازی کردم که کار اولی بود . در مورد سروش محمدزاده اما فرق می‌کرد چون او سال‌ها کار تدوین انجام داده بود و به پختگی کامل در کارگردانی رسیده بود او دکوپاژهای بسیار درستی داشت ضمن این که شهاب حسینی هم او را حمایت کرد و در نهایت خروجی خوبی بیرون فرستاد.

برنامه سال آینده‌تان چیست ؟

کار خانم افسانه زمانی را در سالن حافظ داریم و احتمالا نمایش ” کسوف ” کار ایوب آقاخانی را دوباره اجرا می‌رویم سری دوم سریال شهرزاد هم قطعا خواهد بود.

در حال حاضر برنامه خاصی دارید ؟

یک کار بیست قسمتی است به کارگردانی آقای بیدل که فعلا یک اپیزود آن هفته آینده کار می‌شود. فکر می‌کنم اردیبهشت ماه پخش شود ، فیلم ” خوب ، بد ، زشت ” پیمان قاسم خانی هم که به تازگی به اتمام رسیده است و ظاهرا عید فطر اکران می‌شود .

در مورد فیلم «خوب، بد، زشت» هم کمی توضیح دهید ؟

یک نقش کاملا عجیب است. ضمن این که متن درجه یکی داشت. به غیر از سه نقش اصلی همه نقش‌های کوتاه‌تری ارائه کردند. پیمان قاسم خانی  دوست دارد با بچه‌هایی که می‌شناسد کار کند و انقدر انرژی پشت صحنه خوب بود که باورمان نمی‌شد یک کار سینمایی است. فکر می‌کنم کمدی خوبی است مخصوصا با حضور حمید فرخ نژاد که کاملا متفاوت بازی کرد.

و کلام آخر ؟

از همه خواهش می‌کنم بیایند تئاتر ببینند و با خرید بلیت از تئاترهای روی صحنه حمایت کنند.

هدیه رحمت نژاد

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?