گفتگو با یک نوازنده گیتار الکتریک؛
نیما رمضان: نوازنده‌ایم اما بیمه خانه موسیقی نیستیم

هنردستان:كلا نوازندگي كار سختي است و علی‌الخصوص در ايران و ميزان كيفيت استيج‌ها براي اجرا كمي بر سختي كار نيز اضافه مي‌كند.

هنردستان:پویا عباسپور/ نيما رمضان يكي از موفق‌ترين نوازندگان گيتارالكتريك به شمار مي‌آيد كه در حوزه موسيقي پاپ و راك، فعاليت چشمگيري داشته و دارد. وي علاوه بر اجراهاي زنده‌، حضور در گروه‌هاي شناخته شده‌اي همچون اوهام و كامنت و همكاري با ستاره‌هاي پاپ مانند سيروان خسروي و مهدي يراحي را در كارنامه خود به ثبت رسانده است.رمضان در حال حاضر علاوه بر فعاليت در گروه‌هاي پاپ، سرپرست گروه مهدي يراحي و يكي از اركان اصلي گروه كامنت به شمار مي‌آيد. از اين رو به سراغ وي رفتيم تا از احوالات خود او، گروه كامنت و سختي‌هايي كه يك سرپرست در گروه‌هاي موسيقيايي مي‌تواند داشته باشد باخبر شويم كه شرح اين گفت‌وگو را در ادامه مي‌خوانيد.

شما به عنوان نوازنده چيره‌دست گيتارالكتريك چند سال است كه شروع به فعاليت جدي در اين عرصه كرده‌ايد؟

تقريبا از سال 85 بود كه شروع به نواختن ساز مورد علاقه‌ام گيتارالكتريك با گروه‌هاي پاپ و بعضا راك كردم و تقريبا با تمامي گروه‌هاي شناخته‌شده نيز تجربه همكاري دارم.

اخيرا در اجراي آخر مهدي يراحي شما را براي اولين‌بار به عنوان سرپرست گروه ديديم، اين تجربه براي شما چه طعمي داشت؟

تجربه‌اي كه اين فصل جديد كاري براي من دارد هم لذت‌بخش است و هم سختي‌هاي مربوط به خودش را دارد، مسئوليت‌هايي كه شايد تا به امروز به عنوان يك نوازنده بر دوش من نبوده امروز به عنوان يك سرپرست بر دوش من خواهد بود، هماهنگي‌هاي بين نوازندگان و موزيسين‌ها با هم و تمامي آنها با خواننده و در نهايت استرس كاري كه قطعا بسيار زياد‌تر از قبل حس مي‌شود كار را كمي سخت مي‌كند، اما از جهت دیگر لذت‌هاي زيادي را هم به همراه دارد؛ مثلا وقتي كار تمام مي‌شود و به نتيجه مي‌رسد و شاهد اين موضوع مي‌توان بود كه نتيجه همه سختي‌ها دلخواه از آب درآمده خيلي شيرين و لذت‌بخش است.

البته در خصوص پكيج گروه مهدي يراحي به‌دليل اينكه با يک گروه آماده و نوازندگان چيره‌دست همراه بودم كار خيلي سريع‌تر و راحت‌تر پيش رفت و شيريني كار از سختي‌هاي كار بيشتر خودش را نشان داد.

چه شد كه به عنوان سرپرست گروه منصوب شديد؟

واقعيتش هيچ مانع يا موانع سختي جلوي راه من براي رسيدن به اين جايگاه وجود نداشت. يك روز مهدي يراحي با من تماس گرفت و گفت كه مي‌خواهم سرپرست گروه باشي و اينكه گروه را هندل كني و من هم استقبال كرده و پيشنهاد او را قبول كردم و در عين‌ حال الان خيلي خوشحالم كه با اين گروه فعال در حال همكاري هستم.

نیما رمضان

به عنوان نوازنده‌اي كه به راحتي مي‌توان ادعا كرد در تمامي گروه‌هاي پاپ و راك نواختيد، از شيريني‌ها و تلخي‌هاي اجراي زنده در ايران بگوييد.

كلا نوازندگي كار سختي است و علی‌الخصوص در ايران و ميزان كيفيت استيج‌ها براي اجرا كمي بر سختي كار نيز اضافه مي‌كند.

همچنين حمل ساز و به دوش گرفتن ساز‌هاي مورد علاقه‌مان كار را براي ما سخت‌تر از قبل هم مي‌كند و در نهايت لحظه ساندچك كه عظيم‌ترين قسمت سختي براي يك نوازنده به شمار مي‌آيد كار را خيلي خيلي سخت مي‌كند!

اما نهايت اين داستان باز هم براي من و البته فكر مي‌كنم براي تمامي نوازندگان لذت‌بخش باشد كه در كنار خوانندگاني كه دوست دارند و گروهي كه بچه‌هاي فوق‌العاده‌ای دارند ساز بزنيم و از موسيقي‌ای كه اجرا مي‌كنيم نهايت لذت را ببريم.

كمي برگرديم به پايگاه اصلي شما يعني «كامنت»؛ چه خبر از كامنت؟

گروه خيلي فعال‌تر از قبل مشغول فعاليت‌هاي خودش است و هم‌اكنون سينگل تراكي داريم كه حدود 90 درصد از آن تكميل شده و فكر مي‌كنم بعد از ماه‌هاي محرم و صفر به بازار عرضه شود، در كنار آن هم كار بر روي آلبوم بسيار جدي در حال پيگيري است؛ منتظر جذب و همكاري با تهيه‌كننده و اسپانسر مورد نظر براي آلبوم هستيم.

گروه كامنت گروه پرستاره‌اي است و كارهایی قوي را تا به امروز منتشر كرده ، اما كمي كم‌كاري اين روزهاي اين گروه هوادارانش را نااميد كرده است، كار جديدي قرار نيست منتشر شود؟ و دليل اين همه تاخيرها چيست؟

اولين دليل اين تاخير‌ها فعاليت‌هاي بسيار زياد و شلوغي‌هاي گروه‌هاي موسيقي و درگيري خود بچه‌هاي گروه است كه جمع شدن دور هم و همفكري در خصوص آلبوم را براي ما فراهم نمي‌كند، در كنار آن منتظر يك بخشي هستيم كه بتوانيم با كمك آن و سرمايه‌گذاري آن بخش و مجموعه بر روي آلبوم و جذب سرمايه آلبوم را بهتر و شكيل‌تر بتوانيم جمع كنيم. چون وجود اين پكيج براي هرچه بهتر عرضه‌شدن كارها الزامي است.

هر نوازنده‌اي يك عِرق خاصي نسبت به سازي كه چندين سال است مي‌زند دارد، شما چطور؟ چه شد كه به گيتار الكتريك روي آورديد؟

واقعا نمي‌دانم چه شد كه سمت گيتارالكتريك رفتم، اما امروز وقتي اين ساز را به دست مي‌گيرم از فضاي موسيقيايي كه در ذهن من به‌وجود مي‌آورد لذت می‌برم و اينكه مي‌توانم صدايي را كه در ذهن خودم مي‌پرورانم در آن پياده‌سازي كنم، خيلي برايم لذت‌بخش است.

اما اگر به طور كلي از زمان زدن ساز گيتار بخواهم صحبت كنم، يكي از دوستانم كه گيتار نايلون داشت، سازش را به من داد و شروع كردم به ياد گرفتن موسيقي. به طور كلي، بعد از دانشگاه نوازندگي جدي گيتار را دنبال كردم ولي در زمان دبيرستان هم جسته و گريخته گيتار مي‌زدم. بعد از دانشگاه يك گيتار فندر تقلبي گرفتم و سال ۸۳ بود كه در گروهي به نام پيكولو شروع به كار كردم.

در عين حال لازم مي‌دانم اين نكته را نيز در خصوص كامنت و نوازندگان اضافه كنم كه ما هنوز در شهرستان‌ها به عنوان موجوداتي خونخوار، انسان‌خوار و… شناخته مي‌شويم كه اميدوارم اين برداشت‌ها از ما برداشته شود و همچنين تمامي ما به عنوان نوازنده عضو خانه موسيقي هستيم اما هيچ بيمه‌اي نداريم. از مسئولان خانه موسيقي خواهش مي‌كنم تا از ما حمايت كنند و در نظر بگيرند كه نوازنده‌ها خيلي در مضيقه هستند.

۰ دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?