يادداشت “هومن كيائى” درباره نمايش “اتاق فاستوس”

هنردستان: نور صحنه می آيد و با پایان نمایش می رود و این جسارت کارگردانی (قطع نكردن نور به مدت دوساعت) تا پایان نمایش ادامه دارد.

به گزارش هنردستان؛ فاستوس (با بازی فوق العاده فربد فرهنگ) با پافشارى دوباره و شاید صدباره بر مرور قصه خود، در تسلسلی باطل پی بزرگی و جذابیتى افسانه ای و شايد راهى براى بازگشت در روایتش می گردد و بار اين تسلسل تهی را بر دوش واگنر (با بازی متفاوت و تحسين برانگيز میلاد رحیمی) مى اندازد، اما تلاش واگنرِ وفادار بیهوده است. او گرچه در اكثر موارد با تمام وجود سعی در رعایت همه جوانب مورد اهمیت ارباب دارد اما راه به جايى نمى برد، چرا که این مضحکه تراژیک جز جنون هیچ چیز در پی نخواهد داشت. چرا که پرومتئوس هم در سقوطی تلخ اما باشکوه از ابتدا به سمت جنون میرفت. چرا که حقیقت در اوج زیباییش (تلخ یا شیرین) سرشار از جنون است و همه ما محکوم این سرنوشت محتوم هستیم .

فاستوس

روایت تاثیرگذار علی شیخان از افسانه فاستوس “اتاق فاستوس” یا شاید بهتراست بگوییم “اتاق ذهن فاستوس” تصویر آخرین لحظات زندگی اوست. همان ذهنی که او را به انتهای این مسیر رسانده اكنون برای نقد همه ى آنچه كه گذشته (پیش از سقوط به قعر جهنم ابدی) گردابی بیرحم را آغاز کرده چرا که فاستوس هنوز در پی بزرگی سرنوشتی ست که خود آنرا رقم زده.
فاستوس در خلوت خود به انتهای باشکوهی رسیده است و طراحى صحنه و نور به شکل جالبی با اتکا به اختصار و بی چیزیِ هوشمندانه ای، خود در به تصویرکشیدن طغیان هاى ذهن فاستوس و هجمه حضور دیگران به شدت کاربردی و عاری از اضافات است. ابعاد کوچک صحنه هر چند شاید برای نمود تنگنای ذهن فاستوس به کمک شیخان آمده اما نمیتوان منکر خلاقیت کارگردان و بازیگران در ایجاد صحنه های بدیع و تاثیر گذار در این صحنه محدود شد. تاثیری نه صرفا “برای تاثیر” که بستری برای تفکر… بارها مردن و زنده شدن…
طراحى لباس باران کوثری در خدمت قصه و کاراکترهاست و به شکلى عجیب تلاطم آستانه زندگی و آستانه مرگ را در پوشش آنها تداعی می کند. تلاطمى كه در رنگ و لعاب صورتهاى آنها نيز ديده مى شود.
مفیستوی موقر اما رنگ پریده و عصیان زده (با بازی خاص و با ظرافت میلاد شجره) در برزخی از اطاعت و شکایت و حسرت، این دریا را متلاطم تر میکند.
علم و مذهب در اصیلترین شکل ممکنشان در لباسهای فرم کشیش و پزشک (با بازی های جذاب و اندازه جاوید قائم مقامی و متین گودرزی) درمانى براى دردهای فاستوس ندارند .
حتی عشق گرتشن (با بازی خوب و اندازه آوا شریفی) هم مثل رگباری ست که شروع نشده تنها خاطره مبهمی از لذت و حسرتی شاید حتی تجربه نشده باقی میگذارد. عروسک دوست داشتنی (ساخته متین گودرزی) معماگونه خیره است.
موسیقی به جا و زیبا فضا را پر میکند… همه ما در انتظار ورود عالیجناب لوسیفر هستیم… اما واگنر راست می گفت… “این عروسک فقط یه عروسکه”…عروسکی که همیشه دنبال جای مناسبش میگردیم…
و اکنون…” برای تاریکی گریستی. نازل می شود. اینک در ظلمت گریه کن.”

هدیه رحمت نژاد

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?