یادداشت دکتر صدر درباره ی نمایش جهش بزرگ
“پروازی نه مثل همه پروازها”

هنردستان: یادداشت دکتر صدر درباره ی نمایش جهش بزرگ، “پروازی نه مثل همه پروازها”

این نمایش تک نفره در ترکیب هندسی وار آن صحنه خالی با آن نورپردازی خفه جاری شده. در آن اتاق مستطیل شکل کوچک که در مرکز و هر یک از گوشه هایش افراد یک خانواده قرار گرفته اند. خط افق و آسمان و خورشید/ چراغ در آن فضای محصور نمایشگر محیطی شده اند که این دختر را به بند کشیده. دختری که با جمله ها و حرکاتش هم محیط را ترسیم می کند، هم شخصیت های خانواده اش و هم دلمشغولی ها و دلشوره های خودش را. ذهن بی قرار این دختر می تواند هم نوعی اتوبیوگرافی تمثیلی باشد و هم نوعی روانکاوی شخصی و هم سرگذشت خانواده های پرشمار. آمیزه ای از واقعیت و خیال پروری که ترکیبش ابزار ویژه ی هر هنرمندی بشمار می رود. دختر بدون خشم حرف می زند، بدون فریاد، بدون لبخند، بدون لودگی و با این وصف راهله تعبدی هم نمایشگر قدرت این دختر شده و هم ضعف هایش. هم بازتابنده ی فریادهای فرو خورده و هم لبخندهای خشک شده. توصیف کننده ی درد محصور بودن. ریتم نمایش با توضیحات نا روشن دختر آرام و معماوار آغاز می شود و ذهن تماشاگر را به تلاش برای کشف ناگفته ها فرا می خواند. (اونجا چیزی ریخته و من به شما نشون می دم که اونجا چیزی ریخته) و همان ریتم با باز شدن گره ها تدریجا تند می شود و تندتر و در انتها ترکیب سر گیجه آوری پیدا می کند. هر عبارت برای گره گشایی و بیان روحیات دختر و افراد خانواده اش به کار گرفته شده اند. پدر رادیو به دست ایستاده و مادر بی قرار در سوی دیگر که سرانجام از فرط استیصال فرو می پاشد. خیال پردازی های اولیه تدریجا به صورت واقعیت مجسم شده و از آن مهم تر ترکیب تراژدی به خود می گیرند. (پرواز، رهایی و مرگ) “جهش بزرگ” نمایشی ظاهرا به شدت درونی می نمایاند، اما در انتها به این نتیجه می رسیم که احتمالا عینی تر و ملموس تر از آن چیزی در اطرافتان نمی بینید. نمایشی که از چارچوب زمان خاص در گذشته و هم با بیان استعاری و هم زمینه واقعی که در ذهن تماشاگرش شکل می دهد تجربه ی تاتری عمیقا تکان دهنده ای شده.

هدیه رحمت نژاد

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?