چه کسانی مسبب اصلی تخریب آثار تاریخی- فرهنگی تاق بستان هستند؟

هنرستان: کشف بقایای الهه نیکه ( فرشته بالدار) در چشمه تاق بستان

پس از خشک شدن تاق بستان، مرتضی گراوند- باستانشناس کرمانشاهی- توانست بقایای الهه نیکه (فرشته بالدار) را در چشمه تاق بستان کشف کند. وی به بهانه این موضوع یادداشتی را در اختیار هنرنیوز قرار داده است. در متن این یادداشت آمده است:

«”این آثار را ما باید گنجینه و ذخیره ارزشمندی بدانیم که در آن می توان تاریخ و انسان را، ایران و ایرانی را و عملکرد و سنت های الهی را مشاهده کرد و باید آنها را حراست کنیم” (مقام معظم رهبری)

کرمانشاه محل تقاطع و تلاقی فرهنگ های لبه غربی فلات ایران، شاهراه ارتباطی، سرزمینی پهناور و پر آب، وقتی به تاریخش بنگری جای نادری است. این گوهر غرب در طی تمامی ادوار فرهنگی از اهمیت بسزایی در مطالعات باستان شناختی برخوردار بوده است و همواره نقش مهمی در سرنوشت تاریخ ایران داشته و دارد. در یکی دو سال اخیر آثار تاریخی – فرهنگی این استان به شدت تخریب و از بین رفته اند، و متاسفانه در این راستا از سوی مسئوولان کشوری و استانی جهت جلوگیری از روند این تخریب ها و نابودی آنها به طور جدی هیچ گونه اقدامی صورت نگرفته است و همواره این روند تخریب ها ادامه دارد. واگذاری عرصه و حریم محوطه های همچون تپه موسایی روانسر، تپه چغا گاوانه اسلام آباد، تخریب معدن سنگ رستم آباد، آتش سوزی در حیاط معبد گنگاور، تعرض به حریم محوطه پارتی بیستون، سرقت از موزه کنگاور، واگذاری حریم تکیه معاون الملک، تخریب و غارت تابوت سنگی در محوطه دستک علیا و بسیاری از محوطه های دیگر در جای جای این استان پهناور از جمله تخریب های است که در محوطه های ثبت شده در فهرست آثار ملی که هزینه های زیادی بابت حفاظت و نگهداری آنها تا به امروز صرف شده است، اتفاق افتاده است.

از مهمترین و شاخص ترین این محوطه ها که برای اکثر دوستداران میراث فرهنگی در سطح ملی و جهانی شناخته شده است، محوطه تاریخی- فرهنگی تاق بستان است. محوطه ای که بیش از دو سال است؛ طرح ساماندهی آن با هدف ثبت این اثر مهم در فهرست آثار جهانی در دست اقدام است.

محوطه تاریخی- فرهنگی تاق بستان یکی از یادمان های تاریخی دوره ساسانی است که در شمال شرقی شهر کرمانشاه در محلی موسوم به تاق بستان ایجاد شده است. شاهان ساساني با توجه به موقعیت جغرافیایی مناسب، نزدیکی به تیسفون، قرار گرفتن بر شاهراه جاده ابریشم، آب و هوای مناسب، شرایط زیست محیطی منطقه، عظمت و شکوه خود را در غالب یادمان تاق بستان از دل کوه با حجاری های بسیار زیبا بیرون آوردند. این یادمان تاریخی بازگو کننده مطالب بسیار زیادی است که پژوهش و مطالعه بر روی آنها اطلاعات جامع و کاملی را از دروه ساسانی و بخصوص سده میانی و متأخر این دوره در اختیار ما قرار داده است. نقش برجسته های ساسانی تاق بستان موضعات مختلفی را در زمینه ساختار سیاسی، دینی و مذهبی، مسایل اجتماعی – فرهنگی و ویژگی های معماری این دوره را به خوبی به نمایش گذاشته است.

نقش برجسته های تاق بستان اولین بار در سال ۱۷۹۲ از سوی یک کشیش اروپایی به نام “آبه پوشان ” مورد بازدید قرار گفت. در سال ۱۹۲۰ هرتسفلد مجموعه تاق بستان را به طور علمی مورد پژوهش قرارداد. وی، معتقد بود که نقوش برجسته های تاق بزرگ تاق بستان به خسرو دوم ملقب به خسرو پرویز تعلق دارد. در سال ۱۹۳۷ یک سکه شناس آلمانی به نام اردمان به دقت مجموعه تاق بستان را مورد بررسی قرارداد. اردمان براساس مطالعات خود و با استناد به مبحث سکه شناسی با رد نظریه هرتسفلد معتقد بود که مجموعه تاق بزرگ تاق بستان به پیروز اول ساسانی تعلق دارد؛ نه خسرو پرویز.

از دیگر پژوهشگران که به تحقیق و مطالعه در ارتباط با مجموعه تاق بستان پرداخت ” ک.تانابه” ژاپنی بود. وی در سال ۱۸۹۴ نظریه جدیدی در مورد هویت واقعی و محتوی تاریخی نقش برجسته تاق بستان مطرح کرد. تانابه براساس شباهت تاج، چهره، گردنبند و گوشواره اردشیر سوم که بر روی سکه های وی نقش شده اند استناد کرده و اظهار می دارد که شاه در تاق بستان همان اردشیر سوم است. غیر از این افراد پژوهشگران دیگری نیز در ارتباط با این نقوش به مطالعه و تحقیق پرداخته اند.

با این تفاصیل به خوبی روشن است که تاق بستان از چه اهمیتی در مطالعات باستان شناختی برخوردار است. بنابراین با نگاهی به متون تاریخی به خوبی می فهمیم که تاق بستان پس از ساسانیان چه سختی ها و مشقت های کشیده است. از جمله آنها می توان به حمله تازی ها در سال ۶۴۱ میلادی که بر کرمانشاه و سرحدات آن چیره شدند و بعد از آن در نهاوند به پیروزی رسیدند، حمله مغولها در سده هفتم که کرمانشاه را ویران و نابود کرد. در قرن هشتم سپاه امیر تیمور به کرمانشاه یورش برد و ویرانی های را به بار آورد و حمداله مستوفي در نزهه القلوب مي نويسد: اکنون ديهي است و صفه شبديز در آن حدود است. در قرن نهم و اوایل قرن دهم کرمانشاه مورد حمله عثمانی های متوحش قرار گرفت و مجدداً کرمانشاه را ویران کردند و این وضعیت ویرانی برای کرمانشاه در دوه قاجاریه نیز اتفاق افتاد، از دیگر اقدامات ویرانگر می توان به حملات هوایی دشمن بعثی به کرمانشاه در طول هشت سال جنگ با کشور عزیزمان ایران اشاره کرد و… که هیچ کدام نتوانستند بر استواری و پایداری تاق بستان چیره شوند.

امروزه شهر کرمانشاه علی رغم پیشینه کهن آن و آثار تاریخی فراوانی که دارد، عموم مردم ایران، کرمانشاه را با نام و نشان تاق بستان می شناسند. در واقع تاق بستان دیگر صرفاً یک محوطه باستانی نیست، تاق بستان مهمترین قطب گردشگری، سمبل و نماد شهری، تفرجگاه مردم و نماد هویت ملی است. با این اوصاف چرا با دل و جان از این یادمان فرهنگی- تاریخی حراست و نگهداری نمی شود!؟. باید از خود سئوال کنیم که بر ما چه گذشته است که نسبت به این تاریخ و سنت دیرینه و حسنه نیاکان خود بی تفاوتیم؟ چرا تیشه را برداشته ایم و به ریشۀ تاریخ و آثار تاریخی خود ضربه می زنیم؟

دو سال پیش وقتی بیل های مکانیکی و مته های برقی برای ساماندهی مجموعه تاریخی- فرهنگی تاق بستان به این مجموعه فرهنگی وارد شدند، بسیاری از دوستداران میراث فرهنگی و جامعه باستان شناسی به این اقدام مسئوولان میراث فرهنگی اعتراض کردند و خواستار توقف عملیات ساماندهی این مجموعه با ابزارهای مکانیکی شدند، اما گوش شنوای وجود نداشت و در نهایت این بیل های مکانیکی بودند که به عرصه و حریم یکی از مهمترین محوطه های باستانی ایران که شاهکار معماری صخره ای دوره ساسانی است، به صورت غیر علمی و غیر قانونی تعرض کردند. اولین بار اردشیر دوم ساسانی بین سال های ۳۷۹- ۳۸۳ میلادی و پس از آن شاپور سوم تصویر خود و پدرش شاپور دوم ملقب به ذوالکتاف را بین سال های ۳۸۳- ۳۸۸ میلادی در درون ایوان کوچک به تصویر کشید و در نهایت این خسرو پرویز؛ ملقب به خسروم دوم است، که یکی از ماندگارترین شاهکارهای صخره ای دوره ساسانی را بین سال ها ی ۵۹۰ -۶۲۸ میلادی در دیوارهای صخره ای تاق بستان با استفاده از حجاران و هنرمندان زمان خود در تاق بستان ایجاد می کند. وی، ایوان بزرگ تاق بستان را که بیانگر نماد و شکوه قدرت امپراتوری ساسانیان بود را با شکوه و عظمت هرچه تمام تر برای ایران و ایرانیان به یادگار گذاشت. براساس متون تاریخی، تاق بزرگ تاق بستان، توسط شخصی به نام قطنوس پسر سنمار که نصاری بوده، به مدت ۱۶ سال و به دستور خسرو پرویز و با کمک دیگر سنگتراشان بزرگ زمان خود آن را حجاری نموده است، تا از این طریق، خسرو پرویز به امپراتوری های هم عصر خود، شکوه و عظمت ایران و ایرانیان را نشان بدهد.

هنگامی که غرش بیل های مکانیکی و مته های برقی به دیوار صخره های تاق بستان برخورد می کرد لرزه بر تن خسروپرویز افتاد که مبادا این شکوه و عظمت ۱۵۰۰ ساله به یکباره فرو ریزد و الهه نیکه که پیام آور پیروزی های خسرو پرویز در مقابل دشمنان این مرز و بوم بوده، این بار سوگواری و شکست را به همراه بیاورد. اما در این بین خود الهه ( فرشته) غافل از این بود که بیل های مکانیکی با دندان های پولادین قصد جان او را کرده اند. وقتی که بیل های مکانیکی مشغول آزاد سازی چشمه های جلوی تاق بزرگ بودند، دندان های پولادین آنها داشت بقایایی فرور ریخته این الهه را که سالها آناهیتا نماد آب و باروی آنها را در سینه خود حفظ و نگه داشته بود، را تخریب و نابود می کردند.

مع الوصف؛ راقم این سطور چند روز پیش، قبل از خشک شدن چشمه های تاق بستان در زمان بازدید از این مجموعه فرهنگی با قطعه سنگی برخورد کردم که بر روی آن حجاری های صورت گرفته بود. این قطعه سنگ آهکی بر روی سطح آن نقوشی به صورت برجسته حک شده است. با توجه به نوع حجاری صورت گرفته بر سطح آن به نظر می رسد یافته موردبحث، بخشی از قطعات فروریخته الهه نیکه ( فرشته بالدار) در ایوان بزرگ تاق بستان است، که در زمان تخریب در داخل چشمه جلوی آن فرو افتاده است. وجود این بخش یافته شده از الهه نیکه این احتمال را قوت می بخشد که دیگر بخش های این الهه در دامنه دیوار تاق بزرگ و در درون چشمه آب قرار داشته است که احتمالاً بر اثر انجام عملیات ساماندهی این مجموعه با استفاده از ماشین آلات مکانیکی برای همیشه نابود و در مکانی دیگر مدفون شده اند.

افزون بر این، خشک شدن چشمه های تاق بستان مصیبتی دیگر بود که بر مصائب این یادمان فرهنگی افزوده شد. این اتفاق ناگوار باعث نگرانی همه دوستداران میراث فرهنگی، مسئوولان کشوری و استانی و جامعه باستان شناسی گردید. نگارنده نیز پس از این واقعه و برای جلوگیری از تخریب قطعه سنگ موردبحث که خدای ناکرده رفتار غیر کارشناسانه و خارج از اصول علمی با آن صورت بگیرد، سریعاً موضع قطعه سنگ حجاری شده را به برخی از پرسنل در مجموعه تاق بستان اطلاع دادم تا مسئوولان تاق بستان را در جریان این موضوع مهم قرار دهند، و این قطعه سنگ را به مکان دیگر منتقل کنند تا به سرنوشت احتمالی دیگر بخش های مفقود شده دچار نشود. در بازدید مجدد نگارنده از تاق بستان پس از خشکیدن در مورخ ۲۵/۴/۹۴ و ۳۱/۴/۹۴ متاسفانه قطعه سنگ حجاری شده همچنان در محل خود قرار داشت و هیچ گونه اقدامی در ارتباط با آن صورت نگرفته بود!.

حال که چشمه های تاق بستان خشک شده، به خوبی مشخص است که چرا دوستداران میراث فرهنگی و جامعه باستان شناسی نسبت به اقدام ساماندهی مجموعه تاق بستان احساس نگرانی می کردند. درون چشمه ها و کانال حفر شده توسط مسئوولان میراث فرهنگی که در جلوی نقش برجسته اردشیر و ایوان های تاق بستان ایجاد شده است، حجم زیادی از قطعات شکسته سفال در بستر خشک شدۀ کانال ها و در درون چشمه های جانبی پراکنده می باشند!. از سوی دیگر در داخل کانال ایجاد شده توسط اداره کل میراث فرهنگی و مجموعه تاق بستان، قطعه سنگ بزرگی در جلوی ایوان کوچک قرار دارد که یک سطح آن با استفاده از ابزارهای سنگ تراشی پرداخت شده است و به بیانی دیگر اثر ضربات قلم سنگ تراشی به خوبی در سطح آن مشهود و نمایان است. در واقع با خشک شدن چشمه های تاق بستان به طور کامل مشخص است که مجریان پروژه و مسئوولان میراث فرهنگی چه فاجعه ای را به بار آورده اند.

در واقع اگر در انجام عملیات ساماندهی مجموعه تاریخی – فرهنگی تاق بستان از نیروهای متخصص و دارای دانش کافی و براساس اصول و روش های میدانی باستان شناختی استفاده می شد، امروز شاهد چنین اتفاقات ناگواری نبودیم. اگر مسئوولان این مجموعه درست کار می کردند و به طرح ریزی برنامه ای غیر کارشناسانه برای تاق بستان اقدام نمی کردند و براساس قوانین و مقررات میراث فرهنگی- چگونگی برخورد با یک مکان باستانی را خوب آموخته بودند، به جای تخریب و نابودی بقایای احتمالی الهه نیکه در تاق بستان، جامعه باستان شناسی، شاهد کشف بزرگی بود. و شاید دیگر بلوک های سنگی از چهره تاق بستان رخت بر می بستند و نیمۀ گم شده الهه نیکه، پس از سال ها دوباره هویت خود را پیدا می کرد. و همچنین دیگر مواد و داده های باستان شناختی که در بستر چشمه ها و کانال ایجاد شده در جلوی نقش برجسته های تاق بستان پس از خشکیدن مشهود و آشکار شده اند، به صورت علمی ثبت و ضبط و مستند نگاری می شدند.

مع الوصف؛ وقتی در اجرایی یک پروژه ملی در یک نهاد دولتی نظارت دقیق و کنترل شده ای صورت نگیرد، به جزء تخریب و نابودی، نتیجه دیگری را نباید انتظار داشت. آیا استفاده کردن از این افراد غیر متخصص و دارای دانش کم باعث بحرانی شدن و نابود کردن میراث فرهنگی ما نشده است؟. به راستی چه کسی جوابگوی عملکرد ویران کننده این افراد است؟

حال باید پرسید چه کسانی مسبب اصلی تخریب آثار تاریخی- فرهنگی تاق بستان هستند؟

چرا کمر همت بسته ایم که آثار تاریخی – فرهنگی و یادمان های فرهنگی این مرزو بوم را تخریب و نابود کنیم!. چرا تیشه را برداشته ایم و ریشه فرهنگی خود را می زنیم!

باید از مسئوولان سازمان میراث فرهنگی کشور پرسید، که چرا در زمان اجرای این پروژه و آن هم در محوطه مهمی همچون تاق بستان نظارت دقیقی از سوی پژوهشکده باستان شناسی صورت نگرفت!؟ چرا زمانی که دوستداران میراث فرهنگی و جامعه باستانشناسی نگرانی خود را ابراز داشتند پژوهشکده باستان شناسی این عملیات را متوقف نکرد!. و چرا اجازه دادند که بیل های مکانیکی عملیات خراب کارانه خود را در این محوطه مهم تاریخی ادامه دهند؟. و چرا های دیگر…

آیا این بار هم مسئوولان میراث فرهنگی استان معتقداً که تمام جوانب کار را در ساماندهی مجموعه تاق بستان با ماشین آلات مکانیکی سنجیده بودند؟!. و باز معتقدند کارشناسانی که این برنامه ها براساس نظر آن ها انجام گرفت از دانش و تجربه کافی در این زمینه ها برخوردار بوده اند؟. باز معتقداً که با بیل های مکانیکی به جان تاق بستان افتادن کار درست و پسندیده ای بوده است!. باید از مسئوولان میراث فرهنگی و مدیریت مجموعه تاق بستان پرسید: براساس کدام موازین قانونی در میراث فرهنگی، جهت ساماندهی تاق بستان، اجازه داشته اید، که از ماشین آلات مکانیکی استفاده کنند؟.

آیا وقت آن نرسیده است که مسئوولان و نهادهای ذی ربط با متخلفین آثار تاریخی- فرهنگی براساس موازین قانون، با آنها برخورد و عاملین را مجازات کنند؟. آیا وقت آن نرسیده که مدیران ارشد سازمان میراث فرهنگی کشور و مسئوولان ارشد استانی برای حفظ و پاسداری از آثار تاریخی – فرهنگی این استان که همواره به علت سوء مدیریت دچار آسیب و در معرض تخریب و نابودی قرار گرفته اند؛ چاره ای بی اندیشند؟. آیا وقت آن نرسیده …؟

واقعیت این است که مجموعه مدیریتی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه توان ادارۀ مسائل میراث فرهنگی استانی به گستردگی و پیچیدگی کرمانشاه را دارا نیستند و در چند سال گذشته کارنامه خوبی نداشته است، به گونه ای که همه از این قضیه اطلاع دارند. اداره کل میراث فرهنگی کرمانشاه و پایگاه تاق بستان مدیریتی پویا، خلاق، با دانش کافی و از همه مهمتر مسئوول می خواهد که هم بتواند اهمیت میراث فرهنگی را برای نهادها و مسئوولان ارشد استانی تبیین کند و هم به نقش و کارکرد آنچه، مولفه ای تاریخی – فرهنگی و هویتی است؛ توجه کند. به قول یکی از اساتید دانشگاه تهران؛ “میراث فرهنگی سیب زمینی نیست که وقتی خراب شد، کیسۀ دیگری را به جای آن آورد. در میراث فرهنگی وقتی چیزی خراب میشود، تمام می‌شود و چیز دیگری را جایگزین آن نمی توان کرد. میراث فرهنگی متعلق به نسل های آینده و یکی از نشانه های اقتدار و توان ایران است”. به عنوان مثال( سرقت اشیاء فرهنگی و تاریخی موزه کنگاور، تخریب محوطه دستک علیا در شهرستان سرپل ذهاب و شکسته شدن و تخریب تابوت سنگی آن و به یغما رفتن محتویات احتمالی داخل تابوت) از جمله نمونه های است که دیگر جایگزینی برای آنها وجود نخواهد داشت.

با این تفاصیل مسئوولان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور( ریاست محترم سازمان، ریاست محترم پژوهشگاه و پژوهشکده باستان شناسی، مدیریت پایگاههای میراث فرهنگی ملی و جهانی) باید با هماهنگی و در یک برنامه اضطراری در اسرع وقت و در کوتاهترین زمان ممکن نسبت به وضعیت احتمالی بقایای الهه نیکه تاق بستان اقدامی قانونی را اتخاذ کنند. هرچند که این اقدام نوش داروی بعد از مرگ است؛ اما هنوز امیدهای هست که شاید بتوان در میان دور ریزهای مجموعه تاق بستان به کمک یک تیم باستان شناس با تجربه و با نظارت پژوهشکده باستان شناسی بقایای دور ریخته احتمالی الهه نیکه را یافت؛ تا شاید مرهمی باشد بر دردهای دوستداران میراث فرهنگی و جامعه باستان شناسی کشور.( البته اگر محل دور ریزها و نهشته های تاق بستان مشخص باشد).

شرح و بیان وقایع اتفاق افتاده در مجموعه تاریخی – فرهنگی تاق بستان طبعاً ناراحت کننده است. تخریب بقایای آثار فرهنگی و خشک شدن ناگهانی چشمه های جوشان تاق بستان همه مصائبی هستند که روز به روز بر مشکلات این مجموعه فرهنگی افزوده می شود. با این اوصاف کم توجهی مسئوولان استان به اتفاقات ناگوار در حیطه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و عدم توجه آنها به انتقادهای سازنده دوستداران میراث فرهنگی جهت بهبود وضعیت اسفناک این نهاد فرهنگی هر خواننده و علاقمند به آثار تاریخی –فرهنگی را با این سئوال نگران کننده روبرو خواهد کرد که چرا همه نسبت به تخریب آثار تاریخی- فرهنگی استان کرمانشاه بی تفاوتند و چرا مسئوولان این استان نسبت به این اتفاقات در حوزه میراث فرهنگی سکوت اختیار می کنند!؟

هر که او ارزان خرد ارزان دهد/ گوهری طفلی به قرصی نان دهد (مولانا)»

۰ دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?