در جلسه نقد فیلمی از اکران هنر و تجربه عنوان شد؛
کریمی عباسی:«خاکستر و برف»نوید بخش ساخت فیلم هایی با تعهد و تخصص توامان است/فیلم سهرابی قصه تنهایی آدم هاست

فیلم خاکستر و برف ساخته روح الله سهرابی شب گذشته در سینمای سوره اصفهان با حضور کارگردان،عباس کریمی عباسی به عنوان منتقد و قربان نجفی؛بازیگر فیلم در دسته اکران هنر و تجربه به نمایش در آمد و نقد و برسی شد.

در ابتدای این مراسم که جمعی از دانشجویان رشته های مختلف، به ویژه دانشجویان رشته سینما حضور داشتند کریمی عباسی درباره فیلم گفت: فیلم های بسیاری را در سینمای ایران، به ویژه در حوزه دفاع مقدس می بینیم که همزمان از دو مقوله مهم تعهد و تخصص برخوردار نیستند. فیلم هایی هستند که به لحاظ پیام و ساختار دراماتیک از تعهدی نسبت به جامعه برخوردارند اما متأسفانه تحت الشعاع ضعف کارگردانی و تخصص قرار گرفته اند و نتوانسته اند آن گونه که باید با مخاطب ارتباط برقرار کنند. در مقابل نیز فیلمهایی را می بینیم که از یک کارگردانی مطلوب و متخصصانه برخوردارند اما هیچ تعهدی نسبت به پیرامون و مخاطب ندارند که نشأت گرفته از ضعف فیلمنامه یا بسیاری مسائل دیگر است که در ارتباط مخاطب با فیلم خلل ایجاد کرده است.

این منتقد افزود: خاکستر و برف از هر دو مقوله به صورت توامان بهره مند است. اندیشه ای متعهدانه و سینمایی متخصصانه پیشکش فیلم «خاکستر و برف» به مخاطب امروز سینماست. این فیلم با نگاهی همراه با تعهد و سینمایی همراه با تخصص تبعات جنگ را برای نسل امروز به ویژه جوانان و نوجوانانی که دوران دفاع مقدس را درک نکرده اند به خوبی تداعی می کند. باید بگویم «خاکستر و برف» نوید کارگردانی توانمند، خلاق و صاحب سبک را به سینمای ایران می دهد که امیدوارم فضا برای فعالیت چنین افرادی مهیا شود و من هم به نوبه خود به وی که کارگردانی جوان و تازه نفس هستند تبریک می گویم.

فیلم اثری نمادین و مؤثر در سینماست/ به دور از شعارزدگیphoto_2015-09-30_04-08-27

کریمی در ادامه به تحلیل ساختاری فیلم اشاره کرد و گفت: ساختن فیلمی که در حاشیه دفاع مقدس باشد و در عین حال از شعارزدگی به دور باشد کار دشواری است که کمتر در سینمای ایران شاهد آن بوده ایم و از ویژگی های این فیلم رعایت این مسئله است. این فیلم یک اثر نمادین مؤثر در سینماست به ویژه در سینمایی چون دفاع مقدس که اتفاقاً متکی به نمادها است. از اسم فیلم گرفته تا اسامی شخصیت های قصه و همچنین پلان ها و سکانس هایی که کاملاً نمادین و سمبلیک و به دور از شعارزدگی است.

این منتقد خاطرنشان کرد: کارگردان فیلم وفادار و متکی به یک زبان کلاسیک سینمانی بوده و عامدانه از نقطه ای به بعد یک جریان نو و متفاوت را روایت می کند چنانچه اگر در نیمه اول داستان شکلی کلیشه ها از ساختار به نظر برسد اما در ادامه می بینیم که شکلی کاملاً متفاوت پیدا می کند و پس از آن با نگاهی نو مواجه می شویم که تعلیق لازم را تا پایان داستان به وجود می آورد.

سکوت های فیلم انتخاب آگاهانه کارگردان

کریمی در ادامه به سکوت های اثر اشاره کرد و گفت: اغلب، مخاطبانی که فیلم را می بینند، کمتر به عناصر خود فیلم می پردازند و بیشتر به مقوله قصه و ساختار دراماتیک اثر توجه دارند، در حالی که یک اثر خوب متشکل از جزئیات و مؤلفه هایی است که تک تک شان در قوی یا ضعیف بودن اثر دخیل هستند. در فیلم «خاکستر و برف» علاوه بر کشش قصه شاهد بازی های خوبی هستیم، همچنین موسیقی، فیلمبرداری با انتخاب قاب هایی که پیداست کاملاً حساب شده انجام گرفته و تدوین قابل قبول، جای تحسین دارد که اینها در کنار هم موجب ارتقاء سطح کیفی اثر شده است که نشان دهنده تسلط و اشراف کارگران است. سکوت های فیلم یک انتخاب آگاهانه از سوی کارگردان است و هدفی در بطن این انتخاب وجود داشته که همان به فکر واداشتن مخاطب است و طی آن حل برخی مسائل به مخاطب سپرده شده است که کارگردان از پس آن نیز به خوبی برآمده است.

«خاکستر و برف» قصه تنهایی آدم هاست

کریمی در ادامه با تحسین بازی قربان نجفی در نقش ابراهیم گفت: معتقدم شخصیت ابراهیم یک شخصیت خاکستری رو به منفی است که به خوبی ذهن مخاطب را تا پایان درگیر قصه کرده است.این فیلم قصه تنهایی آدم هاست و می توان گفت یک استعاره ای از تنهایی انسان های جامعه مان هم هست به دلیل اینکه در پایان فیلم تمام شخصیت ها به نوعی تنها می مانند.

به شخصیت ابراهیم تعصیب دارم

 در نشست قربان نجفی، ایفاگر نقش ابراهیم در این فیلم به واکاوی شخصیت ابراهیم پرداخت و افزود: من به هیچ وجه شخصیت ابراهیم را شخصیت منفی نمی دانم و به واقع به من برمی خورد که می شنوم از ابراهیم به عنوان نقش منفی قصه یاد می کنند. ابراهیم شخصیتی خاکستری دارد مثل همه آدم های پیرامون مان. ابراهیم در موقعیتی قرار گرفته که مجبور است ساز مخالف بزند اما جلوتر که می رویم می بینیم که شخصیتی است که به فکر جامعه و افراد پیرامون خود است.photo_2015-09-30_04-08-40

نجفی ادامه داد: رفت و برگشت های بین شخصیت ها و تعلیق در قصه و واقعیت های موجود به من کمک زیادی کرد که بتوانم این نقش را دربیاورم. شخصیت ابراهیم سختی های خاص خودش را داشت اما خوشبختانه در کنار کارگردانی خلاق و مشرف به قصه به نظرم توانستم از پس آن به خوبی برآیم و اکنون که فیلم را در پرده سینما می بینیم خوشحالم.

قربان نجفی خاطر نشان کرد: از روح اله سهرابی بابت اعتمادی که به من کرد و نقش ابراهیم را به من سپرد ممنونم. علی رغم اینکه تایم تولید فیلم طولانی بود ولی به لطف خدا به مشکل خاصی که خلل در ارائه شخصیت کاراکترها ایجاد کند بر نخوردیم. خوشحالم که همه اتفاقاتی که افتاد در جهت تکامل فیلم بود و اکنون که نتیجه کار را می بینم حس خوبی دارم.

در پایان این نشست سهرابی به شنیدن نقطه نظرات حاضرین در مراسم و نیز پاسخ به سؤالات آنها پرداخت.

مسئله من در این فیلم روایت یک انتظار است

یکی از دانشجویان حاضر در مراسم خطاب به کارگردان گفت: به نظر می رسد خیلی جرأت نکرده اید و یا به خودتان اجازه نداده اید که به واقعیت های جنگ نزدیک شوید و چنان چه جرأت نداشته اید که مثلت عشقی را که شکل داده اید باز کنید.

سهرابی ضمن تشکر از توجه وی به بطن فیلم پاسخ داد: اساساً مسئله من کالبدشکافی یک عشق دیرینه نیست و حتی نزدیک شدن به اصل جنگ و جریان عملیاتی آن نیز مدنظر من نبوده است، بلکه مسئله من روایت یک انتظار است. اگر توانسته ام آن روایت را به مخاطب منتقل کنم آن وقت تصورم این است که به بخشی از اهداف خود در ساخت این فیلم رسیده ام.

فیلمسازی در ایران جرأت می خواهد

کارگردان فیلم خاکستر و برف ادامه داد:ضمن اینکه اساساً معتقدم فیلمسازی در ایران جرأت می خواهد، به ویژه ورود به عرصه سینمای دفاع مقدس که جرأتی مضاعف می طلبد. لذا وقتی کارگردانی به این عرصه ورود می کند خیلی دلیلی برای ترس و بازدارندگی برایش وجود ندارد. جریان حاکم بر «خاکستر و برف» در بردارنده واقعیت های حاکم بر پیرامون تک تک ماست که به نوعی درگیر آن هستیم. اگر اندکی به اطراف، اطرافیان و ارتباطات مان توجه کنیم خواهیم دید مسئله خاکستر و برف مسئله انسان های جامعه ماست. امروز بیننده تا چه اندازه اصول و ارزش های ما زیر سؤال رفته است؟

یکی دیگر از مخاطبان با طرح سوالی «قهرمان قصه شما مادر شهید است ولی چرا کمتر از شخصیت های دیگر داستان به آن پرداخته اید؟»

* تلاش کردم که شأن مادر شهید در اوج باشدphoto_2015-09-30_04-09-00

سهرابی در پاسخ گفت:معتقدم و باور عمیقی دارم که هنوز هم جایگاه و شأن خود را در حدی نمی بینم که به جایگاه والای یک مادر شهید نزدیک بشوم و همین اندازه هم که ورود کرده ام حس می کنم بیشتر از آنچه باید به این حریم نزدیک شده ام. لذا خیلی عامدانه و آگاهانه از این جریان دور مانده ام اما همواره تلاش کرده ام که ساختار قصه طوری پیش رود که این مادر در اوج باشد و سایرین حول آن، قصه را پیش ببرند.

وی در پاسخ به این سوال که به نظر می رسد زن در فیلم شما جایگاه چندانی ندارد گفت: معتقدم جایگاه اصلی در فیلم من زن است، چه عزیز خانم و چه ریحانه که به نوعی نماینده عزیز خانم است. اتفاقاً چون بنا به توضیحاتی که دادم نمی خواستم خیلی به حریم و جایگاه مادر شهید نزدیک شوم به ریحانه از جایگاهی مقتدرانه نگاه کردم که به عنوان یک الگو از جامعه زنان به مادر شهید تا این اندازه نزدیک است. تلاش روی شخصیت ریحانه به این دلیل بوده و به واقع ریحانه یکی از هزاران زن جامعه ماست که دغدغه ی جریان ایثار و انتظار را دارد.

سهرابی در پاسخ به یکی از مخاطبین که از دیدن فیلم متاثر شده بود و ضمن تشکر اشک می ریخت گفت: خاکستر و برف با وجود موانع و کاستی هایی که بود رقم خورد و می توانست از آنچه دیدید بهتر باشد اما در همین اندازه هم من وظیفه می دانم تشکر کنم از همه کسانی که در جریان تولید این فیلم به بنده کمک کردند.

۰ دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?