کودکی نیمه‌تمام

نام كتاب: كودكي نيمه‌تمام
نويسنده: كيومرث پوراحمد
ناشر: علم

قصه‌گويِ شب يلدا

این‌که چرا برای این شماره از کتاب‌هایِ خواندنیِ پیش از مرگ، یک زنده‌گی‌نامه انتخاب کرده‌ایم، جای تعجب ندارد،کمااین‌که پیش‌تر نیز در همین ستون،کتابِ زنده‌گی‌نامه «ژان ژاک‌روسو» را معرفی کرده بودیم،ولی در پاسخ به چرایی آن می‌توان گفت داستانِ زنده‌گیِ برخی از افرادِ موفق و مشهور،آن‌قدر خواندنی و آموزنده است که نباید و نمی‌توان به ساده‌گی چشم بر آنها بست. فرقی هم نمی‌کند کسی که سرنوشتش را می‌خوانیم،زنده باشد یا مُرده،سرگذشتش را خود نوشته باشد یا دیگران،ایرانی باشد یا خارجی،معاصر باشد یا کهن. مهم اینست که با بازخوانیِ زنده‌گی او، تجربه‌یی کسب کنیم که پیش‌تر نیازموده‌ایم.زنده‌گی‌نامه‌ی خودنوشتِ «کیومرث پوراحمد» نیز یکی از آنهاست.نام پوراحمد كه مي‌آد،همه بي‌درنگ ياد سينما و آثار او و اثر فراموش‌نشدني‌اش در تلويزيون،«قصه‌هاي مجيد» مي‌افتند،ولي كم‌تر كسي‌ست پوراحمد را بشناسد و بداند او در نوشتن هم دستي بر آتش دارد و تازه در اين حرفه، جدي‌تر و حتا بهتر از فيلم‌سازي عمل مي‌كند. در واقع پوراحمد به همان اندازه كه در سينما محبوب و مشهور است،در حوزه‌ی ادبيات و نويسنده‌گي نيز چيره‌دست و ماهر است.اين كارگردان سينما سال‌هاست در ماه‌نامه فيلم به مناسبت‌هاي گوناگون مطالبي مي‌نويسد كه بسيار شيرين و خواندني‌اند. پوراحمد عاشق سينماست و براي رسيدن به عشق ديرينه خود، مسير ناهم‌وار و دشواري پشت سر گذاشته است. هرچند زنده‌گي شخصي‌اش هم فراز و فرودهاي جالبي داشته كه او را در برابر ناملايمات و ناكامي‌هاي زنده‌گي،صبور و آبديده كرده.او تمام سرگذشت خود را از بدو تولد تا حكايت واپسین فيلمي كه ساخته به شكل يك اتوبيوگرافي فوق‌العاده جذاب در كتابي گردآوري و چاپ كرده است.«كودكي نيمه‌تمام» شرح حال ماجراهايي است كه باعث شده امروز پوراحمد را بيش‌تر به عنوان يكي از معتبرترين فيلم‌سازان حوزه كودك بشناسند،چراكه كار خود را با ساخت فيلم‌هاي كودكانه يا درباره‌ی كودك از كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان شروع كرد و حتا يكي از زيباترين فيلم‌هاش يعني «خواهران غريب» با آن‌كه مخاطبان بزرگ‌سال را هم سر ذوق مي‌آورد، در اصل فيلمي موزيكال و كودكانه است.البته چند سالي‌ست اين فيلم‌ساز اصفهاني از حوزه تخصصي‌اش فاصله گرفته و به سينماي بزرگ‌سالان و موضوعات خاص رو آورده.اين اتفاق از فيلم «شب يلدا» شروع شد و تا آخرين ساخته‌اش «؟؟؟» ادامه پيدا كرد.
 05b206655b8e70b065b486926bc2ae4b

«كودكي نيمه‌تمام» روايتي مستندگون دارد كه به مدد قلم تواناي پوراحمد اين روايت نه تنها خشك و نچسب نيست،كه گرم و صميمي از كار درآمده و بيش از آن‌كه حس شود سرگرم خواندن سرگذشت يك انسان حقیقی و زنده هستيم،انگار داريم يك رمان ايراني مي‌خوانيم. پوراحمد در زنده‌گي‌نامه‌اش،عكس‌هاي كاري و خانواده‌گي خود را هم به فراخور حس‌وحال متن، هر جا كه پا داده،گنجانده تا خواننده تصوري از شكل وضعيیت زنده‌گي او و تصوير آدم‌هايي كه در متن، شرح حال‌شان را مي‌خواند،داشته باشد.اين نوشته‌ی پوراحمد مي‌تواند براي دو قشر از علاقه‌مندان به مطالعه،قابل‌توجه و مناسب باشد؛ نخست عامه‌ی مردم و كساني كه به خواندن رمان و قصه علاقه دارند و ديگر،اهالي سينما و افرادي كه دوست‌دار سينما هستند،چراكه بخش عمده‌ی كتاب به مرور كارنامه‌ی فيلم‌سازي پوراحمد و تجربه‌اندوزي‌هاش در پشت صحنه‌ی فيلم‌ها و دست‌ياري كارگردان‌هايي نظير نادر ابراهيمي و عباس كيارستمي اختصاص دارد.اين كتاب ابتدا بنا بود يك مصاحبه طولاني با پوراحمد باشد؛ از كودكي تا زمان معاصر.اين فكر در سال هفتادویک و هم‌زمان با پخش تلويزيوني «قصه‌هاي مجيد» توسط مسعود مهرابي(منتقد فيلم) شكل گرفت اما گرچه انجام شد،هرگز به مرحله چاپ و اجرا نرسيد تا اين‌كه پوراحمد تصميم گرفت مجموعه‌گفته‌هاش در مصاحبه را به شكل زندگي‌نامه بازنويسي كند.

«كودكي نيمه‌تمام» دو بخش كلي دارد: نخست زندگي پوراحمد،كه خود به بیست‌ویک فصل كوتاه و بلند تقسيم‌بندي شده و دوم، با عنوان «فيلم‌ها» كه تاريخ‌چه فيلم‌سازي پوراحمد از آغاز تا كنون است. پوراحمد كتاب را به سه دخترش، پگاه، پرديس و مريم تقديم كرده است.

بخش کوتاهی از فصل نهم در بخش اول كتاب را با عنوان «پرده بسته مي‌شود» بخوانید:

به دليل حجم زياد كارهاي خانه‌یي پراولاد،مادر نمازهاش شتاب‌زده‌تر از آن بود كه بتواند بعدش قرآن بخواند. بنابراين تنها قرآن موجود در خانه،همه‌ی سال توي رف دور از دسترس مي‌ماند.هر نوروز نهاده مي‌شده بر سفره هفت‌سين و دوباره برگردانده مي‌شد آن بالا.كتاب ديگري كه در خانه وجود داشت همان ديوان حافظ كهنه‌ی كهنه بود كه گفتم.غير از اين دو كتاب،نه كتاب ديگري در خانه بود،نه هيچ روزنامه‌یي،نه هيچ مجله‌یي.نه در خانه‌ی ما،كه در خانه‌ی دوست و آشنا و فاميل هم‌ـ تا آنجا كه ديده بودم‌ـ هيچ‌وقت نه كتابي در قفسه‌‌یي ديده بودم،نه دست كسي،نه حتا در دست معلمين مدرسه. معدود كتاب‌فروشي‌هاي اصفهان در خيابان چهارباغ متمركز بود.تا دوازده‌سالگي‌ـ‌كه پايم به چهارباغ باز نشده بودـ لوازم‌التحريرفروشي ديده بودم،ولي كتاب‌فروشي هرگز. به اين ترتيب تا آن سن و سال تصورش را هم نمي‌كردم غير از كتاب‌هاي درسي،كتاب ديگري در عالم وجود داشته باشد.در کتاب‌های درسی چیزکی از شاه‌نامه و بوستان و گلستان آمده بود که تصور می‌کردم این‌ها کتاب‌هایی است که حالا دیگر نیست و همین مقدارش باقی مانده است که در فارسیِ ما هست.در ذهنِ کودکانه‌م این را ربط می‌دادم به حمله ترک و تاتار و تازی و کتاب‌سوزان مهاجمین که جسته گریخته،از این و آن شنیده بودم. بیش از این هم نمی‌خواستم بدانم.جرات و جسارتِ کنجکاوی نداشتم. بابتِ کنجکاوی،تن در دادن به تحقیرِ مضاعف،نمی‌ارزید.اگر هم می‌ارزید کسی نبود پاسخی روشن و قانع‌کننده بدهد.سوالی اگر پرسیده می‌شد جواب‌ـ معمولن‌ـ این بود:«خودت بزرگ می‌شی،می‌فهمی». پس باید صبر می‌کردم تا بزرگ‌تر بشوم و به فضای بازترِ دبیرستان بروم تا با کتاب‌فروشی و کتاب و مجله آشنا بشوم و خود بانیِ این بشوم که سرِ کتاب و مجله،توی خانه باز بشود».(صص 65 و 66)

احمدرضا حجارزاده

۰ دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?