نقد فرمالیستی بر نمایش سه خواهر و دیگران، نوشته و کار حمید امجد
یک اثر مستقل

رضا آشفته

 

هنردستان/ رضا آشفته:

سه خواهر و دیگران اثری متفاوت به لحاظ همگرایی چند متن در یک متن مستقل از منظر حمید امجد است و باید که این نوع برخورد یا اقتباس و دراماتورژی را در یک بازنگری پیوسته از التقاط گرایی در چند متن دانست که در آن سه وجه وجود دارد.

وجه اول: متون چخوف که در آن از سه خواهر و باغ آلبالو بهره مند شده است.

وجه دوم: متون شکسپیر که در آن از شاه لیر، هملت و مکبث بهره مند شده است.

وجه سوم: تاریخ و فرهنگ ایرانی است که در آن فیروز یا فیرز جنین جریانی را در متن سه خواهر و دیگران نمایندگی می کند.

شاکلۀ نهایی یک اثر مستقل است که در آن برداشت دیروز و امروز را در نظمی دگرگونه برایمان بازتعریف می کند که در اینجا گزاره های متفاوتی پیش رویمان قرار می گیرد. از یک سو می توان با اثر از بیخ و بن مخالفت کرد چون ما هنوز در برزخ سنت و مدرنیته آویزان و معلق هستیم و هرگز دچار پسامدرن نشده ایم و چنین رویکردی برای هنر ما ادا و اطواری است اما از سوی دیگر گاهی به نسبت همین روال، خود این برزخ، نوعی شبه پسامدرن را برایمان تداعی می کند که به ناچار می تواند ما را پذیرندۀ شرایط پسامدرن کند و باید که چنین نمونه هایی را یک امر عادی برای ما در نظر گرفت. در این خصوص بینامتنیت یک رکن است که باید بدانیم:

از نظر متفکرانی مثل ژولیا کریستوا و رولان بارت، همۀ متن ها بینامتنی هستند زیرا (دانسته یا ندانسته) از تاثیرها، تعبیر، بازتاب ها، قواعد ژانر، گفتمان ها و غیره تشکیل شده اند. (وارد، 1387: 278)

اگر بپذیریم که چنین شرایطی به لحاظ شکلی می تواند گویای مطلبی باشد که در اجرای خود سه خواهر چخوف از آن خبری نیست و یا از تاثیر کمتری برخوردار است و این همان عمده ترین هدف است برای ایجاد شرایط بهتری که بشود بر مخاطبان امروز تئاتر تاثیر گذاشت. این خود یک روال غیرمعمول است برای شکشتن هنجارهای شناخته شده که یک شکل تازه بازتولید شود که می تواند ما را متوجۀ نکات بیشتری کند. به هر حال می دانیم سه خواهر دربارۀ یک خانواده است که در آستانۀ فروپاشی است و تنها دلیلش انفعال بیش از حد معمول آنان است که انگار با مرگ ژنرال پرُزُرُف، پدرشان هست، دیگر هیچ انگیزه ای برای تحرک و دگرگونی ندارند با آنکه دلشان می خواهد از این شهرستان کم تحرک روانۀ مسکو شوند که همۀ آرزویشان است اما در این پنج سالی که از مطرح شدنش می گذرد کمترین تحرکی را نشان نمی دهد و در همانجا ماندگارند با آنکه ناتاشا (بهنوش بختیاری) زن برادرشان، آندری (سام کبودوند) شده و تا توانسته آنها را محدود کرده و زندگی شان دارد به فنا می رود چنانچه آتش شهر را سوزانده و چون توفان شاه لیر در اینجا نیز باغشان و بخش عمده ای از شهر ویران شده و این آن نشانۀ مقتدری است که جبارانه بر آنان این ناچاری را رواداشته که از اینجا بروند!

در اینجا، سه خواهر و حتا برادرشان، هر یک به نوعی روان پریش شده اند و تسلیم شرایط سختی هستند که پس از وارد شدن ناتاشا بر آن رواداشته شده است بی آنکه بخواهند مقاومت کنند. اُلگا (ریحانه سلامت) با آنکه در پایان از آموزگاری به ترفیع مقام دست یافته است و مدیر مدرسه شده اما چندان شاداب نیست. ماریا (معصومه رحمانی) از شوهرش طلاق گرفته و دلباختۀ سرهنگ ورشینین (پیام امیرعبداللهیان) است اما بازهم نمی تواند با او به نواحی مرزی برود و باید به تنهایی در این شهر کوچک عمرش را سپری کند. ایرینا (مارال آتشی) نیز گرفتار سروان توزنباخ، بارُن (رامین سیار دشتی) است و با آنکه عاشقش نیست اما حاضر شده با او از اینجا به جای دیگری بروند و روزگار را با کار کردن بارُن در کوره های آجرپزی سپری کنند. از قضا بین بارُن و سولنی (علیرضا ناصحی) دوئلی در می گیرد و بارُن کشته می شود و این آرزو نیز بر باد می رود. آندری هم از کارهای زنش ناتاشا که با مردی دیگر سروسری یافته، به میخوارگی و قمار دچار شده و مجبور است داروندارش را به فروش بگذارد و باغ آخرین میراث آنان است که در گرو بانک است و لوپاخین (جمشید جهانزاده) که برگرفته از باغ آلبالو است که نقش پدر ناتاشا را بازی می کند و نمایندگی می کند تازه به دوران رسیدگی و نوکسیگی را، می آید باغ را از گرو بانک در می آورد و حتا اُلگا حاضر است به همسری اش در آید.

در این بازی با متون که بینامتنیت را مطرح می کند ضمن آنکه روش پذیرنده است اما در نوع ارائه اشتباهاتی نیز رخ داده است. اول اینکه آوردن ژنرال از عالم ارواح را که به مانند شاه لیر است، نمی توان پذیرفت چون این سه خواهر شباهتی ندارند به سه خواهر شاه لیر به این دلیل که سه خواهر منفعل اند و بیشتر در سایۀ هملتیسم دچار بی ارادگی و تردیدهای جانکاه شده اند و نمی توانند مثل دو خواهر پلید شاه لیر پدر را به بیچارگی و دیوانگی سوق دهند بنابراین این برداشت چندان هماهنگی ندارد با برداشت از آن متن شکسپیر. از سوی دیگر می خواهند ناتاشا را به قاعدۀ بی رحمی و ویرانگری اش چون لیدی مکبث نشان دهند و البته می شود چنین حس و حالی را پذیرفت اما جنس بازی بهنوش بختیاری چنین حس و حالی را ابراز نمی کند. او بیشتر مهربان و شوخ و شنگول است و اینها به هیچ وجه نشانه های بی رحمی و شقاوت و ویرانگری نخواهد بود.

در نمایش سه خواهر دیگران، ریحانه سلامت و افشین هاشمی بیشترین انرژی را در هنگام بازی ساطع می نمایند و در پرتو این انرژی می توان قابلیت بازی و نقش را بیشتر لمس کرد. ریحانه سلامت اُلگایی را بازی می کند که هم خواهر بزرگ و دلسوز باشد و هم منفعل و پریشان که نتواند کاری را از پیش ببرد. افشین هاشمی یک فیروز دلقک واره است. او یک سیاه ایرانی است که در زمان قاجار که پدرش نوکر اربابان قاجاری است برای انجام امور دپیلماتیک همراهشان به پترزبورگ آمده و در آنجا می ماند و این پسر را برای همیشه در روسیه جا می گذارد و او با چخوف دیدارهایی داشته و برایش نقل آدمهایی را گفته که این نویسنده از آنها نمایشهای تاثیرگذاری را آفریده است.

این تاریخ ایران و روسیۀ تزاری بیانگر اتفاقاتی است که بشود از منظر یک ایرانی متن چخوف را مال خود کرد. یعنی یک بازنگری اساسی در آن انجام داد و این دراماتورژی در پیوند با متون نمایشی برآیندی باورپذیرانه را به دنبال خواهد آورد. محسن حسینی در نقش ژنرال و پدر فیروز باز هم انرژی و حضور پر رنگش مثال زدنی است. داریوش موفق در ارائه نقش دکتر چبوتکین می تواند باورپذیری این پیرمرد را از همان ابتدا به ساکن ممکن کند. بقیه موارد نیز بازی هایشان بیشتر معمولی است به همین دلیل یک سوم آغازین دچار افت ریتم می شود تا اینکه با ورود دکتر چبوتکین همه چیز تغییر می کند، یعنی ضرباهنگ بهتر خواهد شد.

از جمله مواردی که شکل کارکردی اش احساس می شود با وضعیت فوق مدرن همخوانی ندارد همانا شکل ارائه طراحی صحنه است که تقریبا ساکن و یکنواخت است در حالی که باید هم از شکل سبک تر و هم چندگانه و قابل دگرگونی بهره برداری می شد. این نوع دکور ثابت و سنگین برای اجرای متون کلاسیک کارآیی دارد و امروز از شکل های قابل تغییر و در التفات به فضاسازی طراحی و سنوگرافی قابل تعریف و اجرا می شود. باید که در اینجا هم توجۀ بیشتری می شد که اجرا شکل بهتری می گرفت و البته در صحنۀ توفان و آتش سوزی ما این قابلیتهای را به شکل بهتری خواهیم دید.

منبع: وارد، گلن، پست مدرنیسم، برگردان ابوذر کرمی، تهران، چ دوم، 1387

 

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?