سعید فلاح فر پروژه عکاسی از بازارهای سنتی ایران را به پایان رساند . این هنرمند در چند دوره توالی سالیانه روی مبحث محتوایی و ثبت آثار این پروژه  کار کرده تا عکس‌ها از یک  وحدت زمانی و قابلیت تطبیق پژوهشی پیروی کنند.

این مجموعه شامل نمونه‌های منحصربه‌فردی از عکس‌های بازارهای سنتی شاخص در بیش از پانزده الگو ـ شهر مختلف است.

فلاح فر در این مجموعه سعی داشته خود را از هرگونه قضاوتی در مورد بازار مبری کند و با نگاهی بی‌طرف به اطراف بنگرد؛ وی هر چه بیشتر به سوژه اصلی که همان کلیت بازاراست، نزدیک شده و محیط را با همه جزئیات لازم به ثبت و نمایش گذاشته است.

فلاح فر در مورد ویژگی‌های این مجموعه نسبت به نمونه‌های قبلی گفت: تابه‌حال عکاسان متعدد و حتی مهم و صاحب سبکی به موضوع بازار پرداخته‌اند اما معمولاً از فراگیری محتوایی کاملی برخوردار نبوده است. مجموعه‌هایی که عمدتاً به معماری بازار، تک عکس‌های پراکنده و یا کارت‌پستال‌های توریستی محدود می‌شوند. من در این مجموعه تلاش کرده‌ام که بازار را در هر دو وجه کالبدی و محتوای فرهنگی ثبت کنم. بنابراین به‌عنوان پژوهشگر و عکاس با اتکا به دانسته‌ها و یافته‌هایم از زاویه معماری و جامعه‌شناسی و تاریخ و... وارد بازار شده و با نگاه شخصی ـ اما حداقل قضاوت ـ برای شناخت، کشف و ثبت این مفاهیم تلاش کرده‌ام.

وی افزود : قابلیت‌های تحلیلی چنین مجموعه‌ای می‌تواند مهم‌ترین مشخصه این پروژه باشد. بازار با ترکیبات و تعاملات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و... نمونه بی‌نظیری برای شناخت کلیت جامعه خواهد بود.

فلاح فر در توضیح نسبت کالبد و محتوای مجموعه اضافه کرد: بخش مهمی از اعتبار ظرف به اعتبار مظروف است. معماری هم در این موضوع به‌مثابه ظرفی است که بی‌اعتبار مظروف ناقص خواهد بود. حتی بناهای یادمانی هم حاوی روایت و مضمون محترمی هستند. از این منظر، با توجه به تحولات ناگهانی در شیوه‌های تجارت و بازرگانی از یک‌سو و تغییر شیوه و سبک زندگی و شهرسازی از دیگر سو، مظروف بازارها با سرعتی باورنکردنی از هویت و ساختار تاریخی خود خارج می‌شود. با این شتاب، دیری نمی‌گذرد که این مظروف هیچ شباهتی به گذشته و اصل خود نخواهد داشت. درواقع باید بپذیریم که سرعت تخریب این محتوا و مضمون از سرعت تخریب کالبدی به‌شدت پیشی گرفته و لزوم تمرکز حفاظتی بر آن را ناگزیر می‌کند. بدیهی است این حفاظت معنا و شیوه‌ای متفاوت از حفاظت کالبدی و انجماد مصنوعی باید مورد بررسی قرار گیرد.

وی ادامه داد: مستندسازی و ثبت یک دوره، پیش از تکمیل مراحل گذار می‌تواند یکی از راه‌های حداقلی این مهم باشد. مشروط بر آن‌که از سطح کالبدی و ظرف عبور کرده و شامل مظروف و محتوا و مضمون هم شده باشد. برای این حفاظت باید کشف روایت اثر اولین نقطه شروع باشد. من در این مجموعه نیز سعی کردم، عکس‌ها پیش از آن‌که حکمی صادر کنند، الهام‌بخش و یا منبع نگاهی تازه باشند.

این عکاس صاحب سبک در خصوص شیوه عکاسی مجموعه بازارهای سنتی ایران افزود: برای عکاسی این مجموعه از یک دوربین کامپکت و کوچک استفاده کرده‌ام تا با وجود محدودیت‌های فنی، حضور ساده‌تری در بافت سنتی بازار داشته باشم. این باعث می‌شد که هم خودم و هم اهالی بازار از حال و هوای پرطمطراق عکاسانه ـ که معمول چنین پروژه‌هایی است ـ خارج شویم و معاشرت بیشتری داشته باشیم. همه عکس‌ها با لنز واید و یک فاصله کانونی ثابت عکاسی و شکلی از وحدت زمان، عکاسی شده‌اند. علاوه بر سهولت قیاس، زاویه دید خیلی باز، مرا مجبور می‌کرد بیش از حد به سوژه‌هایم نزدیک شوم درحالی‌که نمایی کلی‌تر برای مخاطب فراهم می‌شد. قصد نداشتم با محدودیت عمق میدان و زاویه بسته لنز، عناصر بازار را منفرد و مستقل از محیط و حواشی قاب بگیرم و یا خرده تصاویری دوربر شده و مجزا نمایش دهم. با وسواس تمام، از هر دخل و تصرفی در محیط عکاسی خودداری کردم تا با تاکیدی تطبیقی، نهایت وجه استنادی ممکن را ثبت کنم. این پرهیز را با همین شدت برای فاصله گرفتن از تصاویر توریستی، نمایشگاهی و قشنگ و پیراسته هم داشتم.

به گفته این هنرمند پژوهشگر: تهیه مجموعه عکس‌های بازار بدون هیچ حمایت مادی و معنوی و تنها با همراهی اهالی خوب بازار و امکانات شخصی انجام شده و علاوه بر شکل و ساختار هنری، با شرح مختصری در موضوع بازار برای انتشار به شکل کتاب و برگزاری نمایشگاه پژوهشی آماده شده و با توجه به مشکلات اجرایی و هزینه‌ها، در صورت حمایت و تأمین سرمایه‌گذار، در اختیار علاقه‌مندان قرار خواهد گرفت .