کنسرت "شهر خاموش" توسط کیهان کلهر و کوارتت مینیاتور در تالار وحدت برگزار شد. این مجموعه کنسرت‌ها که از فروردین 98 و پس از روزهای غمبار وقوع سیل در شهرهای مختلف، در تهران آغاز شد و پس از آن در چند شهر دیگر ادامه پیدا کرد، برای سومین بار در تهران در حال اجراست و همچنان با استقبال پرشور مخاطبان مواجه می‌شود.

این برنامه در اجراهای نخست با حضور نوازنده مهمان ساز کنترباس، تونی اوور واتر هلندی همراه بود اما در اجراهای بعدی پدرام فریوسفی و نیلوفر محبی نوازنده ویولن، میثم مروستی نوازنده ویولا، آتنا اشتیاقی نوازنده ویولنسل و فرشید پاتینیان نوازنده کنترباس در کنار کیهان کلهر قرار گرفتند تا قطعاتی از او و یک آهنگساز خارجی را اجرا کنند.

برنامه در تاریکی سالن آغاز شد و نخستین مضراب‌های کلهر بر سه‌تار، معرف قطعه "تُرقه" بود که سال‌ها پیش در آلبوم "شب، سکوت، کویر" به گوش مخاطبان رسید و پس از آن در آلبوم "شهر خاموش" با تنظیمی متفاوت ارائه شد.

پس از اجرای این قطعه کیهان کلهر ضمن ابراز خوشحالی از اجرای برنامه در تهران گفت: از شرایطی که پیش آمده است بسیار غمگین هستیم. روزهای سختی را پشت سر گذاشتیم که اختیار آن‌ها با ما نبوده است. زمزمه‌هایی در میان بود که ما هم اجرای برنامه را لغو کنیم، اما نظر من این نیست. حدود چهار دهه طول کشیده که جامعه موسیقی بتواند موقعیتی به دست آورد و برای شما کار بکند. این امکان که من اینجا باشم و با شما صحبت کنم هنوز در بسیاری از شهرهای ایران فراهم نیست. اگر ما کار نکنیم عده‌ای خوشحال خواهند شد. از سوی دیگر ما در هر شرایطی باید با هم باشیم. ما باید در میان شما باشیم و از نفس همدیگر استفاده کنیم. به جای عصبانیت و پرخاشگری، این جو زمخت را با موسیقی تلطیف کنیم تا شرایط برایمان قابل تحمل شود. موسیقی و هنر جدی هیچ‌گاه نباید تعطیل شود چون کار آن به تفکر واداشتن افراد است. هر قدمی که بخواهیم از نظر اجتماعی برداریم ابتدا باید به فرهنگ توجه کنیم و آن را بارور کنیم چون ریشه تمام مسائل در فرهنگ است.

پس از آن نوبت به قطعه "آتشگاه" اثر کالین جیکوبسن رسید. کلهر در توضیح این قطعه گفت: جیکوبسن 14 سال پیش در جریان همکاری ما در پروژه راه ابریشم به ایران آمد و سفری به اصفهان داشت. آنجا تحت تأثیر یک آتشگاه باقی‌مانده از دوره ساسانی قرار گرفت و این قطعه را برای کوئینتت زهی و کمانچه نوشت.

پیتزیکاتوهای ویولن و کمانچه آغازکننده این قطعه بود و کم‌کم سایر زهی‌ها نیز چند دقیقه‌ای با صدای حاصل از کندن سیم‌ها این قطعه را پیش بردند. ناگهان نوای کمانچه فضا را پر کرد و برخلاف فضای قبلی که بسیار پرشتاب بود، ملودی کمانچه در آرامش طنین‌انداز شد. هم‌زمان سایر سازهای زهی با جملاتی کوتاه و آرام به فضاسازی زیر صدای کمانچه می‌پرداختند. فضای موسیقی در طول این قطعه بارها تغییر کرد و احوالات متفاوتی را ایجاد کرد که مانند سفری تاریخی و روایت حوادث گوناگونی بود که بر این آتشگاه گذشته است.

سومین قطعه با نام "معشوق، ناامیدم مکن" که در آلبوم شهر خاموش با نام "در انتظار باران" معرفی شده بود، یکی دیگر از آثار جیکوبسن است که او پس از آشنایی با داستان لیلی و مجنون این قطعه را بر اساس این داستان نگاشته است. بخش ابتدایی آهنگ برگرفته از یک ملودی قرن ۱۴ ایتالیا است که توسط کمانچه و ویولا نواخته شد. این ملودی ساده، آرام و محزون پس از چند دقیقه با سازهای دیگر همراه شد و فضایی پرانرژی و پرسرعت به وجود آمد. اما این فضا دیری نپایید و تک‌نوازی کمانچه بار دیگر رنگی از غم و اندوه به قطعه بخشید. پس از آن با سکوت کمانچه سایر سازهای زهی به خودنمایی پرداختند و اصوات حاصل از گلیساندوهای متعدد یا تک‌مضراب‌های باس، فضای صوتی متفاوتی را به وجود آورد.

آخرین قطعه‌ای که در این کنسرت اجرا شد "شهر خاموش" بود. این قطعه که نخستین بار توسط کیهان کلهر و کوارتت زهی آمریکایی بروکلین رایدر اجرا شده، تحت تأثیر فاجعه حلبچه و به یاد آن نگاشته شده است.

قطعه شهر خاموش با آرشه‌های آرام و کشیده بر روی سیم‌ها و صدای خشک حاصل از آن آغاز شد. در ادامه فضای آزاردهنده و اضطراب‌آوری که ناشی از سؤال و جواب‌ها، تلاقی صداهای متعدد و گاه گوش‌خراش بود با تکرارهای متمادی به اوج رسید و فضای ناخوشایندی را ایجاد کرد که راوی حادثه‌ای ناگوار بود. ناگهان سکوتی ایجاد شد و بعد نوای دردناک کمانچه به شرح پس از واقعه پرداخت. پس از آن همه سازها به اجرای ملودی پرداختند که مانند آرامش پس از درد، روایتگر نوایی ملایم و امیدبخش بود و از پایان یافتن دردها سخن می‌گفت.