نگاهی به مجموعه‌داستان «خداوند فئوفئو»، نوشته مهدی آذری

لینک کوتاه :

به اشتراک بگذارید:

امتیاز دهید

طنزی تلخ در جهان خیال‌انگیز

سهیلا انصاری: در میان انبوه دغدغه‌های روزمره ایرانیان معاصر، مجموعه داستان کوتاه «خداوند فئوفئو» نوشته مهدی آذری چونان آینه‌ای شکسته، شکست‌ها و آرزوهای ناکام را با نگاهی سوررئال و طنزآمیز بازتاب می‌دهد. این کتاب ۲۱۶صفحه‌ای،که سال ۱۴۰۱ توسط انتشارات روزبهان به بازار آمد، با زبانی کنایه‌آمیز به عمق ناامنی‌های شهری، هویت‌های تحمیل‌شده و تلاش‌های پوچ برای تغییر می‌پردازد و خواننده را به سفری پر از شگفتی و تلخی دعوت می‌کند.

آذری، نویسنده و فیلمساز جوان اهل مراغه، با تجربیات زیسته‌اش در شهرهای گوناگون جهان، لایه‌های پنهان زندگی را زیر ذره‌بین می‌برد. آثارش، آمیخته به عناصر پست‌مدرن و فوق‌واقع‌گرایانه، مفروضات اجتماعی، طبیعی و سیاسی را به چالش می‌کشد و دنیایی نو با بدیل‌های تازه می‌سازد.«خداوند فئوفئو»، دومین اثر داستانی او، شامل ۹ روایت کوتاه از آدم‌های معمولی کلان‌شهرها است؛کسانی که در چرخه بقا با ترس از ناشناخته‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کنند، نام‌های ناخواسته را به حراج می‌گذارند و مهاجرت‌های نافرجام را به عادت روزانه بدل می‌سازند.

داستان‌ها حول محور شباهت‌ها و تفاوت‌های شهروندان معاصر می‌چرخند و تلاش‌های مذبوحانه‌شان برای رهایی را با طنزی گزنده به تصویر می‌کشند. در «غریبه اولی و غریبه دومی»، ترس آموزش‌دیده از غریبه‌ها در شهرهای شلوغ، مرزهای انسانی را تنگ‌تر می‌کند و ورود ناگهانی‌شان را با بهت و هراس همراه می‌سازد. روایتی دیگر،«سرانجام نامم را فروختم»، نارضایتی عمیق از هویت تحمیلی والدین را برجسته می‌کند؛ جایی که فروش نام‌های احمقانه، نمادی از شورش علیه سرنوشت زاده‌شده است.

«مهاجرت هرروزه» هم ماجرای تلاش‌های روزمره برای فرار دائمی را روایت می‌کند: شخصیت هر صبح با چمدان از خانه بیرون می‌زند اما پس از چهار ساعت، خسته و ناکام بازمی‌گردد. این پوچی در داستان محوری کتاب،که نامش را نیز به خود اختصاص داده به اوج می‌رسد. مردی نامه‌ای دریافت می‌کند مبنی بر انتخابش به عنوان «یکی از خدایان هزاره بعدی». فرآیند تبدیل به «خداوند فئوفئو»، با لحنی سوررئال، توهمات قدرت و امیدهای واهی را به سخره می‌گیرد و پیامی تلخ می‌رساند: زیبایی نسبی است و خدایان، ما را جدی نمی‌گیرند.

خوانندگان این مجموعه، با لحن چندگانه و عناصر غیرمنتظره، میان شگفتی از محو مرزهای واقعیت و توهم، خنده‌ای تلخ از آرزوهای پوچ، و همذات‌پنداری با رنج‌های مشترک، گرفتار می‌شوند.

«خداوند فئوفئو» نه تنها گزینه‌ای ایدئال برای علاقه‌مندان به ادبیات عمیق و گزنده معاصر است، بلکه تجربه‌ای از «تأمل طنزآمیز در ناکامی‌های بشر» را عرضه می‌کند؛ جایی که واقعیت‌های عجیب زندگی، زیر نور سوررئال، عریان و خنده‌دار می‌شوند.

اگر دنبال کتابی هستید که هم‌زمان بخنداند و به فکر وادارد، این مجموعه را از دست ندهید.