نگاهی به رمان «سگ» اثر اریک امانوئل اشمیت

لینک کوتاه :

به اشتراک بگذارید:

امتیاز دهید

اخلاق انسانی در آینه یک سگ

سهیلا انصاری: خواندن رمان «سگ» تجربه‌ای نیست که با بستنِ کتاب پایان یابد. این اثر کوچک، آرام و به ظاهر بی‌ادعا، پس از آخرین صفحه همچنان در ذهن می‌ماند و پرسش‌هایی را تکرار می‌کند که پاسخ روشنی ندارند. اریک امانوئل اشمیت، مانند بسیاری از آثار دیگرش، داستان نمی‌نویسد تا صرفاً سرگرم کند؛ او روایت می‌کند تا خواننده را در موقعیتی اخلاقی و فکری قرار دهد، جایی که ناچار به قضاوت و بازاندیشی است.

کتاب «سگ» داستان ساموئل، پزشک هشتاد ساله‌ای است که پس از فوت همسرش با سگی از نژاد «بوسرون» زندگی می‌کند. پس از مرگ این سگ، ساموئل سگی دیگر از همان نژاد جایگزین می‌کند و به دنیای وابسته و صمیمی سگ‌ها پناه می‌برد، دنیایی که جایگزین ارتباط با آدم‌ها شده است. اشمیت در ابتدای کتاب، شباهت‌های ساموئل و سگش را برجسته می‌کند: لباس مخمل‌بافت ساموئل و پوستین سگ، دستکش دکتر و انتهای پاهای سگ که گویی او هم دستکش پوشیده است، و شالگردن زرد دکتر و لکه زرد روی گردن سگ.

ساموئل در طول داستان سگ‌های زیادی را از دست می‌دهد. پس از مرگ یکی از سگ‌ها در تصادف با کامیون، او تاب نمی‌آورد و دست به خودکشی می‌زند. ادامه داستان، نامه‌ای است که ساموئل برای دخترش پس از مرگش باقی می‌گذارد و به ما امکان می‌دهد به دنیای درونی او راه پیدا کنیم. در این نامه، ساموئل درمی‌یابد که با وجود تحقیرهای اطرافیان، هنوز انسان است و سگ است که به او حس انسان‌بودن را بازمی‌گرداند. حتی زمانی که ساموئل قصد انتقام از کسانی را دارد که خانواده‌اش را به نازی‌ها لو داده‌اند، سگ مانع از اقدام او می‌شود.

در نگاه نخست، با داستانی ساده درباره یک سگ روبه‌رو هستیم؛ موجودی وفادار، آموزش‌پذیر و مطیع اما این سادگی خیلی زود رنگ می‌بازد.«سگ» در این کتاب تنها یک حیوان نیست؛ او به آینه‌ای بدل می‌شود که انسان در آن چهره واقعی خود را می‌بیند، چهره‌ای که گاه از دیدنش گریزانیم، چون یادآور مسئولیت‌هایی‌ست که ترجیح می‌دهیم نادیده بگیریم.

اشمیت در برخورد با مفهوم خشونت، راه مستقیم محکوم‌کردن را انتخاب نمی‌کند و به جای آن، ریشه‌های آن را به دقت نشان می‌دهد. سگ خشونت را یاد می‌گیرد اما یادگیری همیشه به معنای انتخاب آگاهانه نیست. این‌جاست که نقش انسان برجسته می‌شود: انسانی که آموزش می‌دهد و فرمان می‌دهد اما وقتی نتیجه ترسناک می‌شود، از پذیرش سهم خود شانه خالی می‌کند.

زبان کتاب ساده و مینی‌مال است اما این سادگی فریبنده است. هیچ جمله‌ای اضافه نیست و هر واژه با دقت انتخاب شده است. همین ایجاز باعث می‌شود روایت گاهی سرد و بی‌احساس به نظر برسد؛گویی نویسنده از برانگیختن احساسات سطحی پرهیز می‌کند تا خواننده مستقیماً با حقیقت روبه‌رو شود؛ حقیقتی که نه راحت است و نه دلگرم‌کننده.

سگ بیش از آن‌که درباره رابطه انسان و حیوان باشد، درباره رابطه انسان با قدرت است. این کتاب می‌پرسد: وقتی قدرت داریم، با دیگری چه می‌کنیم؟ او را تربیت می‌کنیم یا مطابق میل خود شکل می‌دهیم؟ و اگر حاصل این قدرت خشونت و فاجعه باشد، آیا شهامت پذیرش مسئولیت آن را داریم؟

نقطه قوت اصلی سگ ایجاز و دقت فلسفی آن است. اشمیت بدون شعاردادن یا توضیح اضافه، فضایی می‌سازد که خواننده ناچار به فکرکردن می‌شود. معنا به تدریج و گاه تلخ، در ذهن شکل می‌گیرد و همین فرآیند آهسته، تأثیر کتاب را ماندگار می‌کند. با این‌حال، همین ویژگی می‌تواند برای برخی خوانندگان چالش‌برانگیز باشد؛ داستان کوتاه است و پایان‌بندی آن ممکن است برای علاقه‌مندان به روایت‌های کلاسیک، ناگهانی یا ناتمام جلوه کند. سگ بیش از آن‌که داستان‌محور باشد، اندیشه‌محور است.

اشمیت در این اثر، سگ را نه فقط نمادی از وفاداری،که نشانه‌ای از وابستگی، اطاعت، خشونت و وجدان انسانی می‌بیند. رابطه انسان و سگ از سطح عاطفی فراتر می‌رود و به عرصه‌ای برای بررسی سلطه، مسئولیت اخلاقی و سوءاستفاده از قدرت تبدیل می‌شود. نویسنده نشان می‌دهد چگونه انسان می‌تواند موجودی وفادار را به ابزار خشونت بدل کند و در عین حال، خود را بی‌گناه بداند.

پایان کتاب، مانند بسیاری از آثار اشمیت، آرام اما سنگین است. نه شوک‌آور است و نه امیدوارکننده؛ بلکه خواننده را تنها می‌گذارد با پرسشی که شاید مهم‌ترین دستاورد کتاب باشد. سگ کتابی نیست که لزوماً دوستش داشته باشیم؛کتابی است که مجبورمان می‌کند فکر کنیم و گاهی همین اجبار، برای ارزشمندبودن یک اثر کافی است.

این کتاب بیش از همه، مناسب خوانندگانی است که به ادبیات فلسفی و نمادین، روایت‌های کوتاه اما عمیق، و تأمل درباره مفاهیمی چون اخلاق، خشونت، قدرت و مسئولیت انسانی علاقه دارند. برای کسانی که به دنبال داستان پرحادثه و سرگرم‌کننده با پایانی کاملاً مشخص هستند، انتخاب مناسبی نیست.

در نهایت، سگ کتاب کوچکی با پرسش‌های بزرگ است؛ اثری که بی‌آن‌که حکم صادر کند، خواننده را وادار می‌کند به سهم خود در چرخه خشونت، تربیت و قدرت بیندیشد.کتابی که بیش از خوانده‌شدن، در ذهن باقی می‌ماند.

کتاب «سگ» اثر اریک امانوئل اشمیت، با ترجمه سروش حبیبی، توسط انتشارات نیلوفر منتشر شده است.