یادداشت «رویا آزاد مطلق»، به بهانه حضور در نمایشگاه نقاشی «آن‌جا درختی بود»

لینک کوتاه :

به اشتراک بگذارید:

۵/۵ - (۱ امتیاز)

فرصتی برای بیان احساسات

نمایشگاه گروهی هنرهای تجسمی «آن‌جا درختی بود» از روز پنج‌شنبه ۱۲ شهریورماه در باغ‌موزه قصر آغاز به کار کرد و بیش از ۹۰ هنرمند عرصه تجسمی، آثار خود را در معرض نمایش گذاشتند. در این نمایشگاه نقاشی، که به همت گروه هنری «ژامک» و با مدیریت لیلا زمانی برگزار شده، هنرمندان تجسمی روایتی بصری از نگاه مفهومی به درخت را در معرض دید عموم گذاشتند.

«رویا آزاد مطلق»، یکی از هنرمندانی‌ست که در این نمایشگاه حضور دارد. این بانوی هنرمند، به بهانه برپایی نمایشگاه «آن‌جا درختی بود»، یادداشتی در اختیار ما قرار داده که می‌خوانید.

ـ ـ ـ

در این اثر تلاش کرده‌ام درخت را نه صرفاً به عنوان تصویری از طبیعت، بلکه به عنوان نمادی از انسان، زندگی و تجربه‌های درونی او به تصویر بکشم. درخت در نگاه من موجودی زنده و پویاست که مانند انسان دوره‌های مختلفی را پشت سر می‌گذارد. گاهی سرشار از شکوفایی و زندگی‌ست و گاهی با خشکی، سکوت و فقدان مواجه می‌شود اما ریشه‌هایش همچنان با استقامت در خاک باقی می‌مانند. در مرکز اثر قلبی انسانی قرار گرفته. انتخاب قلب در این جایگاه برای من نمادی از احساس، عشق، رنج، امید و تمام تجربه‌هایی است که انسان در طول این مسیر با خود حمل می‌کند. قلب سرچشمه حیاط و نقطه پیوند میان ذهن و طبیعت است. چهار بخش متفاوت درخت: بهار، تابستان، پاییز و زمستان به ترتیب و طبق چرخش عقربه‌های ساعت و زمان در حرکتند که تداومی از چرخه زیستی است.

غروب و طلوع در دو سوی تصویر نشان می‌دهد که پایان و آغاز هم‌زمان اتفاق می‌افتند، درست همان‌طور که انسان میان فقدان و امید، هم‌زمان در حال فرو ریختن و قدکشیدن است. شکوفه‌های صورتی و برگ‌های سبز نشان از تولد دوباره و شکوفایی است و حتی در بخش‌هایی که نشانه‌هایی از خشکی دیده می‌شود، ریشه‌ها همچنان پابرجا هستند که نشانی از استقامت است. طلوع و غروب، روشنایی و تاریکی، خشکی و شکوفایی، همگی در کنار هم قرار گرفته‌اند تا نشان بدهند زندگی از تضادها شکل  می‌گیرد. آن‌چه این بخش‌های متفاوت را به یکدیگر پیوند می‌دهد، همان چیزی است که در مرکز اثر قرار گرفته؛ قلب.

هدف من در ترسیم این تابلو، ساخت جهانی بود که در آن مرز بین بدن و درخت، بین فصل‌ها و احساسات و بین تاریکی و روشنایی از میان برداشته شود؛ جهانی که در آن قلب، ریشه تغییر است. هنر نیز برای من فرصتی است برای بیان همین احساسات و تبدیل تجربه‌های زیستی به تصویری که بتواند با مخاطب ارتباط بر قرار بکند.