نگاهی به نمایش ناسور، نوشته خیرالله تقیانی پور و کار افسانه زمانی
زخم مانده بر دل

رضا-آشفته رضا آشفته – هنردستان/ ناسور برگرفته از تکنیک های نمایش ایرانی است و ارجاعی دارد به تاریخ دوران مشروطیت و از این بازی دو جمنبه حال و هوای ایرانی و شیوه نمایش های خودمان را بروز خواهد داد و این دو گانۀ شکل و محتوای ایرانی به شکل بارزتری نمود خویشتن پنداری را بر ما آشکار خواهد کرد. افسانۀ زمانی از آن دست کارگردانانی است که در این سالها بر شیوه ها نمایش ایرانی و بیان افسانه ها و حال و هوای ایرانی تاکید بسیار دارد و البته بر شکل درست و ایجاد فضای قابل تاثیر نیز اصرار می ورزد.

در این نمایش هم با شبیه خوانی و هم نقالی و هم آواز سنتی بر ایجاد یک فضای یکدست و کاملا ایرانی تاکید می شود. این عناصر نمایشی و موسیقایی تازگی ندارد اما در کنار هم قرار گرفتن آنهاست که حال و هوای تازه ای به اثر می بخشد. اینکه بشود در استخراج و بهره وری تکنیک ها و از تلفیق آنها ابراز وجود کرد نکتۀ برجسته ای است که هنر را از آن وضعیت کهن و سنتی بیرون خواهد آورد. یعنی حرکت رو به پیش و آوانگارد در هنر به همین بازنمایی و خلق الساعه کردن ابزار و عناصر کهن خواهد بود. اینکه بشود داشته های قدیمی را پس و پیش کرد و از ترکیب و تلفیق آنها نهراسید و این همان حرکت تجربی است که متاسفانه به اشتباه در حرکت های هنر غربی بازنمایی می شود و البته به دلیل وابستگی بیش از حد به همان متدهای غربی راه به جایی نیز نخواهد برد.

tiwall_sample_photo2_re33043cfbd9238bddcaab04b6c347374

ناسور از زخم مانده بر دل می گوید و راوی حکایت عشق است. ما ایرانی ها در میان شرقی ها همواره بر عشق و تغزل تاکید بسیار داشته ایم برای همین هم هست که در غزل سرایی و مثنویات عاشقانه دست والایی داریم و در شعر جهان سرآمد شده ایم. حالا بهتر است که در تئاتر و سینما نیز از این منابع و سرچشمه های عالی انسانی بهره مند شویم.

قصه ناسور از این قرار است؛ روزهای پریشانی ملک و ملت است و در این خانۀ عیانی نیز پری بانو (رویا میرعلمی) حال و هوای خوبی ندارد و پریشان احوال است. ذبیح (علیرضا آرا) نوازنده و خواننده که از مشروطه چی هاست به نام مطرب پناه می آورد به خاتون (نسیم ادبی) که خود اسباب طرب و سرگرمی است… ماه منیر خانم (گیتی قاسمی) از ذبیح امتحان می گیرد اگر دلش را راضی کرد که در خانه می ماند وگرنه باید آنجا را ترک کند. می ماند  با آوازهیش دل از پری بانو و البته خاتون می برد. پری بانو از ذبیح می خواهد که به او آوازخوانی و نوازندگی تار بیاموزد. می آموزد و مادرش بو می برد و نمی خواهد این رابطۀ عاشقانه سرانجامی بیابد. او ذبیح را به دولتی ها و ضد مشروطه چی ها تحویلش می دهد که هوای عاشقی از سر پری بانو بپرد… خاتون که در این دسیسه همدست شده است بساط مجلس شبیه خوانی یوسف و ذلیخا را پهن می کند که بگوید در این رابطه چون ذلیخاست و از فراق یار می سوزد و می سازد و پری هم حالش بهتر از او نیست و انگار این ماه زیبا تا همیشه پشت ابرهای تیره پنهان شده باشد!

60967_635766310835015634_l

خیرالله تقیانی پور دست خوبی در نوشتن موقعیت هایی دارد که در آن خط و ربط تکنیک های نوشتاری درام ایرانی رعایت شده باشد و البته در ناسور از تلفیق دو شیوۀ درام غربی و ایرانی بر آن است که یک تراژدی عاشقانه بیافریند.  او آنجاهایی که ایرانی می نویسد بسیار موفق تر است از آنجایی که اتکایش بر درام غربی است. برای اینکه ظرافت های تکنیک های ایرانی مانند نقالی و شبیه را به خوبی می شناسد و سعی می کند که به درستی وضعیت و چالش هایش را بازنمایی کند اما برای ایجاد درام غربی انگار کم می گذارد و شاید هم از سر ناچاری به آنچه که باید در شکل گیری درام غربی بیانجامد کم می گذارد. اگر ذبیح مشروطه خواه است و حضورش بسیار پر رنگ است از آن سو باید نمایندگان ضد قهرمان هم حضورشان مشهود باشد که نیست. اشقیا کنشگرانه در شبیه خوانی به روایت سمت و سو می دهند که اگر بر آن تاکید می شد هم به لحاظ ساختار ایرانی و هم ساختار درام غربی؛ ما شاهد اتفاقات بهتری در خلق درامی تلفیقی بودیم برای همین کنش ماه منیر و حتا همراهی خاتون نمی تواند به تنهایی کامل کننده این مسیر باشد و در قربانی شدن ذبیح دخل و تصرفی موثر داشته باشد اما فقط شاهد یک رویداد هستیم بی آنکه این رویداد بتواند ما را دچار فعلی ماندگار و موثر گرداند. هر چند زمینه های خلق و توجه به تکنیک هاست که در شکل، هوش و حواسمان را معطوف به قضایای قابل درکی می سازد اما در خود درام این کمبودها مشهود است و نمی تواند موجبات یک تاثیر ماندگار را فراهم کند.

tiwall_sample_photo7_re33043cfbd9238bddcaab04b6c347374

به هر تقدیر تلاش افسانه زمانی در مقام کارگردان است که جلوه های موثر نمایش ناسور را نمایان می سازد. مثل تاکید بر طراحی صحنه، هدایت درست بازیگران و استفادۀ بهینه از موسیقی و آواز ایرانی و همچنین بهره مندی از شیوه های اجرایی شبیه خوانی و نقالی است که ارزشمندی و تضمین لازم را برای تماشای ناسور ممکن ساخته است. یعنی کارگردانی و اجرا بر متن و محتوا ارجحیت یافته است که در واقع کمال هر یک از اینها است دوام و بقای یک اثر را در اجرا ممکن خواهد ساخت.

بازیگران درست هدایت شده اند و توان خود را در بازنمایی این اجرا به درستی به تماشا گذاشته اند که بخشی از این توان مندی نحوۀ درست آوازخوانی هاست که در این جا امتیازی است برای هر یک از این بازیگران که نسیم ادبی، علیرضا آرا و رویا میرعلمی در این فضا تلاش زیبایی دارند. در ضمن هر یک بر آن است که نقش خود را بارزتر گرداند. چنانچه تلاش های نسیم ادبی که بیشتر در موقعیت های واقع گرایانه بازی و حضورش را رخ نمایی کرده است، این بار در جلوۀ دیگری از بازیگری خود را نمایان می کند. تلاشی درست برای نقالی کردن و شبیه خوانی و اینکه بتواند در جای مناسب حضورش را اثبات کند که می تواند اهل مطربی باشد و طنازی و حتا در عاشقی کم نگذارد و احساسات درستش را بروز دهد. پریشانی پری بانو هم به درستی از سوی میرعلمی بازی می شود. علیرضا آرا نیز آمده است که خوانندگی را بنمایاند که درست هم می خواند. اما گیتی قاسمی اتکایش به یک تیپ و شمایل تکرار شونده است و از آن بارقه های خلاق بازیگری اش در اینجا نمود و نشانه ای یافت نمی شود. الهه شه پرست نیز به لال بازی در سطح اکتفا کرده است و شاید کارگردان انتظاری بیش از این نداشته است و این دو بازیگر نخواسته اند برخلاف اجراهای قبلی شان حضور بهتری در کارزار صحنه نمایان سازند.

2063623

دکور هم طوری است که در آن همه چیز تعریف و اجرایی خواهد شد. یک چهار ستون و مکعب مستطیل شکل که در آن عمارت اعیانی و راهروها و باغ و حوض به تماشا در می آید و البته بخشی از این مکان ها با بازی و دیالوگ بازیگران به عینیت در می آید و به اصطلاح فضاسازی خواهد شد. شاید این هم کارکرد و زیبایی شناسی حاصل از این دکور چند کاره باشد.

موسیقی نیز ایرانی است بر رنگ  لعاب صحنه و توجهات اجرایی می افزاید و زیبندگی و ضرباهنگ اجرارا نیز ممکن می سازد.

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?