گفتگو با عوامل «پدر آن دیگری»/ 3
بنفشه صمدی: برخی عروسک‌گردان‌ها بازیگران خجالتی هستند/ کریمی: مسئولان مدعی هیچ کمکی نکردند

هنردستان: مصطفی زبرجد/ این روزها «پدر آن دیگری» روی پرده سینماهاست. فیلمی که خانواده های ایرانی را با خود همراه کرده است و آنها پس از دیدن فیلم تماشای آن را به دوستان و آشنایان پیشنهاد می کنند.

قسمت دوم میزگرد ما با عوامل پدر آن دیگری از نظرتان گذشت. اینک قسمت سوم این گفتگو را در ادامه می خوانید.

از تجربیات و کارهایی که قبل از پدر آن دیگری داشتید بگویید.

بنفشه صمدی: از پنج سالگی بازی در «ایستگاه» را با نقش دختر گل فروش که در پایان فیلم بمب را پیدا کرد شروع کردم، بعد از آن در 10 سالگی در آپارتمان شماره 13 نقش دختر مرحوم اسماعیل خانی را بازی کردم، بعد از آن «دمرل»، «سارای» و «تکمچی». در دوران دبیرستان به کلاس های آقای سمندریان ملحق شدم و افتخار شاگردی و گذراندن دوره کامل تدریسشان را داشتم. سپس در دانشکده هنر و معماری در رشته بازیگری-کارگردانی قبول شدم و همزمان تئاتر کار می کردم اما از بچگی علاقه زیادی به کار عروسکی داشتم و همزمان با تئاتر به بچه های عروسکی ملحق شدم.

کم کم به جهت آشنایی با خانواده نصرت کریمی و از آنجا که ماندانا کریمی کار عروسکی می کردند و معلم اول من بودند، من را به عنوان عروسک‌گردان به یک سریال عروسکی معرفی کردند و فعالیت هایم جدی شد. چند کار تلویزیونی انجام دادم و دیدم که استاد بهروز غریب پور در حال راه اندازی اپرای عروسکی نخی هستند داوطلبانه در گروهشان پذیرفته شدم و در اپراهای «رستم و صحراب»، «مکبث»،« عاشورا»، «مولوی»،« آهو یاهو» ، حضور داشتم و در جشنواره های خارجی همراهشان بودم. در کنار این کارها دستیاری هم می‏ کردم که در فیلم« رفیق بد» دستیار آقای ایرج طهماسب بودم .

سپس از سوی آقای طهماسب برای مجموعه های کلاه قرمزی هم دعوت شدم که در آنجا عروسک گردان ببعی بودم و در فیلم سینمایی « کلاه قرمزی و بچه ننه» عروسک گردان بچه ننه، صدای او و مادر بچه ننه گل قرمزی من بودم. من بیشتر در فیلم‏های عروسکی حضور داشتم که بیش از 30 اثر بوده است. در «پدر آن دیگری» به شدت تشویق شدم و نسبت به خودم اقبال بسیاری دیدم که باعث شد بازی در سینما را هم جدی‏ تر دنبال کنم.

عروسک گردانی و شخصیت بخشی به عروسک ها تا چه میزان روی بازی شما در «پدر آن دیگری» تاثیر داشته است؟

بنفشه صمدی: خلاقیت در عروسک گردانی بسیار مهم است و باید به آن فکر کنی که چگونه حس خود را بدون بیان و با بدن عروسک نشان دهی. این از نظر ذهنی بسیار کمک کننده است که ذهن داستان نویسی پیدا کنی اما برای اینکه در بازی جلوی دوربین ظاهر شوی کافی نیست. در این میان عده‏ ای هم چون جلوی دوربین روی ظاهر شدن ندارند به عروسک گردانی روی می‏ آورند. من چون از کودکی جلوی دوربین رفته بودم و مشکلی با آن نداشتم و کودک درونم هم به جهت عروسک گردانی زنده بود ذهن من برای نقش و چگونه بازی کردنم آماده بود و توانستم از عهده نقش برآیم.

بازی در کنار همسر چطور بود و چقدر کمک کرد به اینکه بتوانید راحت نقش خود را ایفا کنید؟

بنفشه صمدی: ما چون برای همان نسل و انتهای دهه 50 هستیم و دانشجو بودیم معاشرت‏ های فرهنگی و سالمی داشتیم و تئاتر، سینما و کوه می‏ رفتیم اما ترس ولرز داشتیم. یک بار که به کوه رفته بودیم کوه را بسته بودند و دختر و پسر را با هم راه نمی‏ دادند. چون ما برای همان نسل هستیم وقتی با هم صحبت می ‏کردیم قرار گذاشتیم دیالوگ‏ها را واقعی کنیم و برمی‏ گرداندیم به دیالوگهایی که آن زمان صحبت می‏ کردیم. این برای من کمک کننده بود به ویژه شناختی که از هم داشتیم به هر دو کمک می کرد تا از پس نقش بهتر برآییم.

چرا موضوع در سال 75 روایت می‏ شود و بیان موضوع فرشته و رامین با وجود اینکه فیلم موضوع کودک است به نوعی تناقض نیست؟

بنفشه صمدی: قصه فرشته و رامین در خدمت قصه شهاب است چون اولا نشان می‏ دهد این آدمها در پیشبرد کارهای خود از این بچه سو استفاده می‏ کنند و دوم این که وقتی فرشته گم می‏ شود شهاب محل او را نشان می‏ دهد که مشخص می‏ شود شهاب باهوش است و کند ذهن نیست و رابطه خانواده با او بهتر و قصه ما هم تمام می‏ شود بنابراین ما کاملا در خدمت قصه شهاب حرکت کردیم.

سعید کریمی: حساسیت رسانه‏ ها به داستان فرشته و رامین به نسبت ما بر می گردد. مطمئنا اگر ما نسبتی نداشتیم این همه حساسیت وجود نداشت در حالی که اگر دقت کنیم بسیار روشن است که این داستانک در خدمت قصه اصلی است. از سوی دیگر مطمئنا آقای صمدی هم اگر ما شایسته این نقش نبودیم به ما پیشنهاد نمی دادند چون اساسا انسانی شایسته سالار هستند و به رابطه اعتقادی ندارند و اگر ما شایسته نبودیم قطعا در فیلم جایی نداشتیم یا اگر یکهو و با رابطه به دنیای تصویر وارد شده بودیم تا کنون جایی در هیچ کجا نداشتیم.

صمدی: اول اینکه تا ‏آنجا که می ‏توانستم سعی داشتم وفادار به رمان باشم و این قسمت از قصه که شما می‏ بینید به هیچ عنوان به خاطر جذابیت گیشه نبوده است. اتفاقاتی که برای شهاب می‏ افتد یکی سواستفاده از شهاب بود که در جاهای دیگر رمان نبود. یعنی پرخاش‏های پدر، ناامیدی از شهاب، تبعیض بین بچه‏ ها، سواستفاده از حرف نزدن شهاب توسط فرشته ، سبب حرف نزدن بچه، لج کردن، قهر کردن و پرخاش کردن او می شود. اگر ژرف‏تر نگاه کنیم با این بچه می‏ شود قصه را بیان کرد وقتی هست امنیت وجود دارد مثل حضور او در پارک و سوپر مارکت. در بقالی هم چیزهایی را حس می‏ کند. یک بار با فرشته نمی‏ رود و دختر بدون او شب بیرون می‏ ماند و پدرش اکبر عبدی تا مرز سکته می‏ رود. سعیدکریمی و بنفشه صمدی بودند یا نبودند من این بخش از رمان را به عنوان یکی از گزینه‏ هایم استفاده می کردم . چون بحث سو استفاده از بچه بود. اگر می‏ خواستم این را در امسال و سالهای اخیر بیان کنم امکان آن وجود نداشت و قابل باور نبود چرا که اکنون دختر و پسر به راحتی دست در دست هم قدم می ‏زنند و کسی با آنها کاری ندارد. از سوی دیگر ما سختی‏های فراهم کردن فضای سال 75 را به جان خریدیم تا این داستانک روایت شود. ماشین‏ها، لباس‏ها، برندها مواردی بود که ممکن بود در فیلم از دستمان خارج شود بنابراین، این حساسیت وجود داشت. اصل قصه در دهه ی ۶۰ اتفاق می افتد که بازسازی آن بسیار سخت و پر هزینه بود . از سوی دیگر موردی که باعث شد ما زمان فیلم را سال ۷۵ معرفی کنیم تلفن همراه بود که الان همه دارند و با یک پیامک از داخل جیب قادر به اطلاع رسانی هستند و این اطلاع رسانی بسیاری از گره های داستان را باز می کرد . بنابراین باید داستان در آن زمان روایت می‏ شد و تمام احتیاط و حواسمان این بود که کسی با تلفن همراه در صحنه ظاهر نشود و مجموع این مشقت‏ها فیلمی شد که در حال حاضر مردم آن را می‏ بینند.

بازی کنار بازیگرانی کاملا حرفه‏ ای و گلچین شده چطور بود و تا چه میزان به شما کمک کرد؟

سعید کریمی: من بیشتر با خانم صمدی و یک سکانس با خانم قاضیانی بازی داشتم اما در مقام دستیاری با این اکثر این بازیگران قبل‏ از این همکاری داشتم . با حسین یاری، اکبر عبدی و در تئاتر با خانم سپاه منصور کار کرده بودم. کاملا از آن عزیزان شناخت داشتم. قطعا حضور آنها کمک است و باعث انگیزه در ما می‏ شد .

بنفشه صمدی: قبلا با این عزیزان در سمت دیگری همکاری داشتم اما با خانم قاضیانی که سکانس‏های بیشتری بازی کردم تجربه بازی نداشتم، خیلی همراه و کمک خوبی بودند و تنها خوب بودن بازی خودشان مهم نبود و خوب بودن بازی طرف مقابل هم برای او مهم بود. از سوی دیگر وقتی بازیگران همه خوب هستند شما هم باید خوب باشید و سطح خود را به بازی آنها برسانید تا تفاوت چندانی نداشته و به فیلم ضربه نزند. پشت صحنه خیلی خوب و آرامی داشتیم و بازیگران از نظر کاری و اخلاقی بسیار عالی بودند و همه ی اینها به موفقیت من و فیلم کمک کرد.

خاطره ای از بازیگرانی که به شما نزدیک بودند و با آنها رابطه داشتید برایمان بگویید؟

بنفشه صمدی: من عضو کنسرت عروسکی حشرات خانم مریم سعادت هستم و پیش از این با هم کار کرده بودیم و هم را می‏ شناختیم و با ایشان راحت بودم و ایشان نیز در بازی به من کمک می کردند.

سعید کریمی: چند روز مانده به شروع نقشم اکبر عبدی هر بار می‏ پرسید نقش رامین را چه کسی قرار است بازی کند باید دو تا چک بهش بزنم. چون رامین با فرشته دوست می شود و آقای عبدی نقش پدر فرشته را در فیلم بازی می کردند . وقتی فهمید قرار است من بازی کنم گفت خیالم راحت شد تو خوب هستی و خطری نداری ( میخندد ). دو سه مورد کلیدی به من گفتند که خیلی به دردم خورد.

آنچه در قبل از تولید پیش بینی می کردید بعد از تولید و اکران محقق شد؟

سعید کریمی: تصور ما این بود که مسئولانی که مدام در خصوص نهاد و بنیان خانواده شعار می‏ دهند حمایت زیادی از این فیلم کنند به ویژه که این روزها خانواده کاملا در خطر است و وقتی نگاه می‏ کنید تعداد ناچیزی هنوز به نهاد خانواده و سنتهای ارزشمند اهمیت می‏ دهند. مسئولین که هیچ همکاری نکردند و خیلی از حمایتهایی که برای بهتر دیده شدن این فیلم می‏ توانستند انجام دهند نکردند. اما مردم در اکران جشنواره و چه در حال حاضر همه راضی از سالن بیرون می‏ آیند. فیلمی که بالذات برای خانواده است و تماشاگران ارتباط بسیار خوبی با فیلم برقرار می کنند . مشکل اصلی شلوغی بی حساب فیلم ها در اکران است و کمبود سالن نمایش . از سوی دیگر جشنواره فجر در راه است و فیلم‏ها پشت اکران مانده ‏اند و هر هفته سه فیلم اکران می‏ شود و در حال حاضر سیزده فیلم روی پرده است و این از سیاستگذاری غلط است که خیلی از فیلم‏ها دیده نمی‏ شوند، حقشان ضایع می‏ شود و باعث درگیری سینماگران برای اکران شده است. این یعنی فیلم سوزی. فیلم هایی مثل « پدر آن دیگری » برای بهتر دیده شدن زمان می‏ خواهد که شکر خدا روز به روز این اتفاق افتاده است.

بنفشه صمدی: وقتی شروع کردیم تصمیم ما فیلم خوب بود و سر فرصت و حوصله ساخته شد اما اتفاقی که در شب کاخ جشنواره افتاد ما را شگفت زده کرد. فکر نمی‏ کردیم آخرین سانس کاخ جشنواره سالن کامل پر از جمعیت شود، همه راضی باشند و یکی از طولانی ترین نشست های خبری تا ساعت 2 شب و با تحسین همراه بود. آنجا بود که فهمیدیم کار ما موفق خواهد بود.

در این فیلم نسل اول خیلی خوب در تربیت بچه به تصویر کشیده شده است که در بخشی از این فیلم با بازی جمشید مشایخی و شمسی فضل الهی بازی می‏ کنند که باعث خندیدن کودک می شود و در بخش دیگر ثریا قاسمی که باعث حرف زدن و تحول کودک می شود. در این میان برخی نظرات مبنی بر این است که نقش جمشید مشایخی و شمسی فضل الهی در فیلم می توانست نباشد و برای پر کردن آنتن است. نظر شما در این باره چیست؟

صمدی: گرچه نقش آنها کوتاه است اما اگر به آن فکر شود می‏ شود فهمید این بچه هیچ‏گاه سر یک سفره با خانواده شام نخورده یا به او توجه نشده است. اولین بار در خانه سینی غذا رو پایش است و خانواده در آشپزخانه در حال دعوا هستند. اولین بار خانه اقای مشایخی روی میز شام دور هم هستند و تشویق می شود به خوردن شام. اول صبح کسی وارد اتاق می شود و می‏ گوید صبح بخیر. در خانه مادر فدات شم می‏ گوید اما درک در او نیست. ماجرا مفصل‏تر از این که در فیلمِ فعلی است در تولید شده آن بود اما کاش سالن‏های سینما می‏ پذیرفتند و گرفتار سانس بندی نمی شدیم. مجبور شدم برای سانس بیشترِ فیلم ده دقیقه از فیلمم را کم کنم تا اکران شود اما در همه دنیا 4 ساعت هم اکران می شود که این به فقر ما بر می‏ گردد. مادربزدگ صرف سنتی نیست و می ‏بینیم که کتاب هم می‏ خواند و ترکیبی از تجربیات و مطالعات خود را دارد و جدا از این خانواده در شهر دیگری زندگی می‏ کند. حالا که فرصتی پیدا شده همسویی می کند با بچه و می‏ گوید حق با تو است منم بودم با این‏ها حرف نمی‏ زدم. سر میز شام به غذا خوردن مادربزرگ نگاه می‏ کند و با نگاه به کارهای مادربزرگ مثل دعا کردن و پاک کردن دهان با دستمال، او نیز این کارها را انجام می‏ دهد. چیزی که شاید در خانه خود و با خانواده این گونه نبوده است.

به نظر شما رفتار حسین یاری به عنوان پدر اغراق شده نبود؟

صمدی: نخیر . این‏ها دیده شده است . پدر در مورد پسرهایش آرمانخواه است و می‏ خواهد پسرش قوی باشد و وقتی سرش را زمین گذاشت بتواند از خانواده ‏اش حمایت کند، در هر کار کمکش کند و با مقام و شغل پسرش پز دهد. وقتی از پسرش که کاری نمی‏ تواند کند ناامید شد رفتارش با پسر عوض می‏ شود یعنی بفرما فراموش شده و بشین به بتمرگ تبدیل شده است.

عده ای اعتقاد دارند «پدر آن دیگری» تلویزیونی است. نظر شما چیست؟

کریمی: یک نفر با ژست روشنفکری عنوانی را وسط می ‏اندازد و دیگران از او پیروی می‏ کنند. اساسا تعریف فیلم تلویزیونی چیست؟ یکی بیاید و این را تعریف کند، بعد با هم بحث کنیم . یک چیزی شنیدند و بدون آگاهی از کاربردش همینجوری می‏ پرانند و فکر می‏ کنند باید در فیلم دو تا پشتک هم زد و ژان گولر بازی در آورد تا بشود به آن فیلم سینمایی گفت. چون خیلی از این افراد سواد درستی برای تحلیل ندارند فقط به کلی گویی می پردازند. تنها برای اینکه بگویند ما هم هستیم .

صمدی: آنهایی که در مورد هر فیلمی می‏ گویند تلویزیونی است اصلا مدیوم سینما و تلویزیون را نمی‏ شناسند. شاید منظورشان روایت ساده ایست که من در این فیلم دارم . اقتضای این فیلم روایت به همین سادگی است. فیلم «ایستگاه» من پر از میزانسن و تکنیک است . محتوا و روانشناختی شده است و نظیر آن هم ساخته نشده است. چون آن قصه می طلبید که آنگونه روایت شود . من یک فیلمساز غریزی هستم، تکنیک را بلدم و ابزار خود را هم می‏ شناسم. این در حالیست که خیلی از سریال‏ها یا فیلم‏ها در زمان مکالمه دو بازیگر دوربین بالا و پایین  می شود و می‏ چرخد. دوربین دیوانه شده!!! خوب حرفت را بزن. یا بچه‏ های جوان فیلمهای آنسوی مرز را عینا کپی می ‏کنند در حالی که یک فیلم به آن شیوه روایی احتیاج دارد و یکی ندارد. شناخت از مدیوم وجود ندارد. در تلویزیون یک سریال با فرانورهای موضعی آنچنانی آیا در خدمت فضا، محتوا و قصه هم هست؟ خیلی‏ها اینگونه نیست.

وضعیت اکران «پدر آن دیگری» چگونه است؟

صمدی: در شهرستانها به شکل محدود است، در مشهد به خاطر فیلم‏های زیاد و ارتباطاتی که وجود دارد پس از اکران در یک سالن کوچک از اکران برداشته شد. در تهران حدود 13، 14 سالن آن هم با سانس کامل نیست. تنها سالنی که سانس ما کامل است سینما سرگروه ما استقلال است. بقیه سینماها دو تا سه سانس است اما آن هم ساعت‏های بد که مردم به سختی حضور پیدا می‏ کنند. بهترین زمان‏ها 5، 7 و 9 شب است که آن هم ماجرایی دارد . دو هفته پیش در شب جمعه در سینماهایی که خوب می‏ فروختیم 5، 6 سانس ما را گرفتند خوب معلوم است که تماشاگر می‏ ریزد. تماشاچی آمده فیلم را ببیند . وقتی می‏ بیند نیست و فیلم دیگری را در این زمان اکران کرده اند خب تکلیف معلوم است. اگر شرایط اکران عادلانه شود و سالن ها و سانس‏هایی که به برخی فیلم ها می‏ دهند به همه بدهند و سرمایه‏ ای که به فیلم‏های دیگر دولتی می‏ دهند به همه بدهند آن وقت قضاوت کنید که چه فیلمی فروخته یا نفروخته است. توزیع فیلم ناعادلانه است. سینمای ما تا قبل از توزیع می‏ توان گفت یک مقوله فرهنگی است، از توزیع به بعد لومپنیزم مودبانه است. در ظاهر همه در حال کار فرهنگی هستیم اما سر هم را کلاه می‏ گذاریم که چه کسی خودش را بکشد بالاتر و پای خود را روی دوش او بگذارد و با سالن گرفتن از این و زمان بیشتر از آن، سانس و سالن او را بگیرند که خود بفروشند. باید بگویم موثرترین تبلیغ فیلم که پیش ‏بینی هم می‏ کردیم تا به امروز خود مردم بوده ‏اند که پس از خروج از سینما به دیگران معرفی می‏ کنند چون مشکلاتی است که مردم با آن روبرو هستند.

۰ دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

 

تمامی حق و حقوق این وب سایت متعلق به آژانس هنری هنردستان می باشد.

or

Log in with your credentials

or    

Forgot your details?