صعود ریشهها به سوی نور
سایت هنردستان: نمایشگاه گروهی هنرهای تجسمی، با عنوان «آنجا درختی بود» از روز ۱۲ شهریورماه در باغموزه قصر آغاز به کار کرد و بیش از ۹۰ هنرمند عرصه تجسمی، آثار خود را در معرض نمایش گذاشتند. در این نمایشگاه نقاشی که به همت گروه هنری «ژامک» و با مدیریت لیلا زمانی برگزار شده، ۹۱ هنرمند و ۱۸ تن از اساتید مطرح و پیشکسوت هنرهای تجسمی، روایتی بصری از نگاه مفهومی به درخت را در معرض دید عموم گذاشتند. «ژیلا قهرمان»،«یاسمن باستانی» و «نرگس اسدی»، سه تن از هنرمندان حاضر در این نمایشگاه هستند. این سه بانوی هنرمند، به بهانه شرکت در نمایشگاه «آنجا درختی بود»، یادداشتهای کوتاهی در اختیار ما قرار دادهاند که میخوانید.
***
ژیلا قهرمان؛ تلاشی برای برداشتن مرز میان انسان و طبیعت

در این اثر، با عنوان «درختِ درون»، انسان و درخت در مرزی محو به یکدیگر بدل شدهاند، گویی هر دو از یک ریشه آغاز شدهاند و سرنوشتی مشترک دارند. پیکره مرکزی، انسانی متفکر و اندوهگین است که بدنش به تنه درخت پیوند خورده و ریشههایش در گذشته امتداد یافتهاند. ریشهها، نماد خاطرات، تجربهها و زخمهایی هستند که بخشی از هویت انسان را شکل دادهاند. تنه، اکنون است؛ نقطهای میان گذشتهای که هنوز با ماست و آیندهای که هنوز شکل نگرفته است. شاخهها به سوی آینده گسترش مییابند؛ آیندهای مبهم و ناشناخته. کلاغها در میان شاخهها، تصویر خاطرات و اندوههایی هستند که گاهی در ذهن باقی میمانند و گاهی دور میشوند و دوباره بازمیگردند؛ همچون بخشی از حافظه که هرگز کاملاً خاموش نمیشود. در میان این تیرگی، روزنهای از روشنایی شکل گرفته؛ امیدی ظریف و نامطمئن اما هنوز زنده.
اثر «درختِ درون» تلاشیست برای از میانبرداشتن مرز انسان و طبیعت، چراکه هر دو ریشه دارند، زخم میخورند، رشد میکنند و با وجود تمام آنچه پشت سر گذاشتهاند، همچنان به سوی نور و آینده امتداد مییابند. این اثر یکی از مجموعه آثار دهگانه ذهنی بنده با مفاهیم و زوایای مختلف از انسان و طبیعت و تنیدگی و یکپارچگی آنهاست.

***
یاسمن باستانی؛ پیوندی میان دیروز و امروز
یاسمن باستانی، دارای مدرک کارشناس ارشد مهندسی معماری است و در فضای آکادمیک دورههای آزاد هنرهای تجسمی دانشگاه تهران (طراحی و نقاشی) نیز آموزش دیده. او از هنرمندان فعال در سبک دودلینگآرت با رویکردی شخصی و معاصر، با بهرهگیری از آموزههای استاد گلنراقی است. باستانی که با اثری به نام «هزارتوی ایرانی» و با تکنیک اکرولیک در این نمایشگاه شرکت کرده، در یادداشت خود به همین مناسبت نوشته است:
«این اثر با بهرهگیری از جریان آزاد و خودجوش خطوط که ریشه در ناخودآگاه هنرمند دارد و با تکیه بر رویکرد شخصی هنرمند در سبک دودلآرت، تلاشیست برای تلفیق این بیان شخصی با عناصر ماندگار هنر ایرانی. مفاهیمی چون سیمرغ، باغ ایرانی، خورشیدخانوم، گلهای رز سنتی، موتیفهای کاشیکاری و فرمهای هندسی تکرارشونده، در ساختار این نقاشی حضور دارند. ترکیب رنگهای اصیل ایرانی با بیانی امروزی، نه صرفاً بازنمایی گذشته، بلکه تلاشیست برای زندهکردن میراثی کهنه در قالبی نو. این تابلو، بازتابیست از هویتی چندلایه که در هزارتوی فرهنگ، زمان و خیال تنیده شده؛ دودلآرتی با امضای ایرانی،که در جستوجوی پیوندی میان گذشته و امروز، شکل گرفته است».

***
نرگس اسدی؛ نقطه آغاز زایش
تابلوِ «زایش خاکستر»، روایتیست از چرخه زندگی، از فرسودگی و خاموشی تا تولد دوباره و تکامل. در این اثر، خاکستر تنها نشانه پایان نیست، بلکه بستری برای آغاز است. فضای تیره و خاکستری اثر، یادآور مرحلهای از سکون، فرسایش و فروپاشیست؛ جایی که به نظر میرسد زندگی به پایان رسیده اما در دل همین تیرگی، امکان زایش شکل میگیرد.
تمامی پارچههای بهکاررفته در اثر به صورت دستی رنگرزی، سوختنگاری، زنگار و بافت شدهاند. تغییرات رنگ، سوختگیها، چینها و بافتهای ایجادشده بر سطح پارچه، بخشی از فرآیند شکلگیری اثر هستند و هر کدام ردّی از گذر زمان، فرسودگی و دگرگونی را در خود حفظ کردهاند. پارچه در اینجا تنها یک متریال نیست؛ جسمیست که همچون موجودی زنده تغییر کرده، آسیب دیده و دوباره شکل گرفته است.
«زایش خاکستر» درباره تکامل زندگی از دل تجربه، فرسودگی و تغییر است؛ درباره اینکه پایان هر مرحله میتواند مقدمهای برای شکلگیری مرحلهای تازه باشد. همانگونه که طبیعت از ویرانی دوباره زاده میشود، انسان نیز میتواند از دل شکستها، تغییرات و تاریکیهای زندگی، به شکلی تازه از بودن برسد. در این اثر، خاکستر پایان نیست؛ خاکستر، نقطه آغاز زایش است.









